سینماجعبه
Відкрити в Telegram
• در اینجا سری میزنیم به فرهنگ، هنر، ادبیات و سینمای ایران و جهان • • صندوقِ گفتگو، انتقادات و پیشنهادها t.me/HidenChat_Bot?start=8477225808
Показати більше2 859
Підписники
Немає даних24 години
+627 днів
+10830 днів
Архів дописів
2 858
• معرفی فیلم دوران اوج | لنس اوپنهایم
• در سال ۲۰۰۶، کریس هانسن، مجری برنامهی «To Catch a Predator»، تصمیم میگیرد با ساختن یک برنامهی تلویزیونی تاریخساز شود.
• بخشی از نقد رسانهی اسکریندیلی: در خانههای معمولی، در خیابانهای معمولی آمریکا، پشت حصارهای سفید و چمنهای مرتب و آراسته، هیولاها کمین کردهاند. این همان کابوسی بود که سریال رئالیتیشوی محبوب آمریکایی To Catch a Predator در اواسط دهه ۲۰۰۰ عرضه میکرد. برنامهای که در آن مجری، کریس هانسن، عملیاتهای مخفیانهای را برای به دام انداختن افراد پدوفیل، آن هم جلوی دوربین، هدایت میکرد؛ اقدامی که با عنوان اجرای عدالت معرفی میشد اما در قالب سرگرمی به مخاطب ارائه میشد.رابرت پتینسون بازی تأثیرگذاری در نقش هانسنِ گرفتار مشکلات ارائه میدهد. بااینحال، تنها یک سال پس از مستند درخشان دیوید اوزیت، Predators، و با توجه به استفاده فراوان فیلم از تمهیدات و ساختارهای دراماتیک، دوران اوج گاهی بیشتر شبیه بازسازیای نسبتاً جنجالی و اغراقآمیز از موضوعی پیچیده و واقعی به نظر میرسد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
+1
در جریان روز چهارم جشنوارهی فیلم ونیز، دو فیلم در بخش رقابتی به نمایش درآمدند؛ فیلم «دوران اوج» ساختهی لنس اوپنهایم و بازی رابرت پتینسون و فیلم «امشب اتفاق میافتد» ساختهی نانی مورِتی و بازی لویی گرل.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
"به گمانم دنیا، و بهویژه سینما، زیر بارِ خدایانِ دروغین سنگینی میکرد. وظیفهی من سرنگون کردن آنها بود. شمشیر به دست، آماده بودم زندگیام را وقف این کار کنم. اما خدایان دروغین هنوز سر جای خود هستند. پشتکار من در طول نیمقرن فعالیت در سینما شاید به سرنگونی چندتایی از آنها کمک کرده باشد. در عین حال، همین پشتکار به من کمک کرد دریابم که بعضی از آن خدایان واقعی بودند و نیازی به سرنگون کردنشان نبود."
➖ژان رنوآر
▫Nora Gregor, Jean Renoir, and Roland Toutain in The Rules of the Game (1939)
• @CinemaJabe
2 858
• معرفی فیلم پایههای فلسفه | پاول شریدر
• جان جوریسن در یک کالج کوچک هنرهای آزاد در غرب میانه آمریکا فلسفه تدریس میکند و در حال نوشتن کتابی درباره اسپینوزاست. زندگی او حول تدریس، نوشتن و گذراندن وقت با شریک زندگیاش، بکا، که او نیز استاد دانشگاه است، و پسر نوجوان او، ویلی، میگذرد. جوریسن مردی باهوش، جدی و گوشهگیر است. چیزی از گذشته او را عذاب میدهد.
