612
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-830 день
Архів дописів
612
این آهنگ بوی نم بارون میده
بوی نا امیدی
بوی لحظه ای که با تمام وجود در انتظار بودی و حالا نا امید شدی
لحظه پذیرش
اونجایی که وایستادی یه جا، به دیوار خیره شدی و افکارت روی هر ضرب آهنگ، به سرت میکوبن تا بیرون بیرزن
جایی که هیچ ایده ای نداری قدم بعدیت چیه
612
میگه روزایی خوبی که داشتم گذشت، همیشه سعی میکنم بفهمم برای چی بود ولی خب هیچ وقت قرار نیست بدونم
گرچه که اون روزا دیگه برام مرده ولی هنوز انگار صدام میزنه
612
Sometimes I sit in the smoking section
Hopin' one rogue spark land in my direction
And when you stomp me out, I scream and I'll shout
"Let it happen, let it happen, let it happen"
612
Sometimes I sit in the smoking section
Hopin' one rogue spark land in my direction
And when you stomp me out, I scream and I'll shout
"Let it happen, let it happen, let it happen"
612
میگه فقط اقیانوس ها بین ما فاصلست
و به خاطر توعه که الان میتونم بازم زندگی کنم
ولی اگر قرار باشه بمیرم هم دوست دارم تو اقیانوس تو آروم بگیرم
چون جاییه که یه بار هم قبلا توش غرق شدم
612
میگه دیروز چون دلم میخواست ببینمت گریه کردم
ولی امروزم گریه کردم، ولی چون دیدمت گریم گرفت
Ayer lloraba por verte, Llorona
Hoy lloro porque te vi
Ayer lloraba por verte, Llorona
Hoy lloro porque te vi
612
میگه
همیشه این سوالا از تو ذهنم میگذره
خیلی چزاست که دوست دارم بفهمم
اگه ما فقط برای مردن به دنیا میایم و هممون برای زندگی کردن میمیریم
پس دقیقا فایده زندگی کردن چیه اگه در تضاد همن؟
