uk
Feedback
💙💙Cafe _mahmoud💪💙💙

💙💙Cafe _mahmoud💪💙💙

Відкрити в Telegram

یه آرشیو از شعرها و متنهای قابل توجه که گاهی به عکسهای مرتبط پيوند مى خورن کافیه موضوع مورد علاقه تون رو سرچ کنین😉 @cafe_mahmoud

Показати більше
657
Підписники
-224 години
-37 днів
-530 день
Архів дописів
«می‌دانستم نباید، اما لمست کردم که خاکستر شوم؛ به درک که باد مرا خواهد برد..!» عباس‌ کیارستمی @cafe_mahmoud

جمیلة أنتِ کنهر في صیف طویل یلقي التحیة ویمضي غیر مبال.. تو زیبا هَستی همچون رودی در تابستانی بلند که سلامَم می‌دهد و با بی‌تفاوتی می‌گذرد.. #جوزف_دعبول @cafe_mahmoud

دلنوشته ای در مورد #تیم_ملی_فوتبال_ایران👇 ما عاشق آن‌ها بودیم، واقعا عاشق. علی دایی به چلسی گل می‌زد و مهدوی‌کیا در هامبورگ تشویق می‌شد و ما جان می‌گرفتیم. احمدرضا نیمه‌جان رفت بیمارستان کسری-جایی که بعدها مهسا را از ما گرفتند- و ما سوگوار خاطرات خود شدیم اما او مثل سلحشوری سرمست برگشت. ما حتی طارمی و بیرو و شجاع و رامین را هم دوست داشتیم. اشکان و قدوس را مثل برادران تنی بغل نکردیم؟ معرفت نداشتیم؟ "تیم‌ملی" اسم تیم ما بود، تیمی که طرفدارش بودیم. شب بازی ایران-انگلیس آنتن تلویزیونم خراب بود و بازی را در یک سفره‌خانه دیدم. مردها با گل‌های اول انگلیس خندیدند و کری خواندند، اما بعد از گل سوم همه عصبی شدند. هیچکس نمی‌دانست باید چه احساسی داشته‌باشد. سفیدپوش‌ها از ما که سیاهپوش بچه‌های ایران بودیم فاصله گرفتند و حتی تلاش نصف و نیمه آن‌ها را هم ندیدیم. اما ایران بود که تحقیر می‌شد. از همان‌شب و از همان حس دوگانه بود که انگار دوری شدت گرفت و بعد همه تلاش کردند این فاصله بیشتر شود... برای من نه. من همیشه طرفدار ایرانم. من همیشه با باخت ایران غمگین می‌شوم. برای من فقط یک ایران وجود دارد... اما چه کسی می‌تواند بخشی از این مردم را سرزنش کند اگر دیگر خودشان را در تیم سهیم نمی‌بینند؟ غم بزرگ من این است که ما 'دلخوشی‌های جمعی' را کاملا از دست داده‌ایم. از جشن خیابانی بزرگ بعد از بردن آمریکا و حتی باختن به آرژانتین، رسیده‌ایم به شب‌هایی که جام‌جهانی برای بخش بزرگی از مردم مطلقا بی‌اهمیت است. آن تیم سفید زیبا انگار جایی در تاریخ گم شد، مثل بسیاری از زیبایی‌های دیگر. ما تقریبا جز نوروز هیچ روزی را در سال نداریم که یک جشن همگانی باشد. خشم اجتماعی در همین فاصله‌ها رشد می‌کند. این‌طوری می‌شود که هموطن من در روزی که از مرگ در بمباران فقط به لطف دیررسیدن اتوبوس به چهارراه نزدیک خانه‌ام جان درمی‌برم، با پرچم اسراییل در خیابان می‌رقصد تا صدای من باشد. این‌طوری می‌شود که گفتگو می‌میرد و جامعه‌ای به غایت قطبی‌شده شکل می‌گیرد. بله، بیرانوند هنوز هم دروازه‌بان خوبی است. اما در تیم منتخب من ناصرخان و احمدرضا و روزبه سینکی ثابتند. از برد ایران دلم گرم می‌شود و از باختش دلگیر می‌شوم، اما برای این تیم نمی‌توانم جشن بگیرم زیرا آن‌ها هرگز نخواستند کنارم عزاداری کنند. دوست دارند ما را خوشحال کنند؟ دمشان گرم. دست مریزاد که از بچه‌های میناب یاد می‌کنند. اما چیزی در بخشی از "ما" خراب شده که درست‌شدنش راحت نیست. شعله‌ای در من مرده که از زمستان‌ها عبورم می‌داد. شاید روزی تیم‌ملی دوباره دلیلی برای همگانی‌شدن رقص در خیابان‌ها شد، شاید. من آرزویش را دارم که دوباره چیزی را ما را-همه‌ی ما را- دور هم جمع کند. اما می‌دانید که، من آدمی هستم که هرگز به آرزویی نرسیده است... ایران، ای جغرافیای رنج و تناقض، آیا هرگز تو را شاد خواهم‌دید؟ @cafe_mahmoud #حمیدسلیمی