• گاردین در نقد خود نوشته: این فیلم از برخی جهات، نمونهای از مطالعهی شریدر دربارهی مردانگی است؛ داستان مردی که بر سر انتخاب اخلاقی و رفتار درست عذاب میکشد و ــ همانطور که در بسیاری از فیلمهای شریدر میبینیم ــ در اتاقی با چیدمانی خشک و بیپیرایه، مشغول خواندن و نوشتن فلسفه است. با این حال، مسئلهای که او در اینجا با آن روبهرو میشود، به هیچوجه انتزاعی نیست. فیلم با ریتمی مصمم و پرتعلیق پیش میرود و همهچیز تا نمای پایانیِ دلآشوبکننده به شکلی منسجم کنار هم قرار میگیرد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
• معرفی فیلم آقای نلسون، تو آدم کشتی؟ | شینیا سوکاماتو
• آلن نلسون در خانوادهای فقیر در نیویورک به دنیا آمد و در هجدهسالگی برای فرار از تبعیض و فقر به تفنگداران دریایی پیوست. پس از خدمت در کمپ هانسن در اوکیناوا، در سال ۱۹۶۶ به خط مقدم جنگ ویتنام اعزام شد؛ با این تصور که میتواند مانند قهرمانان جنگیای که در فیلمها دیده بود، به سربازی پرافتخار تبدیل شود. وقتی در بیستوسهسالگی به خانه بازگشت، روزهای عذابآور و شبهای بیخوابی در انتظارش بود؛ روزهایی که خاطرات میدان جنگ رهایش نمیکردند. از صداهای بلند و تاریکی وحشت داشت، روابطش با خانواده از هم پاشید و سرانجام بیخانمان شد.
• اسکریندیلی در نقد خود برای این فیلم نوشت: فیلم بهشکلی عجیب تکهتکه و گسسته پیش میرود: ناگهان وارد دورههای زمانی مختلف میشویم و با شخصیتهایی روبهرو میشویم، بیآنکه مقدمه یا زمینهچینی چندانی در کار باشد. در مقابل، در بعضی لحظات، دیالوگهای توضیحی و ناشیانه باعث میشوند شخصیتها خیلی مستقیم و بیپرده اطلاعاتی را که صرفاً برای آگاهی مخاطب لازم است، بیان کنند.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
• معرفی فیلم جایی برای درمان | سدریک کان
• لوسیا، دختری ۱۷ ساله، توسط پلیس به بخش روانپزشکی نوجوانان در یک بیمارستان دولتی منتقل میشود؛ جایی که برایش بیش از حد آشناست. او در بازگشت به بخش، دوباره دوستش الوئیز را میبیند که مدتهاست بستری است و با گروه تازهای از نوجوانان آشنا میشود؛ نوجوانانی که هرکدام درگیر مشکلات و بحرانهای خود هستند. میان بیماران و مراقبان، پیوندهایی شکننده شکل میگیرد و تعادلی ظریف به وجود میآید که در میان تمام این دشواریها، روزنههایی از امید، بهبودی و حتا خنده را به همراه دارد. اما یک روز، ورود بیمار مرموزی به نام انزو همهچیز را به هم میریزد.
• گاردین در نقد خود اینگونه نوشت: سدریک کان، در این فیلمِ ژانرشکن، همدلی و شفقت را با موشکافی دقیق و خونسردانه درهم میآمیزد؛ فیلمی که یک مثلث عشقی پرتنش و آشفته را در مرکز داستان خود قرار میدهد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
+1
با گذشت روز سوم جشنوارهی فیلم ونیز، دو فیلم در بخش رقابتی و دو فیلم در بخش خارج مسابقه به نمایش درآمدند. در بخش رقابتی دو فیلم «جایی برای درمان» ساختهی سدریک کان، و «آقای نلسون، تو مردم را کشتی؟» ساختهی شینیا سوکاماتو اکران شدند. و در بخش خارج مسابقه دو فیلم «پایههای فلسفه» ساختهی پاول شریدر و «ژوپیتر» ساختهی الکساندر سمیا.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
"حالم افتضاح است. اضطراب خیلی زیادی دارم. فکر میکنم برای این کار دیگر دارم زیادی پیر میشوم. کار کردن در صحنهی فیلمبرداری و اینطرف و آنطرف دویدن با چند بازیگر، با اینکه خیلی دوستداشتنیاند، چالشی در ابعادی باورنکردنیست. فکر نمیکنم بعد از این فیلم [خانهای که جک ساخت] دیگر بتوانم فیلمی بسازم."
➖لارس فونتریه
▫Lara von Trier on the set of The House that Jack Built (2017)
• @CinemaJabe
2 858
واکاوی سریال «وراثت»؛ چرا ساختهی جسی آرمسترانگ یکی از برترین مجموعههای تاریخ تلویزیون است؟
در سالهای اخیر نام دیگری نیز به این لیست اضافه شد؛ سریالی که شاید در نگاه اول تنها روایتی کند از زندگی خانوادهای فوق ثروتمند به نظر برسد، اما در بطن خود یکی از دقیق ترین نگاهها به قدرت در تاریخ تلویزیون است؛ سریال «وراثت» شاهکار جسی آرمسترانگ. آنچیزی که سریال «وراثت» را به اثری استثنایی تبدیل میکند، نه نمایش کاخهای مجلل و قراردادهای میلیاردی، بلکه شیوهای است که قدرت، عشق، خانواده، وفاداری، تحقیر، جاهطلبی و ترس را کنار یکدیگر قرار میدهد.
