آریا طبیبزاده Arya Tabibzadeh
Відкрити в Telegram
2 034
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
+4630 днів
Архів дописів
استاد علیاکبر شکارچی در صفحۀ یوتیوبشان، اجرای دروس کتاب ارزشمند آموزش وزنخوانی را منتشر میکنند که بسیار آموزنده است.
Repost from ایرج میرزا
آواز شهریار با همراهی کمانچه مجتبی میرزاده به مناسبت سفر هوشنگ ابتهاج به تبریز.
این اثر به همت مرحوم اصغر فردی در سال ۱۳۷۰ تهیه شده است.
مژده یوسف گم گشته به یعقوب رسید
مولوی در طلب شمس به تبریز آمد
🖋@IRAJMIRZA_OFFICIAL
Repost from Khosousi - خصوصی
شهریار سخن
آواز: محمدرضا #شجریان
تار: محمدرضا #لطفی
آواز: #شهریار
با حضور هوشنگ #ابتهاج
اجرای خصوصی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۵ - شور
اگر چه رند و خراب و گدای خانه به دوشم
گدایی در جانان به سلطنت نفروشم
در ابتدا دکلمهی شعری از شهریار توسط شجریان را میشنویم، سپس شهریار با تار لطفی چند بیتی به ترکی میخواند و در انتها شجریان با تار لطفی همان شعر ابتدایی را میخواند.
به نظر میرسد که این نسخه کامل نیست و اجرا باید از این بیشتر باشد. اگر نسخهی کامل این اجرا را در اختیار دارید لطفا با ما به اشتراک بگذارید.
سپاس فراوان از فواد سمیعی و استودیو المپیک بابت پالایش این اثر
سپاس فراوان از مهدی فتحی جهت طراحی کاور
ماجرای کامل این اجرا را در سایت بخوانید
دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=19139
🔗 Site • Instagram • Youtube • Twitter
کانال موسیقی #خصوصی
🎶 @Khosousi 🎶
چند تصویر زیبا از مکتب درس استاد علیاصغر بهاری
با حضور استاد علیاکبر شکارچی همراه با برخی شاگردان استاد، حدودا مربوط دهه شصت شمسی
(از جناب استاد شکارچی خیلی ممنونم که این تصاویر را در اختیار بنده قرار دادند)
طبق فرمایش استاد شکارچی، شاگردان استاد بهاری هر هفته -ظاهراً یکشنبهها- به منزل استاد شکارچی، و از آنجا به منزل استاد بهاری میرفتند. استاد شکارچی افزون بر کوک کردن ساز شاگردان، هر بار درسی را که استاد بهاری با ساز میزدند، میشنیدند و بهخاطر میسپردند و بعدا با شاگردان آن را کار میکردند.
نام برخی از شاگردان استاد که در این تصاویر حضور دارند عبارت است از:
آقایان کیانی، ابوالفضل خودی، یاشار امامجمعهزاده، مهندس هدایتی، سرتیپ ابراهیمی، احمد میرهاشمی، سعید کامجو، علی هوشنگی، افشین سپهوندی، حسینی، و زنده یاد مهندس منصور فرهمند
@aryatabibzadeh
Repost from Mahoor Institute نشر ماهور
نوراهان
بداههنوازی با کمانچهی ششسیم باقرخانی
کمانچه: آریا طبیبزاده
ناشر: ماهور، 1403
نوراهان نخستین آلبوم تکنوازی کمانچهی ششسیم (باقرخانی) است. اولین آثار ضبط شدهی این نوع کمانچه نواختههای باقرخان رامشگر در اواخر دورهی قاجار بوده است؛ عمدتاً در همراهی با خوانندگانی چون اقبال آذر، سیداحمدخان، آقاغفار، علیخان نایبالسلطنه، رضاقلیخان نوروزی و نوازندگانی همچون میرزاحسینقلی.
