uk
Feedback
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]

عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]

Відкрити в Telegram

{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi {علوم الحديث 📙} @eulumhadith

Показати більше
1 209
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-330 днів
Архів дописів
#دلالت_حدیث #غدیـــــــــــر 🟠 اهل سنت میگویند : در غدیر وجوب محبت و دوستۍ حضرت علۍ رضي الله عنــہ برای مردم بیان شد اما شیعیان میگویند نه خیر، بݪڪه در غدیر خݪیفه بودن حضرت عݪۍ تبلیغ شد ! ⁉️ ســـــؤاݪ : آیا احادیث و ڪلام ائمــہ [ به زعم شیعه ] معصومین ؛ مــؤید نظر و رأۍ اهݪ سنت است یا اهݪ تشیع !؟ ۞ ← به احادیث شیعـہ بنگریم : عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه‌السلام ، قَالَ : « بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلى خَمْسٍ : الصَّلاةِ ، وَالزَّكَاة ، وَالصَّومِ ، وَالْحَجِّ ، وَالْوَلَايَةِ ؛ وَلَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ 👈🏻يَوْمَ الْغَدِير ». 📚 الکافۍ - ط دار الحدیث ۶۱/۳ 📌 میگوییم مقصود از [ وَلایت | با فتح واو ] چیست !؟ ۱. مــحبت و نصــرت ۲. امارت و حڪومت 🛑 پاسـخ : ← وَݪایت از آنجا ڪه با فتح واو آمده است، مقصود محبت و نصرت است زیرا عݪما شیعه گفته اند که ڪلمه [ ولایت ] اگر با فتح بیاد ، دلالت بر مهر و محبت دارد، برخلاف مڪسور ، که دلالت بر حڪومت میدهد ! 📌 راغب اصفهانۍ : الوَلاية ( بفتح الواو) ← تَوَلِّي الأمرِ الوِلاية ( بكسر الواو ) ← النُّصْرةُ 📚المفردات في غريب القرآن ١/‏٨٨٥ — الراغب الأصفهاني (ت ٥٠٢) 📌 سید علۍ عاشور : [ وفي النهاية: هي بالفتح المحبة، وبالكسر التولية والسلطان (2).] ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ( ٢ ) ← لسان العرب: ١٥ / ٤٠٧ لفظة ولي، ومعجم مقاييس اللغة: ٦ / ١٤١، ومجمع البحرين: / ١ ٤٥٥ - ٤٦٢ لفظة ولي. 📚الولاية التكوينية لآل محمد (ع) - السيد علي عاشور الصفحة ٢٥ 📌علامه مجݪسۍ : [ الولاية بالفتح بمعنى المحبة والنصرة والطاعة.] 📚 بحار الأنوار ج ٦٥ ص ٣٣٩ 📌 شاهرودۍ : [بيان : الولاية بالفتح : المحبة والنصرة ، وبالكسر : التولية والسلطان.]  📚مستدرك سفينة البحار للشاهرودي ج ١٠ ص ٤٦٣ 📌 ڪاشانۍ : [الولاية بالفتح بمعنى المحبة و المودة ... و بالكسر تولي الأمر و مالكية التصرف فيه] 📚 الوافي ج ٣ ص ٨٨ 📌 ابن ابۍ الحدید : [قال ابن أبي الحديد : الولاية بفتح الواو المحبة والنصرة ، أي يتواصلون وهم أولياء ومثله " ويتلاقون بالمحبة ".] 📚شرح أصول الكافي للمازندراني ج٢١ ص ٣١١ - ادامــہ دارد .........

