uk
Feedback
𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

Відкрити в Telegram

تخلیه گاهِ یک ذهنِ مَریض🪽

Показати більше
499
Підписники
Немає даних24 години
-247 днів
-6330 днів
Архів дописів
منو از خودم بپرس؛ یه دور بهشون ریدم ازم کینه دارن.

بچه‌ ها‌ بیاین‌ کصکش‌ باشیم،‌ احساساتی‌ بودن‌ آخر‌ عاقبت‌ نداره.

به مهربونیم اعتماد نکن،من آدمِ بدی میشم وقتی قلبم آسیب ببینه.

تولدم شد نبودی.. گریه کردم نبودی.. سیگار کشیدم نبودی.. همه تو روم در اومدن نبودی.. بخاطرت حرف شنیدم نبودی.. موهایِ سرم سفید شد نبودی.. از خواب پریدم نبودی.. دیشب و خواب دیدم نبودی.. با خدا راجبت حرف میزدم نبودی.. بعدِ تو با همه بد شدم نبودی.. سرِ تو با خودم قهر کردم نبودی.. پیر شدم نبودی.. هیچ وقت نبودی.. شوخیه قشنگی بود؛ بسه دیگه برگرد!

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی ، خواندی؟ بغض کردم که ببینی و بمانی ، ماندی؟

تورا با غیر میبینم صدایم در نمی‌اید، دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی‌اید.

جوری زمین خوردم که حتي دلم نمی‌خواد به بلند شدن فکر کنم! جوری شکستم که حتی دلم نمی‌خواد یه فکری برایِ ترمیمِ خودم کنم! جوری داغونم که حتی دلم نمی‌خواد به خوشحالی فکر کنم! جوری زندگیم از بین رفته که حتی دلم نمی‌خواد چشمامو وا کنم تا زندگیمو ببینم..!

ھـۆگری بێ دەنگی بووم نازانـم خۆم مردووم یان وشەکانم🖤!

ھـۆگری بێ دەنگی بووم نازانـم خۆم مردووم یان وشەکانم🖤!

حال من حال اسیریست که هنگام فرار ، یادش افتاد کسی منتظرش نیس ، نرفت .

باهات حرف نَزَدن خیلی سخته..
باهات حرف نَزَدن خیلی سخته..

شاید، من یه روز اسمتو فراموش کنم، قیافتو فراموش کنم، عَطرِ تنت از پیرهنم بپره، ولی هیچ وقت یادم نمیره که پیشت چقدر خوشحال بودم، هیچ وقت یادم نمیره که بعدِ تو تمومِ انگیزم، امیدم و اعتمادم از دست رفت، کی بودی و کجا رفتی که همه انگیزه، اعتماد، امید و شادیِ منم با خودِت بردی؟!

اسم تورا به مادرم گفتم و گفت شنیده ام همیشه در خواب صدایش میزنی!

گاهی دلم میخواد بگم منم و فلانی، شما و همه! ولی همون فلانی روزگار منو فلان کرد.