مشهور است که باقرخان کمانچهی شش سیم را از استادش موسیخان کاشی گرفته بوده و ظاهراً موسیخان هم آن را از استاد خود گرفته بوده است. پس از باقرخان رامشگر، این ساز هرگز در موسیقی سنتی (کلاسیک) ایرانی به کارگرفته نشد، مگر در بعضی اجراهای پژوهشی برای بازسازی شیوهی باقرخان. در آلبوم حاضر، کوشیده شده است تا توانمندی و امکانات این ساز در بیان لحن امروزی موسیقی سنتی ایرانی نشان داده شود. ازاینرو، بنده، ضمن تأثیرپذیری از باقرخان، سعی کردهام تا شیوهای متفاوت و متناسب با وضعیتِ امروزِ موسیقیِ سنتیِ ایرانی در طرز نوازندگی و شیوهی کوک این ساز به کار گیرم.
این آلبوم به صورت دیجیتال منتشر شده است.
www.mahoor.com
ویلننوازی استاد فتحالله مجتبایی
در دستگاه سهگاه و شور
(پیشتر دربارهٔ منزلت استاد مجتبایی در مطالعات زبان و ادب فارسی و نیز در موسیقی ایرانی و ویلننوازی نوشته بودم)
با سپاس فراوان از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدرضا عدلی که این اجرای استاد را در اختیار بنده قرار دادند
@aryatabibzadeh
Repost from Omid Tabibzadeh/ امید طبیبزاده
آواز ایرانی و فاجعهای به نام ریمیکس!
معمولاً داروهای تلخ و بدبو و بدمنظر را با لایهای از رنگ و اسانس و شکر میپوشانند تا بیمار به راحتی از عهدهٔ بلعیدنش بر بیاید، و ما حالا با پدیدهای به نام ریمیکس مواجه هستیم که نباتِ گُلاباندود را با لایهای از گلولای میپوشاند و عجیبتر اینکه افراد معیوبالذائقهٔ بسیاری هم پیدا میشوند که تنها در همین صورت حاضر به خوردن آن میشوند. مثلاً فرض کنید قطعهٔ آوازی «عشق داند» محمدرضا شجریان را به کمک تنظیمهای کامپیوتری و با آکورد ارگ و گیتار و درامز همراه میکنند و گمان میکنند که شق القمر کردهاند. باید از این دوستان پرسید یعنی خود شجریان به عقلش نمیرسید آوازش را با این تمهیدات یا اصلاً با همان تمهیدات سنتی که بهتر از هرکس میشناخت ریتمیک کند؟ یعنی عقلش کمتر از شما بود و حالا باید روحش شاد باشد که شما آوازش را برای جمعی مردمان بیشفعال و عجول قابل تحمل کردهاید؟ واقعیت این است که آنها به آواز شجریان گوش نمیکنند، بلکه فقط به همان حشویات پیانو و گیتار و درامز گوش میکنند، و همراه با ریتم آن سر و دست میجنبانند! به این دوستان باید گفت آواز ایرانی، یا مثلاً همان ردیف، برای سر و دست جنباندن نیست، برای سماع است! برای این نیست که موقع گفتگو با دوستان یا گیرم هنگام صرف انواع عرقیات، به آن گوش دهید و حال کنید، برای اندیشیدن است. آواز ایرانی، که این روزها پاک بیبها شده، جواهری است که راه یافتن به ساحتش جز با صبر و تعمق و آرامش میسر نیست. قدیمها میگفتند صدای خوب را تصنیف معلوم نمیکند بلکه آواز معلوم میکند، و حال آواز، به یمن دوستانی که دیگر دشمن شدهاند، مبدل شده است به صدایی فرعی همراه با ریتمی مخل، که هنگام صرف چای و بیسکوییت عصر، فضای خالی اطرافمان را پر میکند.