💠بنده روایتۍ از منابع شیعه در گروه قرار داده بودم ڪه بیانگـر نزوݪ آیه ( إڪماݪ ) در روز عرفـه است https://t.me/c/1440164556/435286 🅾 اما رافضۍ در ڪاناݪ خود 3 نوع پاسخ دادند : 1⃣ برای اهل سنت فایده ندارد زیرا ولایت حضرت علی را اثبات میکند ! ✅ پاسخ : بله این روایت مثبت وَلایت است نه وِلایت ! - زیرا کلمه نخست ( مفتوح ) دلالت بر حب و مودت دارد اما دومی ( کسر واو ) دلالت بر امارت دارد، و اگر شما خوب به روایت دقت کنید، میبینید که با #فتحه آمده است ! [ و كَانَتِ اَلْوَلاَيَةُ آخِرَ اَلْفَرَائِضِ ..]‼️ بيان : الولاية بالفتح : المحبة والنصرة ، وبالكسر : التولية والسلطان .  📚مستدرك سفينة البحار للشاهرودي ج ١٠ ص ٤٦٣ 2⃣ روایت دو سند دارد که هر دو ضعیف است! ✅ پاسخ : هر چند روایت توسط برخی علمای شیعه تصحیح شده است ( به کتاب الولاية الالهية محمد قمي رجوع كنيد ) اما مهمتر این است که شیعه هیچ روایتی برای اثبات نزول این آیه در غدیر ندارد فلذا در اینجا روایت ضعیف [ حداقل ] بر اجتهادات بلا دلیل ترجیح میخورد! 📌آیت الله قزوینی میگوید : (بنده بر این عقیده هستم که اگر یک روایت ضعیف هم باشد ... عمل کردن به این روایت از سینه زدن زیر پرچم اصول عملیه بهتر است؛ حال شرعیه باشد یا عقلیه باشد فرقی نمی‌کند.) 📚 خارج کلام مقارن ۳۴ 3⃣ مخالف با روایت صحیح ! ✅ پاسخ : دلیل ایشان یک روایت است که محل شاهد وی این است : [وَ كَانَتِ اَلْوَلاَيَةُ آخِرَ اَلْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي » قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِيضَةً قَدْ أَكْمَلْتُ لَكُمُ اَلْفَرَائِضَ] - این حدیث هیچ دلالتی بر نزول آیه "اکمال" در روز غدیر ندارد و تنها چیزی که بیان میکند این است که آخرین فریضه نازل شده، ولایت است ! ¤ خوش‌تر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران : 📌علامه طباطبايۍ : آیه #اکمال ؛ چند روز قبل از روز غدیر نازل شده و پیامبر ﷺ این آیه را در روز #عرفه تلاوت نمودند ! (.. 👈🏻يفيد القطع بأن أمر الولاية كان نازلا قبل يوم الغدير بأيام👉🏻 ، وكان النبي صلى‌الله‌ عليه‌وآله يتقي الناس في إظهاره ، ويخاف أن لا يتلقوه بالقبول أو يسيئوا القصد إليه فيختل أمر الدعوة ، فكان لا يزال يؤخر تبليغه الناس من يوم إلى غد حتى نزل قوله : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ »فلم يمهل في ذلك.👈🏻وعلى هذا فمن الجائز أن ينزل الله سبحانه معظم السورة وفيه قوله : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » وينزل معه أمر الولاية كل ذلك يوم عرفة فأخر النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله بيان الولاية إلى غدير خم ،👈🏻قد كان تلا آيتها يوم عرفة.👉🏻) 📚الميزان في تفسير القرآن ۱۹۶/۵ 📌 محمد ريشهرۍ : در حقیقت آیه #اکمال، نُه روز قبل از روز غدیر نازل شده و آنهم در روز #عرفه ! (👈🏻في الحقيقة أنّ هناك تسعة أيّام فصلت بين صدور الحكم الإلهي بنصب الإمام عليّ عليه السلام قائداً للاُمّة بعد النبيّ صلى الله عليه و آله وبين إبلاغ الحكم 👉🏻، فحكم ولاية الإمام أميرالمؤمنين عليه السلام صدر 👈🏻في يوم عرفة بعرفات👉🏻 ، بيد أنّ النبيّ صلى الله عليه و آله أخّر إبلاغه إلى يوم غدير خمّ للبواعث التي أشرنا إليها آنفاً.) 📚منتخب موسوعة الإمام عليّ ٢١٢/١