Reza.Sajjadi.Taze.Havan.320 (1).mp3

هی دفن می‌کنیم و دفن میکنیم و دفن می‌کنیم؛ امیدهای رفته پی روزهای رفته را هی قرض می‌کنیم و قرض می‌کنیم و قرض می‌کنیم؛ از فردای خود امید #بهرام_بیضایی @cafe_mahmoud

میدانيد قشنگترین جای زندگی کجاست؟ آنجاست که به دلتان فرصت میدهيد❤️ به دلتان این جرأت را میدهيد که دوباره به زندگی اعتماد کند،
میدانيد قشنگترین جای زندگی کجاست؟ آنجاست که به دلتان فرصت میدهيد❤️ به دلتان این جرأت را میدهيد که دوباره به زندگی اعتماد کند، بدى‌ها را فراموش کند، دوباره منتظر يك اتفاق ناگهانی خوب باشد، منتظر يك آدم تازه كه به او فرصت میدهيد گذشته را با همه بدى‌هايش ببخشد و بگذارد اتفاقات گذشته، در گذشته بماند. اینجا قشنگ‌ترین جای زندگی است، جایی که از صفر شروع ميكنيد، جایی که دوباره متولد مى‌شويد.. @cafe_mahmoud

آخر فیلم برادران لیلا که یکی از داداشا تو فرودگاه میخواست بره یکیشون بهش گفت * اگه بهت زنگ زدیم بگو که خوشبختی * *بذار حداقل فک کنیم یکیمون خوشبخت شده....* همین ... @cafe_mahmoud

این کانسپت *نون و نمک* خیلی موضوع مهمیه، از آدم‌هایی که نسبت بهش بی‌اهمیت هستن خیلی بترسید. @cafe_mahmoud

*♦️یه جمله امروز خوندم که خیلی تکان‌دهنده بود. ما رو بیدار می‌کنه و به زندگی‌مون و رفتارهامون آگاه می‌کنه:* 🔹«مرگ تو در یک روز معمولی، وسط برنامه‌های ناتمام فرا می‌رسد و جهان بدون تو ادامه خواهد داد. @cafe_mahmoud

سایمون کوپر در کتاب «فوتبال علیه دشمن» می‌گوید: «فوتبال فقط یک بازی معمولی نیست. اگر یک تیم حمایت طرفداران و مردمِ خود را نداشته باشد، فرقی با یک مشت دلقک که بیهوده به دنبال یک توپ می‌دوند ندارند.» @cafe_mahmoud #یک_برگ_از_کتاب

روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم
روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم. - از تروما تا التیام - آلن دوباتن🌱 Cafe_mahmoud جواهر دشت زیبا ۲۲ خرداد

بدون شرح هر چی گشتم چیز در خوری برای این عکس پیدا نکردم @cafe_mahmoud
بدون شرح هر چی گشتم چیز در خوری برای این عکس پیدا نکردم @cafe_mahmoud