🔅 کمانچه حسین خان اسماعیل زاده
پالایش و مسترینگ مجتبی نیازی
صفحهٔ منصوری حسینخان اسماعیلزاده (۱۳۰۶، تهران، از مجموعه ضبطهای شرکت پاته)
@aryatabibzadeh
اجرایی بینظیر در دستگاه همایون از استاد مهدی آذرسینا همراه با اساتید غلامحسین بیگجهخانی و محمود فرنام
(انتشار بهمناسبت زادروز استاد آذرسینا)
استاد آذرسینا در توضیح این اجرا چنین میفرمایند:
حدود پنجاه سال پیش در تبریز ضبط شده. افتخاری برای مهدی آذرسینای ۳۰ ساله درکنار دو استاد قدرقدرت موسیقی ایران.
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
@aryatabibzadeh
اما میراث سهگانهٔ استاد بهاری برای کمانچه با مهمترین اقدام استاد تکمیل شد، و آن پرورش نسلی درخشان از کمانچهنوازان برای آیندهٔ موسیقی ایرانی بود. دوباره آن فرصت طلایی نصیب کمانچه شد و این بار کمانچه بختیار بود. مکتب استاد بهاری فراتر از نوازندگان کمانچه، رجال موسیقیدان پرورد، و یکی از این رجال استاد مهدی آذرسیناست.
استاد آذرسینا با پرورش در مکتب اساتید بهاری، برومند و صفوت طرزی منحصر بفرد در کمانچهنوازی ارائه کردند، و ضمن ضبط و اجراهای زندهٔ متعدد با کمانچه، افق تازهای در موسیقی ایرانی با آهنگسازیها و تنظیمهای نو و بکر خود ترسیم کردند و «سخنی تازه» گفتند. در زمانهای که «پولیفونی» (= چندصدایی) بحث داغ درمیان جامعه موسیقی شده بود، استاد آذرسینا با رجوع به یکی از اصیلترین و باسابقهترین هنرهای ایرانی یعنی خطاطی، قالب «سیاهمشق» را ابداع کرد، قالبی که در آن آواز خواننده همچون قلم با تکرار حروف و کلمات و درهمپیوستن «سلسلهٔ» نغمات، سیاهمشقی میآفریند که نه دیدنی بلکه شنیدنی است. قطعات استاد آنقدر اهل موسیقی را به وجد می آورد که برخی از «شوق» میخواستند روی آنها شعر بگذارند. نگرش استاد به بداههنوازی، آهنگسازی و تنظیم الگویی است برای نوازندگان همهٔ سازهای موسیقی ایرانی و نه فقط کمانچه. اما سهگانهٔ آثار استاد آذرسینا با آثار آموزشی وتحقیقی ایشان تکمیل میشود. در دورهای که تازه نتنگاری ردیف مرسوم شده بود، استاد آذرسینا ردیف معیار سازی یعنی ردیف میرزاعبدالله بروایت نورعلیخان برومند را برای کمانچه نتنویسی و همراه آن با کمانچه اجرا کردند و کاری را که از زمان باقرخان رامشگر ناتمام مانده بود تمام کردند. انتشار این اثر آیندهٔ آموزشی و در نتیجه آیندهٔ هنری تمام نسلهای بعد کمانچهنوازان را تضمین کرد. انتشار آثار آموزشی دیگر استاد نیز موجب شد تا نظامی مناسب برای تعلیم کمانچه در سراسر ایران شکل بگیرد. در توضیح این مطلب همین یک اشارت بس که وقتی سال ۸۶ در همدان تازه میخواستم کمانچه یاد بگیرم با کتاب شیوه کمانچهنوازی استاد آذرسینا شروع کردم، در حالیکه گزینهی دیگر برای یادگیری کمانچه کتابهای ویلن هنرستان بود که افزون براینکه اصلا مناسب کمانچه نبود، خیلی هم خشک و بیروح بود. تألیف کتاب شیوه کمانچه نوازی موجب شد تا بنده و خیلی از همسنوسالان بنده با شیوه ای صحیح کمانچه را آموزش ببینند و البته بتوانند با قطعات ساختهٔ استاد نیز آشنا شوند.