📌 #نقـــــــــــــد ↓↓
+1
📌 #نقـــــــــــــد ↓↓

💠 اقــرار دومین ڪاناݪ شیعـۍ به صحت مطݪب ڪاناݪ بنده و معذرت خواهی هم کردند، [ تشڪر ] 🌹↑
+1
💠 اقــرار دومین ڪاناݪ شیعـۍ به صحت مطݪب ڪاناݪ بنده و معذرت خواهی هم کردند، [ تشڪر ] 🌹↑

📌 آیا زینۍ دحلان منڪر رفتن حضرت علۍ رضی الله عنه در ساݪ ۱۰ هجری به یمن است !؟ √ ← خیر ؛ اگر به یڪ صفحه قبل مورد شبهه ؛ یعنی
+2
📌 آیا زینۍ دحلان منڪر رفتن حضرت علۍ رضی الله عنه در ساݪ ۱۰ هجری به یمن است !؟ √ ← خیر ؛ اگر به یڪ صفحه قبل مورد شبهه ؛ یعنی صفحه ۳۷۰ نگاه ڪنید، خود مؤݪـف عنوانی قرار داده است : [ بعث علي بن أبي طالب إلى اليمن ] يعنی ارسال حضرت علی رضی الله عنه به یمن ! ▪︎بلا فاصله در ذیل همین عنوان نوشته است : پیامبر اکرم ﷺ حضرت علی را در رمضان سال دهم ، به یمن فرستادند ‼️ ✍🏻 فلذا تا اینجا فهمیدیم آقای زینی دحلان، مثبت ارسال حضرت علی به یمن قبل حجة الوداع ( سال 10 ) است. ⁉️ ســـــؤاݪ : - زینۍ دحݪان چه چیزۍ را انڪار ڪرده است !؟ همانطور که در پاراگراف دوم صفحه ۳۷۱ میبینید، همان متن موجود در شبهه در آن یاد شده است، اما اینڪه مقصود مؤݪف چیست !؟ همانطور که در ابتدا بیان ڪردیم، حضرت علی در سال ۸ هـ همدان ( در یمن ) را فتح نمودند و در سال ۱۰ هـ دوباره حضرت علۍ با نامه رسـوݪ اللهﷺ می آید و همه اهل همدان مسݪمان میشـوند، فݪذا مؤݪف در اینجا تنها منڪر این مسئݪه است که مسلمان شدن همدان ، در سال دهم نبوده و بلڪه در خود سال هشتم است. اما این اشتباه است زیرا بیان کردیم که اسلام همدان در سال دهم است 👇🏻 https://t.me/rodoud_elmi/2811

🔷شبهــہ شیعیان : ( زینی دحلان مفتی مکه مکرمه نیز می نویسد که رفتن امیرالمومنین به یمن مربوط به سال ۸ هجری می شود نه سال ۱۰ ه
🔷شبهــہ شیعیان : ( زینی دحلان مفتی مکه مکرمه نیز می نویسد که رفتن امیرالمومنین به یمن مربوط به سال ۸ هجری می شود نه سال ۱۰ هجری ) 🔶 پاســــخ : ↓↓

💠 اقــرار ڪاناݪ شیعـۍ به صحت مطݪب ڪاناݪ بنده [ عݪوم اݪحدیث ]🌹
+1
💠 اقــرار ڪاناݪ شیعـۍ به صحت مطݪب ڪاناݪ بنده [ عݪوم اݪحدیث ]🌹

