uk
Feedback
Hypnos.

Hypnos.

Відкрити в Telegram
384
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
از فراموش کردن خاطرات می‌ترسم. برای همین همیشه گوشی به دست در حال فیلم و عکس گرفتنم.

Repost from N/a
چسبِ زخم جای گلوله رو ترمیم نمی‌کنه.بی فایده‌ست.دقیقا مثل عذرخواهی کردن.

Today’s Feature: Thomas Mor @Everythingaboutphotography
Today’s Feature: Thomas Mor @Everythingaboutphotography

Repost from N/a
ادم‌های خوشحال در درجه اول خانواده به نسبت خوبی دارن

Repost from N/a
زندگی عجیب میشه وقتی یه کمالگرای استرسی هستی که هم به هیچی اهمیت نمیده و هم به همه چیز، زیادی اهمیت میده.

Repost from بلو
یه چیزی هم بگم؟ محمد صادقی مثل عزیزای دیگه که گیر این حرومزاده ها افتادن نیست. جدا بحثش جداست. این سری حتی کسایی که مخالف حکومت و این رژیمن دارن پشت همین رژیم و مذهب در میان چرا؟ بخاطر تابوشکنی های محمد صادقی (لاک زدن، آرایش کردن و...) و مخالفتی که با سبکش دارن. پس اگه واقعا طرفش هستید هرجور که می‌تونید حمایتش کنید! تو توییتر تا می‌تونید هشتگ بزنید.

امروز صبح مامورین لباس شخصی به خونه محمد صادقی حمله کردن و برای عادی سازی ماشین اتش نشانی هم اورن که بگم ایشون قصد خودکشی داش
+1
امروز صبح مامورین لباس شخصی به خونه محمد صادقی حمله کردن و برای عادی سازی ماشین اتش نشانی هم اورن که بگم ایشون قصد خودکشی داشته. محمد صادقی با انتشار لایو اینستاگرامی از لحظه ورود ماموران اعلام کرده عده ای بدون حکم با شکستن در وارد خونش شدن ظاهرا در این لایو ادرس هم برای درخواست کمک گفته شده (تهران پارس فلکه سوم طاهری نبش پور مشیر پلاک ۲) صداش باشید.

شروع روزم اینطوری بود و تا آخرش واقعا خفن پیش رفت.

آخی

و البته خوب دهنتو گاییدم که انقدر فشاری شدی که حتی وقتی پیاده شدمم داشتی داد میزدی.

ازت تشکر می‌کنم که بهم گفتی "معلوم نیست دختری یا پسر" چون این بهترین تعریفیه که یه غریبه می‌تونه ازم بکنه.

اونجایی احساس قدرت کردم که عرزشیه انقدر از استایلم فشاری شده بود که ته مترو وایساده بود کص میگفت و حتی جرعت نداشت بیاد جلو چون ازم میترسید و بهم می‌گفت شیطانی =)

اگه بودی الان ۲۲ سالت بود؟:)

تولدت مبارک پدر.

تو جلوی رفتنمو گرفتی اما نتونستی مرده رو به زندگی برگردونی.

آخرین سیگار آخرین عادت مزخرف ماهانه آخرین آغوش، که متعلق به پسری بود که حتی درست نمی‌شناختمش آخرین لبخند آخرین بغض آخرین اشک‌ها آخرین حمام آخرین شیفت کاری آخرین کتابی که خواندم و طبق معمول از بوکوفسکی بود آخرین امتحان آخرین لباسی که ست کردم آخرین عطری که زدم آخرین کتابی که خریدم آخرین معاشرت‌ها با آدم‌هایی که بود و نبودم برایشان فرقی نداشت و ندارد آخرین قطاری که من را به خانه‌ای رساند که هیچوقت حس خانه نمی‌داد و آخرین افکار خودکشی آخرین‌بار‌هایی که اتفاق افتادند و نفهمیدیم تو هیچوقت نفهمیدی چه کسی می‌داند لحظه‌ی آخر دقیقا کی سر می‌رسد؟ پایان نسبتا زیبایی داشت غرق شدن من.

آخرین سیگار آخرین عادت مزخرف ماهانه آخرین آغوش که متعلق به پسری بود که حتی درست نمی‌شناختمش آخرین لبخند آخرین بغض آخرین اشک‌ها آخرین حمام آخرین شیفت کاری آخرین کتابی که خواندم و طبق معمول از بوکوفسکی بود آخرین امتحان آخرین لباسی که ست کردم آخرین عطری که زدم آخرین کتابی که خریدم آخرین معاشرت‌ها با آدم‌هایی که بود و نبودم برایشان فرقی نداشت و ندارد آخرین قطاری که من را به خانه‌ای رساند که هیچوقت حس خانه نمی‌داد آخرین افکار خودکشی آخرین‌بار‌هایی که اتفاق افتادند و نفهمیدیم تو هیچوقت نفهمیدی چه کسی می‌داند لحظه‌ی آخر دقیقا کی سر می‌رسد؟ پایان نسبتا زیبایی داشت غرق شدن من.

هربار که می‌خونمش، انگار دارم خاطراتی که قبلا نوشته بودم و از وجودشون خبر نداشتم رو مرور می‌کنم. نه تنها این، بلکه تک‌تک متن‌های بوکوفسکی این حس رو بهم می‌دن.

دوستان یکی از بچهای ترنس(ترنس مرد) خرم آبادیه و مجوز عمل‌گرفته متاسفانه خانواده تردش کردن.الان آواره مونده‌و پول خوابگاهی حتی نداره میخواد بره تهران اونجا خوابگاه بگیره کارای حضانت و روال کنه بعدش بتونه عمل کنه و شدیدا از طرف خانواده پیگیری میکنن پیداش‌کنن و‌بکشنش و الان یجوریایی‌فرار‌کرده از دستشون(پیداش کنن‌تمومه)میخواد‌بره تهران اونجا روال کنه کاراشو و شدیدا به حمایت نیاز داره حالا مبلغش مهم نی مهم اینه بشه باهم جمعش کنیم جونش و از دست نده. 5859831146834881 تجارت نیک خواه شِیر کنید هرکسی در توانش هست کمکش کنه...

خوشحالم از اینکه انقلاب، دوباره انقلاب شده و کلاغ سیاهی توش نیست.