بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
Відкрити в Telegram
من خدا نیستم. علاقهای هم نداشتم باشم. فیلم و سریال ها: @iliketotalkaboutmovies آرشیو کانال: @baharsaidhi
Показати більше3 474
Підписники
+2524 години
+1107 днів
+36330 день
Архів дописів
بابا من انقدر لجبازم که یکی بیاد بهم بگه با خودت مهربون باش و قدر خودتو بدون دلم میخواد لج کنم و با خودم نامهربون باشم و قدر خودمو ندونم.
فردا یه دورهمی داریم و قرار بود هرکی یه دسر یا خوراکی درست بکنه. من اصلاااا حوصله آشپزی ندارم این مدت خدایی و توی این خونه دانشجوییم اصلااا امکانات آشپزی ندارم. رفتم کافهای که همش میرفتم گفتم برام کاپ کیک درست کنند و قیمتش هم معقول بود، دوستم منصرفم کرد که نه بیا خودت موادشو بخر به صرفهتر درمیاد. آقا من رفتم خرید قیمتش حدود سهبرابر دراومد. بماند که هنوز درست نکردم معلوم نیست خوب بشه یا نه.
این بچه چشمهاشو از دست داده.
اگر دلتون دردمیاد عکس رو باز نکنید محتوای عکس همینه.
ولی در عوض به زن شوهر داروساز صاحبشن و لای پرقو بزرگش میکنند.
حالا پرسیدید چرا گربهه اینطوری شد.
یه چیزی داریم به اسم سکته قلبی(MI)که بخاطر بسته شدن رگهای قلب خونرسانی به عضله قلب خوب صورت نمیگیره. ولی ما توی حیوانات(بیشتر منظورم سگ و گربهست) سکته قلبی معمولا نداریم چون تعداد انشعبات قلبشون چندین برابر ما انسانهاست.
این بچه ایست قلبی (cardiac arrest )کرده بود. که علتش هم از کارافتادن سیستم الکتریکی قلبه و قلب دیگه خون رو پمپاژ نمیکنه یا ضربان موثری نداره. باید CPR(احیای قلبی) بشه و خوب آتروپین بهش زده بشه.
همکارم امروزم داستان زندگیشو تعریف میکرد رسما میخواست گریهام بگیره. توی دهه بیست زندگیش بخاطر خیانت و خیلی دلایل دیگه مجبور میشه از شوهرش جدا بشه با دو تا بچه. شوهرشم پولدار بوده و یهو از یه وضع مالی خوب میوفته توی زندگی سخت. حق حضانت بچهها رو هم نمیتونه بگیره. میگفت هی درس خوندم و کار کردم و چهارسال توی دورهای بودم که فکر میکردم این شبها هیچوقت تموم نمیشه. الان تونسته برای خودش ماشین بخره و توی سن سیوپنج سالگی با دوتا بچه پسرخالهش بهش گفته من تمام این مدت دوستت داشتم و قراره باهم ازدواج کنند.
خوش میاد از شنیدن سرنوشت آدمهایی که بعد از کشیدن سختیهای زیاد بالاخره زندگی روی خوش بهشون نشون میده. مثل کسی که کنکوریه چیزی که میخواد قبول میشه، کسی که تاحالا عشق خوب تجربه نکرده وارد یه رابطه خوب میشه، کسی بعد کلی قرض و بدهی بالاخره وضعش خوب میشه.
تابستون رسما ماهیم. قبل بیرون رفتن حموم، بعد بیرون رفتن حموم.
https://www.instagram.com/p/DbN3cnCCM4s/?img_index=7&igsh=MTRhYzg3Z255eHB2eg==
«برای زنانـــی که
زیبایـی را در نظـم میجوینـد؛
و وقـار را در جزئیـات»
اولین پست پیج منه بهار جون 🫠✨
خوشحال میشم دیدن کنید از پیج و اگر خوشتون اومد دنبالم کنین سیسیای نازم🙂↔️❤️🌾
Repost from Honeymoon
حق با بهارجونه. واقعاً زندگی بزرگسالی اینقدر دردسر داره که دیگه گاهی اوقات از اینکه بابت یک سری موارد کوچک ناراحت میشم، خودم خودم رو مسخره میکنم. 🤣
دغدغهها و ناراحتی هرکس برای خودش بزرگه. من اینو گفتم که یه تلنگر هم برای خودم باشه که انقدر برای چیزهای کوچیک بهم نریزم. فلان همکار اینطوری نگام کرد یا فلان حرفو زد ناراحت نشم. مسائل مهمتری وجود داره.
Repost from راز فال ورق🃏
نمیخوام درد کسی رو کم بشمارم ها، خیلی وقت ها دغدغه خیلی هامون همیناست، و قرارم نیست حتما مصیبت بزرگی پیش بیاد تا حق ناراحتی و غر زدن داشته باشیم.اتفاقا گاهی شیرینه که انقد دغدغه های مسخره ای داشته باشیم، چون این نشون میده مشکل حادی توی زندگی نداریم .ولی عمیقا با اون قسمت که گفتی از شنیدن این دغدغه ها خوشم نمیاد موافقم.هرچیزی حدی داره.نباید دیگه یه چیز مسخره اونقد دغدغه بشه که انگار هیچ چیزی در جهان وجود نداره، یه آدم جوون فقط باید بشینه فک کنه وای چرا کسی عاشق من نیست وای چرا تو رابطه نیستم وای چرا فلان جام این مدلیه وای چرا فلانی بجای سلام خوبی بهم گفت سلام خالی.
وقتی یکی تمام دغدغه هاش ایناست منزجر میشم و شدیدا از شنیدنشون خسته. اینا رو گفتم که برای خودمم تلنگری بشه اگر داشتم این مدلی میشدم، جلوی خودم رو بگیرم.
میدونستم نظریه نامحبوبیه و روی سر دلم بود نمیتونستم بگم.