💠 بنده راجع به روایت ذیݪ گفته بودم دو راوی ڪذابــ در سند است ↓ https://t.me/rodoud_elmi/2754 ✍🏻 اما شخصی رافضی که ظاهراً - نه ادب دارد و نه سواد - گفته است بنده تدلیس کرده ام و به جای ذکر ترجمه "علي بن حسان #الواسطي"( ثقه )؛ شرح حال علي بن حسان #الهاشمي( کذاب ) آورده ام ! 📌 پاسخ ساده هست؛ زیرا بنده از تراجم روات و طبقاتشان از شماها بیشتر اطلاع دارم و فرق بین این دو رو خوب میدانسته ام ؛ اما به چه سبب با جزم اینجا گفته ام فرد کذاب ( علي بن حسان الهاشمي ) در سند است !؟ اگر اهل اطلاع باشید، میفهمید که شیخ علی بن حسان در سند؛ عبدالرحمن بن كثير ( كذاب ) است ، و ايشون هم عموی علي بن حسان هاشمي كذاب است ؛ که در حقیقت نسب اخیر چنین است : علي بن حسان بن كثير الهاشمي است ! - چه کسی از علي بن حسان در سند روایت میکند !؟ احمد بن سعید بن عقده از محمد بن مفضل الأشعري است و بنا به تحقيق بنده تنها از علي بن حسان الهاشمي ( كذاب ) روايت كرده است و روايتی از #الواسطي ندارد، همانطور كه آقای نجاشی در ترجمه عبدالرحمن بن کثیر آورده است : [ أخبرنا محمد بن جعفر الاديب في اخرين قال : حدثنا أحمد بن محمد قال : حدثنا محمد بن مفضل بن إبراهيم بن قيس بن رمانة الاشعري  👈🏻 ، عن علي بن حسان ، عن عمه عبد الرحمن بن كثير بكتاب الصلح.] 📚 رجال النجاشي ج ١ ص ٢٣٥  📌 اتفاقاً در كافي كليني مشابه با همين مسئله صورت گرفته است که سند روایتی چنین است : [عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ الْوَاسِطِيِّ 👈🏻 ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ كَثِيرٍ .. ] ✍🏻 اما محققین کتاب کافی در پاورقی گفته اند این زیادت ( الواسطي ) اشتباه است، بلكه صحیح آن #الهاشمي است ، و همينطور اسانیدی که با این شکل آمده است، در حقیقت اشتباه است و به جای واسطی، لازم است #هاشمی عنوان شود ‼️ [ فعليه الظاهر زيادة قيد الواسطي في سندنا هذا ، وكذا في بعض الأسناد القليلة الظاهرة في رواية عليّ بن حسّان الواسطي عن عبد الرحمن بن كثير.] 📚الکافی- ط دار الحدیث ج ١١ ص ١٥٢ ✍🏻 خلاصه این است : سند روایت شیخ طوسی در جای دیگر با همین سند یاد شده است اما به جای علي بن حسان الواسطي؛ #الهاشمي است و از آنجا که عمده روایات عبدالرحمن بن کثیر از طریق پسر برادر خود علي بن حسان الهاشمي است، حكم به تصحیف داده ام. ♒️@eulumhadith

📌 پاســــ↓ــخ به جهاݪت مجازۍ هاۍ شیعــہ🔰 🌐https://t.me/eulumhadith/940
+1
📌 پاســــ↓ــخ به جهاݪت مجازۍ هاۍ شیعــہ🔰 🌐https://t.me/eulumhadith/940

💠 بنده راجع به روایت ذیݪ گفته بودم دو راوی ڪذابــ در سند است ↓ https://t.me/rodoud_elmi/2754 ✍🏻 اما شخصی رافضی که ظاهراً - نه ادب دارد و نه سواد - گفته است بنده تدلیس کرده ام و به جای ذکر ترجمه "علي بن حسان #الواسطي"( ثقه )؛ شرح حال علي بن حسان #الهاشمي( کذاب ) آورده ام ! 📌 پاسخ ساده هست؛ زیرا بنده از تراجم روات و طبقاتشان از شماها بیشتر اطلاع دارم و فرق بین این دو رو خوب میدانسته ام ؛ اما به چه سبب با جزم اینجا گفته ام فرد کذاب ( علي بن حسان الهاشمي ) در سند است !؟ اگر اهل اطلاع باشید، میفهمید که شیخ علی بن حسان در سند؛ عبدالرحمن بن كثير ( كذاب ) است ، و ايشون هم عموی علي بن حسان هاشمي كذاب است ؛ که در حقیقت نسب اخیر چنین است : علي بن حسان بن كثير الهاشمي است ! - چه کسی از علي بن حسان در سند روایت میکند !؟ احمد بن سعید بن عقده از محمد بن مفضل الأشعري است و بنا به تحقيق بنده تنها از علي بن حسان الهاشمي ( كذاب ) روايت كرده است و روايتی از #الواسطي ندارد، همانطور كه آقای نجاشی در ترجمه عبدالرحمن بن کثیر آورده است : وله كتاب صلح الحسن عليه‌السلام. أخبرنا محمد بن جعفر الاديب في اخرين قال : حدثنا أحمد بن محمد قال : حدثنا محمد بن مفضل بن إبراهيم بن قيس بن رمانة الاشعري 👈🏻، عن علي بن حسان ، عن عمه عبد الرحمن بن كثير بكتاب الصلح. 📚 رجال النجاشي ج ١ ص ٢٣٥  ✍🏻 خلاصه این است ؛ سند روایت شیخ طوسی در جای دیگر با همین سند یاد شده است اما به جای علي بن حسان الواسطي؛ #الهاشمي است و از آنجا که عمده روایات عبدالرحمن بن کثیر از طریق پسر برادر خود علي بن حسان الهاشمي است، حكم به تصحیف داده ام.