اما یک اثر دیگر استاد که بنظرم بسیار مهم است و چنان که باید بدان توجه نشده کتاب موسیقی برای کودکان با نگاهی به متد ارف است. این اثر کودکان را به.شیوه ای مناسب آنان با موسیقی ایرانی آشنا و مأنوس میسازد. در زمانهای که از هر رسانه و سالن کنسرت و هر دستگاه پخش موسیقی، موسیقیهای بی کیفیت و غیر ایرانی شنیده میشود و کودکان ایرانی هیچ راهی برای شنیدن و آشنایی با موسیقی اصیل خودشان ندارند، کاش با همت مدرسین موسیقی کودک این اثر برای آموزشهای مقدماتی موسیقی به کودکان در همه جای ایران استفاده شود و جایگزین متد ارف گردد.
.
زادروز استاد آذرسینا بر همهٔ علاقمندان موسیقی ایرانی مبارک باد
بمناسبت یکم شهریور، زادروز استاد مهدی آذرسینا
مقدمهای در سرگذشت کمانچه تا به امروز و سپس درباب اهمیت آثار استاد آذرسینا برای موسیقی ایرانی
برای یک ساز در موسیقی ایرانی بسیار مهم است که نوازندگانش فراتر از اینکه نوازنده آن ساز باشند، موسیقیدانان برجستهای باشند، به این معنا که تأثیر آنها در تمام ابعاد موسیقی ایرانی و در همهٔ سازها مشهود باشد، و تنها منحصر نباشد به سازی که خود مینوازند. هرچه تعداد نوازندگان سازی با این ویژگی بیشتر باشد، آن ساز رتبه و منزلت برتری در موسیقی ایرانی پیدا میکند. واضح است که در میان سازهای موسیقی ایرانی تار از این حیث وضع بهتری دارد؛ موسیقیدانان بزرگی چون علیاکبرخان شهنازی و درویشخان که میتوان آنان را بنیانگذار آهنگسازی در معنای نوین آن در موسیقی ایرانی نامید نوازندگان تار بودند. اصلا خاندان فراهانی که ردیفشان بسرعت تبدیل به روایت رسمی در موسیقی ایرانی و خصوصا سازهای ایرانی اعم از تار و سهتار و غیر آن شد، تارنواز بودند. این منزلت تا امروز همچنان برای تار باقی مانده است، و مهمترین دلیل آن قطعا چیزی نبوده جز تداوم تارنوازی از زمان ضبط موسیقی در ایران و پرورشیافتن نوازندگان نخبهٔ متعدد در هر نسل بدون هیچ گسست و فاصلهای.
کمانچه نیز که در همان دورهٔ قاجار همپای تار در صفحات ضبطشده و تصاویر درباری حضوری پررنگ در موسیقی ایرانی داشت، ابتدا یک بار این فرصت را در اواخر دورهٔ قاجار و اندکی پس از آن پیدا کرد تا بتواند جایگاه رفیع خود را در موسیقی ایرانی تثبیت کند؛ این در برههای بود که نوازندگان توانمند و تأثیرگذار و احیانا شاگردپروری چون باقرخان رامشگر و میرزاعلیخان بهاری و حسینخان اسماعیلزاده در اوج فعالیت خود بودند، و خصوصا باقرخان رامشگر با اجرای ردیف بروایت خاندان فراهانی با کمانچه، میتوانست کمانچه را همراه تار بعنوان دو ساز اصلی موسیقی ایرانی تثبیت کند. اما متاسفانه ورق برگشت؛ گرایش جامعه موسیقی ایرانی به ساز اروپایی ویلن بهمثابه نمادی پر زرق و برق از تجدد، و و در پی آن، گرایش نوازندهٔ قَدَر و شاگردپروری چون اسماعیلزاده به ویلن و رهاساختن کمانچه موجب شد که این فرصت تاریخی از دست برود.
