uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

ㅤㅤㅤㅤㅤ

ㅤㅤㅤㅤㅤ

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
562
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝
#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝

#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝
#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝

#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝
#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝

#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝
#ترکیبی 📝 @English_idioms_pro📝

دزد با وجدان فقط این ! دزده به صاحب لپتاپ ایمیل زده که اگه فایلی چیزی نیاز داری بگو واست بفرستم 😂 @English_idioms_pro
دزد با وجدان فقط این ! دزده به صاحب لپتاپ ایمیل زده که اگه فایلی چیزی نیاز داری بگو واست بفرستم 😂 @English_idioms_pro

🌐قیمت خدمات🌐 ♦️فالوور فیک کایی : 10000 تومان ♦️فالوور ایرانی کایی : 15000 تومان 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ♦️لایک فیک کایی : 8000 تومان ♦️لایک ایرانی کایی : 1000 تومان 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ♦️کامنت فیک صدتا : 4000 تومان ♦️کامنت ایرانی صدتا : 5000 تومان 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ♦️ویو پست صدتا :3000 تومان 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ♦️ویو استوری فیک صدتا : 2000 تومان ♦️ویو استوری ایرانی صدتا : 4000 تومان 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 🚨نکته خیلی مهم : 30% بیشتر از سفارش خود دریافت خواهید کرد 🚨در صورت سفارشات بیشتر تخفیف خوبی هم داده خواهد شد.☺️ در صورت درخواست سفارش به آیدی زیر مراجعه کنید👇👇👇 🆔 @Users_Support_bot

✅ Away 🔷 Get away with 👉 To avoid punishment for. 🔶 قسر در رفتن، دم به تله ندادن، زیر آبی رفتن ✳️ Jonathan tries to get away with coming late to work almost every day; someday he'll suffer the consequence. ✳️ جاناتان سعی می‌کنه بابت هر روز دیر سرکار آمدن قسر در بره اما روزی نتیجه این کارش را خواهد دید. ✳️ Terence can't continue to put his friends down like that and expect to get away with it forever. ✳️ ترنس نمی‌تونه اینطوری به سر کار گذاشتن دوستانش ادامه بده و تازه انتظار داشته باشه که بابت این کار همیشه قسر در بره. @English_idioms_pro 🌠

✅ Along 🔷 Get along with 👉 To associate or work well with; to succeed or manage in doing. 🔶 1- سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن. 🆔 @English_idioms_pro

✅ Now 🔷 From now on 👉 From this time into the future. 🔶 منبعد، از حالا به بعد، از این پس، از اين به بعد ✳️ I'm sorry that I dropped by at a bad time. From now on I'll call you first. ✳️ متاسفم که بد موقع سر زدم. از این به بعد اول تلفن خواهم زد. ✳️ Mr. Lee's doctor told him to cut down on eating fatty foods from now on or else he might suffer heart disease. ✳️ دکتر آقای لی به او توصیه کرد که منبعد غذاهای چرب کمتری بخورد وگرنه ممکن است دچار بیماری قلبی شود. ✳️ From now on I'll be more careful. ✳️ از حالا به بعد مراقب‌تر خواهم بود. ✳️ I will never tell a lie from now on. ✳️ از اين به بعد ديگر دروغ نخواهم گفت. ✳️ You'll have to study harder from now on. ✳️ از اين به بعد بايد سخت‌تر مطالعه كنی. ✳️ I don't know what to do from now on. ✳️ از اين به بعد نمی‌دانم چیكار كنم. ✳️ I made up my mind to quit smoking from now on. ✳️ تصمیم گرفتم كه از اين به بعد سيگار را ترك كنم. ✳️ She will care for you from now on. ✳️ از اين به بعد او مراقب تو خواهد بود. 🔎 @English_idioms_pro

