𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
Відкрити в Telegram
Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفتههاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
Показати більше311
Підписники
+324 години
+87 днів
+2230 днів
Архів дописів
Okay and right now it's drizzling a little. I love thunder and lightning so much. I love it when the cool raindrops hit my face and hands.
I walk slowly, feeling each step, and listen to this song.
Oh, and by the way, the weather is really cute .✨🍓
@hyperfemininity
اولا که واقعا ویدئوی بامزه ای بود.
یوتیوب یه جای عجیبه. نه به اون معنای پرهیاهو و خستهکنندهٔ بقیهٔ فضاهای مجازی. یه جوری عجیبه که انگار همهچیز توش آهستهتر اتفاق میافته. انگار ویدیوها تو عجله نیستن که خورده بشن و رد بشن. صبر دارن، نفس میکشن،یه مکث طولانی بین تصویرها هست، یه درنگ بین جملهها.
تو یوتیوب، انگار همهچیز با احترام شروع میشه؛ حتی نقدها. آدمها وقتی کامنت میذارن، بیشتر انگار دارن باهات حرف میزنن، نه اینکه نظر بندازن و برن. کمتر قضاوت هست، کمتر خشم، کمتر عجله.
یه حسی داره که واقعیتره، نزدیکتر به زندگی.
ویدیوها شبیه حرف زدنن، نه فریاد زدن. شبیه راه رفتن کنار یه دوست تو یه کوچه خلوت.
با صدای آروم. با نور ملایم. با نفس کشیدن.
اینستاگرام؟
اون تند میگذره. انگار ازت میخواد بدویی تا جا نمونی. انگار همیشه یه چیزی هست که ندیدی، و باید سریعتر ورق بزنی، بخونی، لایک کنی، رد شی.
ولی یوتیوب... یه جور خونهست. یه پناهگاه شاید. یه اتاق ساکت با نور زرد. پر از آدمهایی که نمیخوان فقط دیده بشن، میخوان یه چیزی واقعی نشونت بدن.
شاید برای همینه که یوتیوب اینقدر ناز به نظر میرسه.
چون آدمها توش عجله ندارن.
چون صداها توش داد نمیزنن.
چون کسی تو رو با بقیه مقایسه نمیکنه.
Artist: Norah Jones
Album: Feels Like Home
Released: 2004
Genre: Jazz
@hyperfemininity
I just remembered how much I loved this song that autumn.
I had such sweet memories with it.
Suddenly felt like playing it again.
گوش دادن به فرانسواز آردی و تصور کردن فرانسه در لحظه بهم یادآوری کرد که هنوز زندهم.
I'm so in love with this track.
The old Mahdiye who wouldn't press Enter just to hear it.😂😭
@hyperfemininity
"Asking for a Friend” feels like walking alone on a quiet road after the rain
The air is fresh the sky is dark and you don’t know where you’re going
But something about the music makes it feel okay
It feels like the song understands feelings you can’t explain.✨🌑
Artist: CHVRCHES
Album: Screen Violence
Released: 2021
Genre: Synthpop, Electropop
@hyperfemininity
Speak to Me قطعهی ابتدایی آلبوم، یک مقدمهی صوتی کوتاه است که فضای مفهومی کل آلبوم را ترسیم میکند. ترکیبی از صداهای ضربان قلب، ساعت، خندهی دیوانهوار و فریادهایی که در قطعات بعدی شنیده خواهند شد. صدای خندهی معروف، متعلق به «پیتر واتس»، پدر بازیگر معروف «نائومی واتس» است که از اعضای تیم صحنهی پینک فلوید بود. این قطعه توسط نیک میسن ساخته شده و برخلاف ظاهر سادهاش، نقشی حیاتی در ورود ذهن مخاطب به دنیای روانکاوانهی آلبوم دارد. Breathe (In the Air) ادامهی مستقیم مقدمهی قبلی است. قطعهای آرام و فلسفی دربارهی تسلیم تدریجی انسان در برابر نظام سرمایهداری و اضطراب زندگی مدرن. شعر آن توسط راجر واترز نوشته شده و گیتار فضایی دیوید گیلمور با افکت Uni-Vibe حالتی خوابآلود و روانگردان ایجاد میکند. مضمون قطعه برگرفته از فلسفهی شرقی و مفهوم عدم تعلق به زندگی ماشینی است. On the Run این قطعهی اینسترومنتال نمایانگر اضطراب ناشی از سفرهای هوایی است. از سینتیسایزر EMS Synthi AKS برای ساختن بافت صوتی پیچیدهاش استفاده شده است. ضرباهنگ سریع، افکتهای