📌 پاســــ↓ــخ به جهاݪت مجازۍ هاۍ شیعــہ ‼️🔰
+1
📌 پاســــ↓ــخ به جهاݪت مجازۍ هاۍ شیعــہ ‼️🔰

سيد محمد رضا السيستاني: [ لایمکن الإعتماد على روايته.] ابراهیم بن عمر یمانی امکان اعتماد بر روایات او وجود ندارد قبسات من علم
سيد محمد رضا السيستاني: [ لایمکن الإعتماد على روايته.] ابراهیم بن عمر یمانی امکان اعتماد بر روایات او وجود ندارد قبسات من علم الرجال ، أبحاث السيد محمد رضا السيستاني ، جمعها ونظمها السيد محمد البكاء - ٢٠١/٢

❌ابراهیم بن عمر الیمانی❌ 👳ابن غضائری✍🏼 ضعيف جدّا 📚الرجال نویسنده : ابن الغضائري    جلد : 1  صفحه : 36 👳طباطبایی✍🏼 لكن سند الرواية لا يخلو من خدش فان الاقوال في ابراهيم بن عمر اليماني متعارضة 📚مباني منهاج الصالحين نویسنده : الطباطبائي القمي، السيد تقي    جلد : 1  صفحه : 129 👳بهائی✍🏼 و قال الشهيد الثاني: انّ النجاشي حكى توثيقه عن أبي العبّاس و غيره. و أبو العبّاس مشترك و غيره غير معلوم. و أيضا الجرح مقدّم، فما ثبت توثيق الرجل. 📚مشرق الشمسين و إكسير السعادتين مع تعليقات الخواجوئى نویسنده : الشيخ البهائي    جلد : 1  صفحه : 232 👳ساعدی✍🏼 وثقه أبو العباس، نقل توثيقه النجاشي، وضعّفه ابن الغضائري، واختلف العلماء في وثاقته منهم من رجّح وثاقته، ومنهم من رجّح قول ابن الغضائري بناءً على‌ قاعدة تقديم الجرح على التعديل عند المعارضة؛ ولأنّه أضبط من ابن نوح. 📚الضعفاء من رجال الحديث نویسنده : الساعدي، حسين    جلد : 1  صفحه : 163 👳مازندرانی✍🏼 ورواية ابراهيم بن عمر اليماني المختلف فيه ، فان النجاشي وثقه ، وابن الغضائري ضعفه ، قال الشهيد الثاني : ان النجاشي حكى توثيقه عن أبي العباس وغيره ، وأبو العباس مشترك ، وغيره غير معلوم ، وأيضا الجرح مقدم ، فما ثبت توثيق الرجل. 📚الرسائل الفقهيّة نویسنده : المازندراني الخاجوئي، محمد اسماعيل    جلد : 2  صفحه : 192

