1 382
Підписники
-224 години
-37 днів
-3430 день
Архів дописів
1 382
کاش کابوس میدیدم اما نه خواب تویی که دیگر نیستی
اگر مرهم نیستی حداقل نمک بر روی زخمم نباش
و هزاران <کاش> دیگر...
#مستر_هاشمی
1 382
کاش کنترل خواب هایمان دست خودمان بود، بهترین رویا را رقم میزدیم و تصمیم به بیدار نشدن میگرفتیم تا زمانی که شمع زندگی برای هميشه بسوزد و خاموش شود.
#مستر_هاشمی
1 382
Repost from N/a
نیازمند یک نامهم. یک نامهی چندخطی از آینده. حداقل هفتهشت سال بعد. از طرف خودم.
که نوشته باشه: سلام. اینجا همهچیز خوبه. تاریکیها تموم شده و تونل رو پشتسر گذاشتیم. ادامه بده. همهچیز درست شده.
1 382
Repost from N/a
نطفهی بیاستعدادیست
فراموشی،
که ثانیه
آبستنِ انتظار است
در زهدانِ زمان.
ـ رفتن از درها گذشته است.
به خواب نمیرود ماه
در تپشهای آفتاب،
که محفلِ دلتنگی
نبضیست
در رگِ ساعت
مسلول.
ـ رفتن از دیوارها گذشته است.
قابها از پنجرهها میگریزند،
الفاظ از نامهها،
و مِهی که در چشمهایم متلاشی شده
شبیه توست.
در آسمانِ ذهنم،
سلالهی ستارهای،
و خاطره،
شهابِ سرکشی
با سلوکِ باد.
عبورت،
سایهی پرندهای موهوم است
که از مترسکی کور
میگریزد.
انزوا در صراحتِ واژهها
شعر میشود؛
کابوسها،
فلسهایی در هیئتِ رویاهای مردهاند.
در مزارِ بوسهها،
با دستهای آلودهٔ گفتوگو،
به خوابت میآیم
و با ذبحِ حسِ ترس،
لبهایم را میگزم.
غلبه بر یأس
و تصورِ تو را دیدن،
با پیراهنی از یاسهای سفید،
جسارتِ تجسم است؛
گویی:
ـ رفتن از رفتن بازگشته است.
#حفصه_رئیسی
1 382
نطفهی بیاستعدادیست
فراموشی،
که ثانیه
آبستنِ انتظار است
در زهدانِ زمان.
ـ رفتن از درها گذشته است.
به خواب نمیرود ماه
در تپشهای آفتاب،
که محفلِ دلتنگی
نبضیست
در رگِ ساعت
مسلول.
ـ رفتن از دیوارها گذشته است.
قابها از پنجرهها میگریزند،
الفاظ از نامهها،
و مِهی که در چشمهایم متلاشی شده
شبیه توست.
در آسمانِ ذهنم،
سلالهی ستارهای،
و خاطره،
شهابِ سرکشی
با سلوکِ باد.
عبورت،
سایهی پرندهای موهوم است
که از مترسکی کور
میگریزد.
انزوا در صراحتِ واژهها
شعر میشود؛
کابوسها،
فلسهایی در هیئتِ رویاهای مردهاند.
در مزارِ بوسهها،
با دستهای آلودهٔ گفتوگو،
به خوابت میآیم
و با ذبحِ حسِ ترس،
لبهایم را میگزم.
غلبه بر یأس
و تصورِ تو را دیدن،
با پیراهنی از یاسهای سفید،
جسارتِ تجسم است؛
گویی:
ـ رفتن از رفتن بازگشته است.
#حفصه_رئیسی
1 382
اونو بیخیال ما با اینهمه بدبختی داریم کارمای کدوم کارمون رو میبینیم
#مستر_هاشمی