اسماعیلزاده شاگردان متعددی تربیت کرد که بسیاری از آنان از تأثیرگذارترین رجال موسیقی ایرانی شدند، همین چهار پنج نام بس: ابوالحسن صبا، رضا محجوبی، رکنالدین مختاری، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری؛ اما این موسیقیدانان که برخی از آنان ابتدا کمانچهنواز هم بودند، در کار حرفهای خود بجای کمانچه، ویلن در دست گرفتند، بنحوی که حتی یک فایل صوتی از کمانچهنوازی آنان ضبط نشده (بنده در اینجا میخواهم بگویم که تا ابدالدهر هم نمونهٔ صوتیای از کمانچهنوازی حسینخان یاحقی و ابوالحسن صبا و ویلننوازان همدورهای آنان پیدا نخواهد شد و هر کمانچهنوازیای که به آنها منتسب شود، انتسابش همانند تمام نمونههایی که تابحال منتشر شده ناصحیح و جعلی است. این نوازندگان هرگز با کمانچه چیزی ضبط نکردهاند و اصلا شاید کمانچه را درخور این هم نمیدیدند که با آن چیزی ضبط کنند، که حالا ما بخواهیم منتظر بمانیم که بعد از مدتها از آرشیوی نمونهای از کمانچهٔ این نوازندگان بیرون بیاید). حال تصور کنید که اگر هریک از این نوازندگان بجای ویلن کمانچه مینواخت، چهقدر وضع کمانچه فرق میکرد، و جایگاه این ساز چقدر بهتر میبود - البته درست است که نوازندگی این نسل از ویلننوازان ایرانی بیشتر لحن کمانچه دارد و آثارشان را باید به نوعی میراث کمانچه به شمار آورد اما مسلما اگر ساز دست آنان کمانچه میبود آیندهٔ کمانچه بسیار متفاوت میبود.
باری جامعه موسیقی ایران پس از سی سال تازه بهخود آمد و دریافت چه گوهری داشته و آن را نه بر روی چشم خود که در زیر پای انداخته. در دورهای که کمانچهنوازان برجستهٔ قاجار یا دیگر زنده نبودند یا فعالیت هنری نداشتند، فرزند برومند خاندان کمانچه، نوهٔ میرزاعلیخان بهاری، با حمایت و تشویق موسیقیدانان آن دوره به فریاد این ساز رسید و شکست وارد آمده به کمانچه را جبران کرد. استاد علیاصغر بهاری که سنت کمانچهنوازی قاجاری را به شکل کامل فراگرفته بود و درعین حال تحولات بعدی موسیقی ایرانی را هم بخوبی دریافته بود، با اجرای کمانچه روی صحنه و در رسانه، بهگونهای این ساز را احیا کرد که گویی اصلا آن دورهٔ فترت سی ساله لطمهای به این ساز وارد نشده. همچنین استاد بهاری با ساخت قطعات و خصوصا پیشدرآمدهای بسیار زیبا فصلی تازه بنام خود و بنام کمانچه در دفتر موسیقی ایرانی باز کرد -یک نمونه همان پیشدرآمد مشهور اصفهان که بارها در گروهنوازیها بازنوازی شده؛ ضمن اینکه بسیاری از تصانیف و قطعات و الحان قدیم را فقط استاد بهاری روایت کردهاند و موسیقی ایرانی حفظ آنها را مدیون استاد بهاری است.
https://youtu.be/JvfK-M_yMP8?si=Y3YTOJl5ylgEAeu2
لطف دوستان عزیز و فاضل و هنرمند، جناب آقای فاروق قادری و سیاوش کامکار به بنده و معرفی آلبوم نوراهان در برنامهٔ شنوکاو. جناب قادری و کامکار در این برنامهٔ ارزشمند به معرفی آلبومهای نسلهای جوانتر موسیقی ایرانی میپردازند.