◼️بین ابراهیم سلیم، ابان واسطہ است ١٥٣٥٦ / ٥٤١. علي بن إبراهيم ، عن أبيہ ، عن حماد بن عيسى ، عن إبراهيم بن عمر اليماني ، عن سليم بن قيس الهلالي [١١] ، قال : سمعت سلمان الفارسي ـ رضي‌الله‌عنه ـ يقول : لما قبض رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآلہ .... [١١] تقدم في الكافي ذيل الحديث ١٤٨٣٦ ، أن الطريق السليم إلى سليم بن قيس الهلالي هو طريق «علي بن إبراهيم ، عن أبيہ ، عن حماد بن عيسى ، عن إبراهيم بن عمر اليماني ، عن أبان بن أبي عياش ، عن سليم بن قيس» ، فلا يبعد سقوط «عن أبان بن أبي عياش» من السند. 📚الڪافی- ط دار الحدیث نویسندہ : الشيخ الكليني    جلد : 15  صفحہ : 758 ٥٠٤ / ٥. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ [٧] ، عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ : .... [٧] روى حمّاد بن عيسى ، عن إبراهيم بن عمر اليماني ، عن أبان بن أبي عيّاش ـ وهو راوي كتاب سليم بن قيس ـ عن سليم بن قيس في الكافي ، ح ١٩٣ و ١٣٩١ و ١٤٢١ ؛ والخصال ، ص ٤٤٧ ، ح ٤١ ؛ والغيبة للطوسي ، ص ١٩٣ ؛ كما روى عن إبراهيم بن عمر اليماني وعمر بن اذينة ، عن أبان بن [ أبي عياش ] ، عن سليم بن قيس [ الهلالي ] في الكافي ، ح ٧٧٥ ، والخصال ، ص ٢٥٥ ، ح ١٣. فالظاهر سقوط الواسطة في سندنا هذا بين إبراهيم بن عمر اليماني وسليم بن قيس الهلالي ، وهو أبان بن أبي عيّاش. 📚الڪافی- ط دار الحدیث نویسندہ : الشيخ الكليني    جلد : 1  صفحہ : 469 فيظهر من السندين ان في احدهما تحريفا أو إن عثمان جد ابراهيم كما احتملہ بعضهم و حيث ان أبان بن أبي عياش مجهول فالسند ان ضعيفان لإِحتمال سقطہ عن السند الاول و لابدّ من الالتزام بحذف الواسطة في السند الاول لإِختلاف الطبقة بين ابراهيم و بين سليم بن قيس. و على كل الخبر ناظر الى خمس الغنائم كما لايخفى. 📚معجم الأحاديث المعتبرة ج۵ ص۴۱۹ أقول: في رواية ابراهيم عن سليم نظر او منع، فكأنّ السّند مرسل. 📚معجم الأحاديث المعتبرة ج۱ ص۴۴۱

♨️ابان تنها راوے ڪتاب سلیم♨️ 📌[شیخ ابن ندیم] قال محمد بن إسحاق من أصحاب أمير المؤمنين عليه السلام سليم بن قيس الهلالي وكان هاربا من الحجاج لأنہ طلبہ ليقتلہ فلجأ إلى أبان بن أبي عياش فآواہ فلما حضرتہ الوفاة قال لابان أن لك علي حقا وقد حضرتني الوفاة يا بن أخي انہ كان من أمر رسول اللہ صلى اللہ عليه وسلم كيت وكيت وأعطاہ كتابا وهو كتاب سليم بن قيس الهلالي المشهور رواہ عنہ أبان بن أبي عياش لم يروہ عنہ غيره 📚الفهرست ج۱ ص۲۷۱ 📌[علامہ محمد رضا سیستانی] وبالجملة: إن المصادر مطبقة علے أن إبان بن أبي عیاش هو الراوي الوحید لڪتاب سلیم بن قیس. 📚قبسات من علم الرجال ج۲ ص۱۹۹ 📌[شیخ منتظری] و لكن قد عرفت ان الراوي للكتاب هو أبان فقط 📚دراسات في ولاية الفقيہ و فقہ الدولة الاسلامية ج۱ ص۱۸۱ 📌[انصاری محقق کتاب سلیم] تنها ناقل كتاب سليم ابان بن ابى عياش بوده 📚أسرار آل محمد عليهم السلام نویسنده : سليم بن قيس الهلالي    جلد : 1  صفحه : 131 [علوم حدیث] ابان تنها راوی کتاب سلیم بن قیس است. 📚علوم حدیث ١٦٥/٢ [ وبالجملة: إن المصادر مطبقة على أن أبان بن أبي عياش هو الراوي الوحيد لكتاب سليم بن قيس ] 📚بحوث فی شرح مناسک الحج ٤٨١/٤ 📌[قنبری] ابو اسماعيل ابان بن فيروز ابى عياش تنها راوى كتاب سليم بن قيس است 📚شناختانه کلینی والکافی ٢٦٢/٤ 📌[استاد هادے نجفی] جناب سلیم بن قیس از تابعین است وڪتابے دارد ڪہ براے ما نقل شدہ است راویِ از سُلیم ، ابان بن ابے عیاش است ڪہ ایشان تنها راویِ ڪتاب سلیم است وتوثیقے ندارد 📖درس خارج اصول 🌐https://www.eshia.ir/feqh/archive/text/najafi_hadi/osool/99/14000308 📌[استاد عبدالڪریم فضل الله] تقريبا جميع اسانيد هذا الكتاب تنتهي إلى أبان الذي رواہ عن سليم بن قيس، وإلا ضمن الاسناد الأخرى هناك أناس اعلائيين كابن ابن عمير وعمر بن ابي اذينة، لكن كل هذہ الاسناد تصل إلى أبان بن ابي عياش. 📖بحث الرجال 🌐https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/fazlollah/rejal/42/430321

