Hypnos.
الذهاب إلى القناة على Telegram
384
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
384
Repost from N/a
زندگی عجیب میشه وقتی یه کمالگرای استرسی هستی که هم به هیچی اهمیت نمیده و هم به همه چیز، زیادی اهمیت میده.
384
Repost from بلو
یه چیزی هم بگم؟ محمد صادقی مثل عزیزای دیگه که گیر این حرومزاده ها افتادن نیست. جدا بحثش جداست. این سری حتی کسایی که مخالف حکومت و این رژیمن دارن پشت همین رژیم و مذهب در میان چرا؟ بخاطر تابوشکنی های محمد صادقی (لاک زدن، آرایش کردن و...) و مخالفتی که با سبکش دارن. پس اگه واقعا طرفش هستید هرجور که میتونید حمایتش کنید!
تو توییتر تا میتونید هشتگ بزنید.
384
Repost from ᴀɴɢᴇʟʜᴀʀʀʏ
امروز صبح مامورین لباس شخصی به خونه محمد صادقی حمله کردن و برای عادی سازی ماشین اتش نشانی هم اورن که بگم ایشون قصد خودکشی داشته.
محمد صادقی با انتشار لایو اینستاگرامی از لحظه ورود ماموران اعلام کرده عده ای بدون حکم با شکستن در وارد خونش شدن
ظاهرا در این لایو ادرس هم برای درخواست کمک گفته شده
(تهران پارس فلکه سوم طاهری نبش پور مشیر پلاک ۲)
صداش باشید.
384
ازت تشکر میکنم که بهم گفتی "معلوم نیست دختری یا پسر" چون این بهترین تعریفیه که یه غریبه میتونه ازم بکنه.
384
اونجایی احساس قدرت کردم که عرزشیه انقدر از استایلم فشاری شده بود که ته مترو وایساده بود کص میگفت و حتی جرعت نداشت بیاد جلو چون ازم میترسید و بهم میگفت شیطانی =)
384
آخرین سیگار
آخرین عادت مزخرف ماهانه
آخرین آغوش، که متعلق به پسری بود که حتی درست نمیشناختمش
آخرین لبخند
آخرین بغض
آخرین اشکها
آخرین حمام
آخرین شیفت کاری
آخرین کتابی که خواندم و طبق معمول از بوکوفسکی بود
آخرین امتحان
آخرین لباسی که ست کردم
آخرین عطری که زدم
آخرین کتابی که خریدم
آخرین معاشرتها با آدمهایی که بود و نبودم برایشان فرقی نداشت و ندارد
آخرین قطاری که من را به خانهای رساند که هیچوقت حس خانه نمیداد
و آخرین افکار خودکشی
آخرینبارهایی که اتفاق افتادند و نفهمیدیم
تو هیچوقت نفهمیدی
چه کسی میداند لحظهی آخر دقیقا کی سر میرسد؟
پایان نسبتا زیبایی داشت
غرق شدن من.
384
آخرین سیگار
آخرین عادت مزخرف ماهانه
آخرین آغوش که متعلق به پسری بود که حتی درست نمیشناختمش
آخرین لبخند
آخرین بغض
آخرین اشکها
آخرین حمام
آخرین شیفت کاری
آخرین کتابی که خواندم و طبق معمول از بوکوفسکی بود
آخرین امتحان
آخرین لباسی که ست کردم
آخرین عطری که زدم
آخرین کتابی که خریدم
آخرین معاشرتها با آدمهایی که بود و نبودم برایشان فرقی نداشت و ندارد
آخرین قطاری که من را به خانهای رساند که هیچوقت حس خانه نمیداد
آخرین افکار خودکشی
آخرینبارهایی که اتفاق افتادند و نفهمیدیم
تو هیچوقت نفهمیدی
چه کسی میداند لحظهی آخر دقیقا کی سر میرسد؟
پایان نسبتا زیبایی داشت
غرق شدن من.
384
هربار که میخونمش، انگار دارم خاطراتی که قبلا نوشته بودم و از وجودشون خبر نداشتم رو مرور میکنم.
نه تنها این، بلکه تکتک متنهای بوکوفسکی این حس رو بهم میدن.
384
Repost from اَسب در مِه.
دوستان یکی از بچهای ترنس(ترنس مرد)
خرم آبادیه و مجوز عملگرفته متاسفانه خانواده تردش کردن.الان آواره موندهو پول خوابگاهی حتی نداره میخواد بره تهران اونجا خوابگاه بگیره کارای حضانت و روال کنه بعدش بتونه عمل کنه و شدیدا از طرف خانواده پیگیری میکنن پیداشکنن وبکشنش و الان یجوریاییفرارکرده از دستشون(پیداش کننتمومه)میخوادبره تهران اونجا روال کنه کاراشو و شدیدا به حمایت نیاز داره حالا مبلغش مهم نی مهم اینه بشه باهم جمعش کنیم جونش و از دست نده.
5859831146834881
تجارت نیک خواه
شِیر کنید هرکسی در توانش هست کمکش کنه...
