گیلاسِ ناناس.
Відкрити в Telegram
فلانور. در جریان. Instagram:https://www.instagram.com/parisakhj_?igsh=MTJkdTgxb3J0Nzc1ZA==
Показати більше373
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+530 день
Архів дописів
در دلم چیزی ویران شده، چيزي که نمیدانم چیست و اظطراب و دل شوره مثل مِهی در ته دره ای بی آفتاب جایش را گرفته است. باید خودم را بالا بکشم. به سوی روشنایی سبز و چشم انداز های دور.
وسط خوندن خسرو و شیرین خوابم برد و حدود دو ساعت رو در در اون احوالات با خسرو پرویز و شیرین سپری کردم.
عزیزم
کاش میتوانستم تو را روی این صندلی کنار خودم بنشانم، در برت بگیرم و چشمهایت را تماشا کنم.
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم،بیگناه و در عین حال خطاکار،نه در یک سلول،بلکه در این شهر زندانی شدهام.
نامه به فلیسه فرانتس کافکا
آیا بهتر نبود که می رفت و در قبر خود می خوابید و می گذاشت رویش خاک بریزند؟! بدونِ وحشت از خدا می پرسید که آیا واقعا خیال می کند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟!
_ صد سال تنهایی