چنل محافظ ما⚡️ JOIN ⚡️

✅ Once 🔷 For once 👉 This one time, for only one time. 🔶 برای یکبار، فقط یکبار، برای یک بار هم که شده ✳️ For once I was able to win a game of golf against Steve, who is a much better player than I am. ✳️ فقط یک بار توانستم در بازی گلف، استیو را که خیلی از من بهتر بازی می‌کند ببرم. ✳️ Dad, for once would you please let me drive the new car? ✳️ پدر، برای یک بار هم که شده لطفا اجازه بده با این ماشین نو رانندگی کنم. 🔎 @English_idioms_pro

✅ Time 🔷 For the time being = For now 👉 Temporarily. 🔶 موقتا، فعلا، عجالتا ✳️ For the time being, Janet is working as a waitress, but she really hopes to become an actress soon. ✳️ جانت فعلا یک گارسون است، اما واقعا امیدوار است که روزی یک هنرپیشه شود. ✳️ We're living in an apartment for now, but soon we'll be looking for a house to buy. ✳️ فعلا داریم در آپارتمان زندگی می‌کنیم اما بزودی خانه‌ای ویلایی خواهیم خرید. 🔎 @English_idioms_pro 🌠

Thank you for your support❤️🌹
Thank you for your support❤️🌹

✅ Fix 🔷 Fix up 👉 To repair or put back in good condition; to arrange a date or an engagement for another person. 🔶 ١- تعمیر کردن، مرمت کردن؛ ۲- جور کردن، درست کردن ✳️ Since my visiting friend didn't have a date for dinner, I fixed her up with a friend of mine. They got along very well together. ✳️ از آنجا که دوست مهمانم برای شام قراری نداشت بنابراین او را با یکی از دوستانم جور کردم و آنها هم خیلی با هم جور شدند. ✳️ Instead of buying an expensive new home, we decided to buy an older home and fix it up ourselves. ✳️ تصمیم گرفتیم به عوض خرید یک خانه گران‌قیمت جدید، خانه‌ای کلنگی بخریم و آنرا خودمان مرمت کنیم. 🌠 @English_idioms_pro

✅ Fill 🔷 Fill in 👉 To write answer in; to inform, to tell. 🔶 1- (فرم) تکمیل کردن، پر کردن؛ 2- مطلع کردن، خبر دادن، گفتن به، گزارش دادن به ✳️ You should be careful to fill in the blanks on the registration form correctly. ✳️ باید در پر کردن صحیح جاخالی‌های فرم ثبت‌نام دقت کنید. ✳️ Barry was absent from the meeting, so I'd better fill him in. ✳️ باری در جلسه غایب بود بنابراین بهتر است نتیجه جلسه را به او بگویم. ✳️ Has anyone filled the boss in on the latest public relations disaster? ✳️ آیا کسی رئیس را در مورد اتفاق اخیر در روابط عمومی مطلع کرده است؟ 🌠 @English_idioms_pro

🐤do 🐧انجام دادن 🐤say 🐧گفتن 🐤this 🐧اين 🐤they 🐧آنها 🐤at 🐧در 🐤but 🐧اما 🐤we 🐧ما 🐤his 🐧او 🐤from 🐧از 🐤not 🐧نه 🐤by 🐧توسط 🐤she 🐧او 🐤or 🐧يا #لغت_مبتدی ‌‌‌‌‌ @English_idioms_pro

😂😂😂😂 @English_idioms_pro
😂😂😂😂 @English_idioms_pro

مردم مدام از من میپرسن کرونا چقدر جدیه؟ همه تون گوش کنید :کازینو و کلیسا رو بستن، وقتی جهنم و بهشت سر یه چیز با هم به توافق ر
مردم مدام از من میپرسن کرونا چقدر جدیه؟ همه تون گوش کنید :کازینو و کلیسا رو بستن، وقتی جهنم و بهشت سر یه چیز با هم به توافق رسیدن، یعنی مساله جدیه دیگه. @English_idioms_pro

واتساپ دوستمو هک کردم 😜👆🏻