✍ اینجا بخوانید.
• #Review
• @CinemaJabe
2 858
بیانیهای که محسن قرایی در جشنوارهی ونیز برای اکران فیلمش «مراقب» منتشر در سایت جشنواره منتشر کرده:
چند سالی بود که به دلیل شرایط محدودکننده و سانسور حاکم بر کشورم، ایران، تصمیم گرفته بودم فیلم نسازم. اما حالا تصمیم گرفتهام بدون هیچ مصالحهای فیلم بسازم؛ فیلمی دربارهی آزادی ازدسترفته، دربارهی انتخابهایی که زیر سایهی ترس و سرنوشت تحمیلی مدفون شدهاند.
«مراقب» فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان یک جامعه است که در صمیمیترین واحد آن، یعنی خانه، بازتاب مییابد. جایی که قرار است مایهی امنیت باشد، میتواند به زندان تبدیل شود؛ جایی که ترس در لباسِ آبرو پنهان میشود و کنترل، به نام عشق و محافظت توجیه میشود.
فیلم، سرکوب و آزادی را به شکل یک دوگانهی ساده و سیاهوسفید به تصویر نمیکشد. از خلال سه نسل از زنان، مراحل مختلف دگرگونی آگاهی در جامعهی ایران را به تصویر میکشد. مادر متعلق به نسلی است که با تحمل کردن، سازش و پذیرفتن رنج بهعنوان بخشی اجتنابناپذیر از زندگی، دوام آورده است. اِنسی نمایندهی نسل جوانتری است که برای ساختن آیندهی خودش مبارزه میکند. جانان، که نیرویی غیرقابلپیشبینی او را به حرکت وامیدارد، نمایندهی نسلی شجاع است؛ نسلی که امکان آیندهای را با خود حمل میکند که در آن آزادی دیگر صرفاً چیزی خیالی نیست، بلکه بهتدریج و همزمان با رشد او به واقعیتی ملموس تبدیل میشود.
با این حال، «مراقب» یک شعار نیست؛ هشدار است، زنگ خطری آرام اما فوری دربارهی فروپاشی یک جامعه. دربارهی لحظهای که مراقبت به اسارت تبدیل میشود، عشق خفهکننده میشود و فضای خصوصی خانه، بازتابی از ساختار گستردهتر سرکوب میشود. دههها سرکوب، کشورم را به بحرانی عمیق و جنگی ناعادلانه کشانده؛ جنگی که رنجی هرچه بیشتر بر مردمی تحمیل کرده که پیش از آن نیز در چنگال همان سرکوب گرفتار بودهاند.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
• معرفی فیلم مراقب | محسن قرایی
• یک خانوادهی کمدرآمد در حاشیهی تهران با خطر قریبالوقوع تخریب خانهشان در چارچوب یک پروژهی عظیم نوسازی شهری روبهرو هستند. رشید، پدر خانواده و نگهبان زندان، در حالی که به فساد متهم شده، متوجه میشود دختر بزرگش، اِنسی، مخفیانه قصد دارد ایران را ترک کند تا مدل شود. هرچه بولدوزرها به خانه نزدیکتر میشوند، تنشها درون خانواده نیز بالا میگیرد.