پرشتاب و صدای نفسنفس زدن، همگی نشاندهندهی ترس از سقوط یا تعقیب هستند. ایدهی آن از ترس ریچارد رایت از پرواز آمده است. در پایان آهنگ، صدای انفجار هواپیما شنیده میشود که جنبهی سینمایی خاصی به آن داده است. Time با صدای ناگهانی و بلند زنگ ساعتها آغاز میشود؛ صداهایی که توسط آلن پارسونز از فروشگاههای ساعت ضبط شدهاند. این آهنگ دربارهی هدر رفتن عمر، تأخیر در درک معنای زندگی و ناگهانی بودن پیری است. سولو گیتار گیلمور، یکی از بهترین سولوهای تاریخ راک بهشمار میرود و در مقیاس F# مینور پنتاتونیک اجرا شده. شعر آن نگاهی تلخ و هشداردهنده به عادتهای زندگی روزمره دارد. The Great Gig in the Sky قطعهای پرقدرت و بدون کلام با محوریت مفهوم مرگ. وکال فراموشنشدنی آن توسط «کلر توری» بهصورت بداهه اجرا شده است. از او فقط خواسته شد «مرگ را بخوان»، و نتیجه یکی از احساسیترین اجراهای تاریخ موسیقی شد. ابتدا فقط ۳۰ پوند به او پرداخت شد اما بعدها در دادگاهی، حقوق معنوی اجرا را نیز دریافت کرد. در بین اجرای او، صداهایی از افراد مختلف دربارهی مرگ شنیده میشود. Money با امضای صوتی خاصش شروع میشود: صدای پول، صندوق، قیچی و سکهها که بهصورت نوار فیزیکی بریده و مونتاژ شدهاند. ساختار ریتمیک آهنگ در میزان ۷/۴ است که حس ناهماهنگی و فشار را منتقل میکند. شعر آن یک نقد تند بر طمع، مصرفگرایی و دوگانگی انسانها در برخورد با پول است. اجرای گیتار بیس توسط راجر واترز و سولو گیتار بلوز-راک گیلمور از نکات برجستهی آن هستند. Us and Them آهنگی با فضایی ملایم، ساکسیفون احساسی و شعری عمیق دربارهی دوگانگیهای انسانی؛ ما و آنها، جنگ و صلح، فقیر و غنی. اصل آهنگ از ملودی ردشدهای برای فیلم «Zabriskie Point» بود که بعداً با شعر واترز به یکی از سیاسیترین قطعات آلبوم تبدیل شد. پیانو و ساکسیفون، فضای تراژیکی را القا میکنند که تضاد و نابرابری اجتماعی را بهشکلی شاعرانه بیان میکند. Any Colour You Like قطعهای بیکلام که با سینتیسایزر و گیتار الکتریک ساخته شده و فضایی تریپی دارد. تنها قطعهای در آلبوم است که راجر واترز در ساخت آن دخالتی نداشت. عنوان آن از جملهی معروف هنری فورد الهام گرفته: «میتونی هر رنگی بخوای، تا وقتیکه مشکی باشه» – کنایهای به توهم انتخاب در جامعهی مدرن. این قطعه انتقالی صوتی به بخش پایانی آلبوم محسوب میشود. Brain Damage بهطور مستقیم به «سید برت» عضو اولیهی گروه که دچار روانپریشی شد، اشاره دارد. جملهی معروف «The lunatic is on the grass» اشاره به طردشدگان از جامعه دارد. این آهنگ نشان میدهد که چگونه جامعه، دیوانهها را طرد میکند اما خودش گرفتار همان جنون میشود. فضاسازی صوتی، آرامش خطرناکی دارد و شنونده را درگیر درون خودش میکند. Eclipse پایان درخشان و جمعبندی مفهومی کل آلبوم. شعر آن، مجموعهای از دوگانگیها را فهرست میکند و در انتها با جملهای اسطورهای به پایان میرسد: «و همهچیز زیر خورشید در هماهنگیست، اما خورشید، در پشت ماه پنهان شده است.»
Artist: Pink Floyd
Album: The Dark Side of the Moon
Released: 1973
Genre: Progressive Rock, Psychedelic Rock, Experimental, Ambient
@hyperfemininity
عکسی از بازگشت، از وفاداریای که توی سالهای جنگ کم نبود ولی بهندرت ثبت میشد.
رالف نپل، سرباز آمریکایی، در یکی از شدیدترین نبردهای آلمان زخمی شد. پای چپش رو از دست داد، ولی جون چندتا از همرزماش رو نجات داد. بعد از برگشتن، با ژان ازدواج کرد. این عکس در یکی از اولین دیدارهای بعد از جنگ گرفته شد.
He lost a leg, but not her love.
Ralph & Jean 1945.
این آهنگ در دوران جنگ جهانی دوم، در سال 1939منتشر شد و بهسرعت به نمادی از امید و انتظار برای پایان جنگ تبدیل شد. متن ترانه بیانگر این است که جدا شدنها موقتیاند و روزی دوباره یکدیگر را خواهیم دید. این اثر نقش مهمی در حفظ روحیه مردم بریتانیا در زمان بمبارانهای هوایی داشت.
@hyperfemininity
