𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
Відкрити в Telegram
499
Підписники
Немає даних24 години
-247 днів
-6330 днів
Архів дописів
499
دَردِ دِل با کَس نَگُفتَم، دَردِ مَن گُفتَن نَداشت
خَنده بَر لَب میزَدَم،هَر چَند خَندیدَن نَداشت
499
اعصاب چیست؟
چیزی است که هیچکس ندارد ولی توقع دارند که تو داشته باشی!
توقع چیست؟
چیزی است که همه دارند و تو نباید داشته باشی!
499
من بهت اهمیت ندادم؟ من تو اکسپلور میگشتم تا ببینم زیرِ کدوم پست لایک و کامنتِ تو هست تا حالتو بفهمم.
499
ای رِفیقان چه نشَستید بر پَشیمانیِ من
نوش باد غَم و تنهایی و ویرانیِ من
دِل اگر خوش خَبَری، پیش کَسی جار نزن
باید این را بنویسَند بَر پیشانیِ من
499
روي قبرم بنويسيد: که از شهر وفا آمده بود..
هيچکس هيچ نفهميد که چرا آمده بود؟
بنويسيد: نفهميد کسی دردش را..
هيچکس درک نميکرد، دلِ سردش را..
بنويسيد: که يک عُمر خدا را کَم داشت!
در دو چَشمش اَثَر از گمشدهای مُبهَم داشت..
بنويسيد: دَمادَم دلِ او اَبری بود..
بنويسيد: که اسطورهی بی صبری بود..
بنويسيد: دِلَش مثل دل شیشه شِکَست..
آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست!
بنويسيد: که با عَدلِ خدا مساله داشت..
بنويسيد: که از خِلقَت خود هم گِلِه داشت!
بنویسید: که در بی کسیاش سوخت پرش..
بنويسيد: غَمی بود به چِشمانِ تَرَش..
بنويسيد: که همواره غَمی پِنهان داشت...
بنويسید: به تقدير خیدا ايمان داشت..!
499
وقتی بعد از شنیدن اسمش سکوت میکنی و میری تو خودت، تازه میفهمی همه اون فراموشش کردما فقط تظاهر بوده!
499
من پنج تا حیون درون دارم: جغدِ شب زنده دار، کوالایِ تنبل، ماهیِ کم حافظه، سگِ هار، پاندایِ همیشه خسته، پنگوئن بی حوصله>>