⁨شاید زخم‌ها خوب بشن اما جای زخم‌ها...🥺💔 @cafe_mahmoud اي جاى زخم كهنه از جانم چه مى خواهى #حسين_غياثى عكسش👌 پ.ن: گیریم جن
⁨شاید زخم‌ها خوب بشن اما جای زخم‌ها...🥺💔 @cafe_mahmoud اي جاى زخم كهنه از جانم چه مى خواهى #حسين_غياثى عكسش👌 پ.ن: گیریم جنگ و بحثِ شما هم تمام شد با عمر و جانِ سوخته‌ی ما چه می‌کنید؟😔 #نرگس_صرافیان_طوفان

نیمه نهایی هنوز درست حسابی شروع نشده بود که آلمان سه هیچ جلو افتاده بود و کوتاه هم نمی آمد ،نادرو روی هر گلی سی سانت بالاتر از یوآخیم لو می پرید و جیمو کنار دیوار عرق از چهار بست تنش میچکید، زینت داشت خمیر ورز میداد برای مشتری های کله سحر ، صدای فریاد های از ته دل نادرو آلمانی بی اختیار لبش را به خنده باز میکرد ولی چشمش به جیمو برزیلی که می افتاد یکهو غم جانش را می‌گرفت ، آلمانها رسیده بودند به ۵ و بغض از زیر فک تا جناغ سینه جیمو را گرفته بود ، زینت التماسِ خدا میکرد که داور سوت بزند ، بس بود دیگه ، آلمانها دست بردار نبودند... شد شیش ، زینت تو دلش نفرینِ داور کرد:« خیر نبینی از عمرت، سی چه تمومش نمیکنی!» حالا دیگه زینت خوشحالی پسر آلمانیش حالی به حالیش نمی‌کرد، غم پسر برزیلیش پرش کرده بود، دلش میخواست جام جهانی هر پنجاه سال یکبار برگزار شود ، دلش میخواست تیم ها با اختلاف یک گل ببرند همدیگر را ... زینت به هزار در میزد که دل بچه هاش خوش باشه ولی فوتبال تو اختیار او نبود ... 🎙️ زینت و مک‌لوهان احسان عبدی پور بمناسبت آغاز #جام_جهانی

و گفت: پیش از این مردمان دوایی بودند که از ایشان شفا می‌یافتند، اکنون همه دردی شده‌اند که آن را دوا نیست! تذکرة الاولیاء ذکر محمد بن سماک @cafe_mahmoud

هل أتیت لأنی أنا؟ أم لأنک تائهُ و لا تعریف سوی عنوانی آیا آمدی بخاطرِ اینکه منم؟ یا بخاطرِ اینکه گم شدی و جز نشانیِ من ، نشانی نمیدانی @cafe_mahmoud

مردی می‌گوید: _زن‌ها تو جنگ هیچی ندیده‌اند. زن می‌گوید: _هیچی ندیده‌اند؟ ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچه ها غذا بدهیم، از زخمی‌ها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام می‌شود، همه‌تان یکهو قهرمان می‌شوید. مُرده، قهرمان. زنده مانده، قهرمان. معلول، قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کرده‌اید. خب، انجامش بدهید، قهرمان‌های خرفت! @cafe_mahmoud #آگوتا_کریستوف‌ 📚دفتر بزرگ

. He Lost Everything But This Song عنوان موسیقیِ زیبایی در ژانر #بلوز

"زندگی با هرزگی و فسق فقط به اخلاقیات لطمه می زند ولی تظاهر به پاکی و تقوا به کل انسانیت." @cafe_mahmoud تئودور فونتانه

این تصویر رو که گذاشتم، رفیقِ ادیب، فرهیخته، فاضل و هنرمندم، جنابِ آقایِ رضایی، این دو بیت رو بداهتاً بر اساسِ این عکس سرودند
این تصویر رو که گذاشتم، رفیقِ ادیب، فرهیخته، فاضل و هنرمندم، جنابِ آقایِ رضایی، این دو بیت رو بداهتاً بر اساسِ این عکس سرودند: از غمی که بر او شده آوار سر نهاده به شانهٔ دیوار غم فراوان و شانه، نه، ای بخت! ای خوشا، ای خوشا به‌‌حالِ درخت @cafe_mahmoud