• اسکریندیلی در نقد خود اینگونه نوشته: نیروهای پدرسالارانهی کهنه و سرکوبگر با نسل جوانتری از زنان درگیر میشوند؛ نسلی که میخواهد هم اختیار بر بدن خود و هم حق تعیین سرنوشتش را به دست بگیرد. این موضوع طی حدود یک دههی گذشته، به شکلهای گوناگون، هم در زندگی واقعی و هم در سینمای ایران بازتاب یافته است. در چهارمین فیلم بلند محسن قرایی، این کشمکش نسلی و جنسیتی از دریچهی خانوادهای روایت میشود که خانهی محقرشان در حاشیهی تهران در آستانهی تخریب قرار دارد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
+1
• معرفی فیلم باکینگ فسترد (بازی با کلمهی Fucking Bastard) | ورنر هرتسوگ
• دو خواهر به نامهای ژان و جوآن هالبروک آنقدر به یکدیگر نزدیکاند که همزمان حرف میزنند، عاشق یک مرد هستند و رویاهای یکسانی دارند. حتا گاهی یک لغزش زبانی را نیز همزمان مرتکب میشوند. ما نمیتوانیم دنیا را آنگونه که آنها میبینند ببینیم، اما واکنش دنیا به آنها را میبینیم؛ از طریق دادگاهها و مطبوعات، از نگاه کسانی که میخواهند کمکشان کنند و کسانی که قصد سوءاستفاده از آنها را دارند، از چشم حیوانات اهلی و وحشی، و حتا از طریق پژواک صدای خودشان در اعماق زمین.
• رسانهی اسکریندیلی آخرین فیلم هرتسوگ را اینگونه توصیف کرد:همچون یک افسانهی عامیانه؛ جایی که معماهای اسرارآمیز خود بخشی از جذابیت اثرند. فیلم شاید همیشه از نظر منطقی سرراست و قابلفهم نباشد، اما وضوح و شفافیت عاطفی آن تا حد زیادی این خلأ را جبران میکند.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
• معرفی فیلم نُه اسب وحشی | مارتین مکدونا
کمی پیش از کودتای ۱۹۷۳ شیلی، مأموران سیا، کریس و لی، به دستور رئیس دفترشان، اِمجی، از سانتیاگو به جزیره ایستر اعزام میشوند.در میان مجسمههای نمادین جزیره، این دو همکار قدیمی در حالی با گذشتههای تاریک و توطئههای جاری دستوپنجه نرم میکنند که رابطهی تازهی کریس با دو دانشجوی سرکش، سفر همه را به این بهشت دورافتاده به مسیری غیرمنتظره و خطرناک میکشاند.
سایت جامعهی بینالمللی سینهفیلیا آخرین ساختهی مکدونا رو اینگونه توصیف کرد: یک کمدی جاسوسیِ بهشدت خندهدار و در عین حال عمیقاً تأثیرگذار که با مهارت تمام، سازوکارهای بدبینانه و فریبکارانهی ژئوپلیتیک آمریکا را نشانه میرود؛ درست مثل یک تکتیرانداز که در تپهای پوشیده از چمن کمین کرده باشد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
+1
در جریان روز دوم ۸۳امین جشنوارهی فیلم ونیز، در بخش مسابقه فیلمهای دو کارگردان برجستهی سینما اکران شدند؛ فیلم «باکینگ فستزدز» از ورنر هرتسوگ و بازی خواهران مارا، و فیلم «نُه اسب وحشی» ساختهی مارتین مکدونا. در بخش افقها نیز فیلم «مراقب» ساختهی محسن قرایی به عنوان نمایندهی سینمای ایران به نمایش درآمد.
• #Venezia83
• @CinemaJabe
2 858
"من اساساً آدمی ناخشنودم. زندگی همیشه در تصورم بیرحم بوده. روزنامه میخوانم؛ جنایت، قتل، طلاق و از این قبیل. در آنجا نشانی از صداقت یا همبستگی نمیبینم. من انسانیت را دوست دارم، به انسانیت اعتماد دارم، اما انسانیت خودش بهگونهای رفتار میکند که مرا دلسرد و سرخورده میکند. فیلمهایی که کارگردانی میکنم تقریباً همیشه حالوهوایی مالیخولیایی دارند. این از تضاد میان عشق من و سرخوردگیام سرچشمه میگیرد. من خوشبینم. زندگی را دوست دارم. در جستوجوی کمالم. اگر هنر من بدبینانه به نظر میرسد، پیامد خوشبینیِ مداوم من و سرخوردگی حاصل از آن است."
➖ویتوریو دسیکا
▫Carlo Battistini and Vittorio De Sica on the set of Umberto D (1952)
• @CinemaJabe
2 858
"شما نمیتوانید تاریخ سینمای صامت را بشناسید، بدون اینکه چهرهی رنه فالکونتی را در «مصائب ژاندارک» درک کنید."
➖راجر ایبرت
▫ The Passion of Joan of Arc (1928)
▪Director: Carl Theodor Dreyer
• @CinemaJabe
