uk
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Відкрити в Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Показати більше
295
Підписники
-124 години
+27 днів
+830 днів
Архів дописів
و امروز همش بغض دارم.

من عاشق این سبزِ کم‌رنگ طبیعتِ بهارم :)💚
من عاشق این سبزِ کم‌رنگ طبیعتِ بهارم :)💚

اصلا ایده‌ی خوبی نبود، لطفا کمی جلوی من رو بگیرید🙏

این‌روزها:
این‌روزها:

فعلا خدانگهدار🥲😂
فعلا خدانگهدار🥲😂

دلم یه پارچ شیرقهو‌ه‌ی خنک می‌خواد.

زندگی و شرایط ما هر روز یه شکلی پیش می‌ره و شبیه روز قبلی نیست، پس اینکه با پیش اومدن اتفاقات ناگوار، یا حتی غیرقابل پیش بینی و یه هویی، کل روزت رو از دست ندی و برنامه‌ی منعطفی داشته باشی، خیلی کمکت می‌کنه برای جا نزدن و ادامه دادن.

روز پنجم چالش، متفاوت‌تر از چهار روز قبلی پیش رفت، از دیشب حال روحی و جسمیم بدتر شد، پس طبیعتا نمی‌تونستم کار کنم، و به خودم اجازه‌ی استفاده از گوشی رو در جهت بهبود شرایطم دادم، و الان می‌خوام گوشی رو بذارم کنار، و با یه قهوه‌ی خنک سعی کنم برگردم به ادامه‌ی برنامه...

ترکیب ژورنال و قهوه، همیشه اوضاع رو بهتر می‌کنه.

روز چهارم "شروع روز بدون گوشی" هم انجام شد✅ منتها توان و انرژی چندانی برای کار کردن نداشته و ندارم.

زندگی و لحظه‌های من:

ویژگی بارز دیالوگ‌های داستان‌های عاشقانه می‌دونید چیه؟ جادویی بودن! آره، جادویی بودن، و جادویی بودنشون به این دلیله که نویسنده‌ها کلمات و جملاتی رو برای ابراز احساسات انتخاب می‌کنن که آدم‌ها تو دنیای واقعی سراغش نمی‌رن. و این دقیقا یکی از مشکلاتیه که دخترهای کتاب‌خون با پسرهای دنیای واقعی دارن‌.

🍃

خیلی دلم می‌خواد برای کار و زندگیم مرز بذارم و صبح تا ظهر کار کنم و بقیه‌‌ی روز رو بتونم به کارهای موردعلاقم و صرفا خودم بودن، بپردازم.

photo content
+1

این روزها که بیشتر اوقاتم با تحقیقات می‌گذره، تمرین‌های خیلی خیلی باحالی برای نویسندگی پیدا کردم.

از چالش‌های امروز؟ حس عصبانیت و کلافگی وقتی کارها طبق خواسته و برنامت پیش نمی‌ره. راه‌حل؟ از اینجا به بعد رو از دست نده و با یه نوشیدنی، خوراکی و... خودت رو به ادامه‌ی برنامه برسون.

خیلی سفت و سخت جلوی این عادت مخرب ایستادم و واقعا راضیم از این وضعیت.

روز سوم "شروع روز بدون گوشی" هم موفقیت آمیز بود، و چالشی که امروز باهاش مواجه شدم این بود که از صبح که می‌خواستم بیدار بشم، چشم‌هام باز نمی‌شد، از اونجایی که معمولا از گوشی برای باز شدن چشم‌هام و هوشیاری استفاده می‌کردم، این‌بار دست انداختم و کتاب کنارم رو برداشتم و چند صفحه‌ای خوندم، جایگزین خوبی بود، البته خودش یه مقداری داشت سرگرمم می‌کرد و وسوسه می‌شدم که دیگه بلند نشم، ولی خب غلبه بهش راحت‌تر بود از گوشی🤲

و روز دوم چالش شروع روز بدون گوشی✅ شماهم امتحانش کنید🤌 خیلی جوابه.