[علامه مامقانی] حصيلة البحث لا ينبغي الشكّ بوثاقة المترجم و جلالته و حجيّة توثيقاته،إلاّ أنّ تضعيفاته حيث أنّها ناشئة من تسرّعه في التضعيف،و وسواسه في وثاقة الرجال لا يمكن الاعتماد عليها في مقابل النجاشي أو الشيخ و نظرائهم،فتفطّن. 📚تنقيح المقال في علم الرجال نویسنده : المامقاني، الشيخ عبد الله    جلد : 6  صفحه : 54

[استاد مازندرانی] در هر حال کتاب ابن غضائری که ثابت نیست ولی مؤید می تواند باشد. 🌐درس خارج فقه استاد علی اکبر سیفی مازندرانی 1401/08/01 https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/seify/feqh/1401/14010801

[استاد محمد تقی شهیدی] مرحوم استاد می‌فرمودند: کتاب ابن غضائری ثابت نیست، لکن بعض اعاظم همانند آقای زنجانی و آقای سیستانی این کتاب را ثابت دانسته و ابن غضائری را نیز شخصی محقق نقّاد و دقیق النظر می دانند 🌐درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي 96/09/29 https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/shahidi/feqh2/96/960929

[استاد شب زنده دار] اما درباره‌ی کتاب ابن‌غضائری، نقل‌های علامه از ابن‌غضائری را می‌پذیریم؛ چون اِخبار علامه از این کتاب، اخبار محتمل الحس و الحدس است؛ چون علامه و ابن‌داود، در عصری می‌زیسته‌اند و شاگرد کسی (سیدبن‌طاوس) هستند که کتابخانه‌ی عظیمی داشته که منابع بسیاری از کتب رجالی و تاریخی در کتابخانه‌اش فراوان بوده‌است، پس اخبار این دو بزرگوار، محتمل الحس و الحدس است. وقتی نقل‌های علامه را با ابن‌داود مقایسه می‌کنیم، برای انسان اطمینان حاصل می‌شود که این کتاب، مجعول نیست. بنابراین برای ما ثابت است که این کتاب، کتاب ابن‌غضائری است. پس وقتی ابن‌غضائری گفته: «کذاب»، باید «القاسم الحارثی» را کناربگذاریم. بعضی گفته‌اند: «توثیقات ابن‌غضائری را قبول می‌کنیم اما تضعیفاتش را خیر؛ چون مبنای ضیقی برای توثیق داشته.»، ولی ما این حرف را قبول نداریم و تضعیفاتش را می‌پذیریم. 🌐درس خارج فقه استاد محمد مهدی شب‌زنده‌دار 95/08/25 https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/shabzendehdar/feqh/95/950825