معمای عشق
Відкрити в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Показати більше788
Підписники
+224 години
Немає даних7 днів
+930 днів
Архів дописів
789
❌با تاسف؛ این هم یکی دیگر از اشتباهات رایج مجازی
این سروده بنام مولانا و دیوان شمس
ضبط ونشر داده شده است❌❌❌
این سروده از یوسف_ محمدی_ حریر است.
کاش به متن سروده و نوع انتخاب واژه ها "لااقل" کمی توجه شود
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
❌❌❌
ساده منم، باده منم،
از همهجا رانده منم
از نفس افتاده منم،
خندهی افسرده منم
نور منم، شور منم، بندهی مجبور منم
نفخهی آن صور منم، زندهی در گور منم
ساز منم، راز منم، قافیهپرداز منم
پشتِهم انداز منم، عارفِ طنّاز منم
گشنه منم،
تشنه منم،
زخمیِ هر دشنه منم
بر لجن آغُشته منم،
سویِ تو برگشته منم_
❌#حضرتمولانا❌❌❌
✅یوسف_محمدی_حریر✅
🍏🍎🍃
789
گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است
مکنم عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
#حافظ
789
من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
#حافظ
789
هر روز یک غزل با حافظ
----------------------
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
در پس آینه طوطیصفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل گفت بگو، میگویم
من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است
مکنم عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
حافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی»
گو «مکن عیب که من مشک ختن میبویم»
🍏🍎🍃
789
هر روز یک غزل با حافظ
----------------------
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
در پس آینه طوطیصفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل گفت بگو، میگویم
من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است
مکنم عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
حافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی»
گو «مکن عیب که من مشک ختن میبویم»
🍏🍎🍃
789
✍
روز قلم بر اهالی قلم و بر عزیزان ادیب و گرانقدر کانال و گروه ها... مبارک ✍ آرزو دارم اشک قلم چکه چکه های قطرات باران عشق و خرد و آگاهی باشد و دریچه ای بسوی جهانی؛
سرشار از نور و عشق و روشنایی... فارغ از هرگونه مرز غیر الهی و انسانی ... بسوی دنیایی که دست ها و قلب ها را به هم پیوند دهد و واژه واژه هایش، نقشی باشد بر جانِ بیکرانه یِ هستی و سبزینه عشق و شکوفاییِ
خرد ، آگاهی و آزادی بر شاخسار
این کهن سرزمین گلگون و خسته ی اهورایی...
✍️#فرح_فریماااا_معمای_عشق 🍒🔥
روز قلم را گرامی می داریم
🎙#ایلماه👑
🍏🍎🍃
789
Repost from معمای عشق
🖋📕
سلام بر قلم!
سلام بر جاری زلال کلامی
که عشق می زاید و رگ هایِ
آبی یِ حیات را؛
رویشی جاودانه؛ می بخشد
سلام بر قلم هایی که؛
در طوفانِ غربت و قهرِ این زمانه یِ
ناترکیب و نا موزون
نسیمِ روح هایِ تشنه و زخمی اند
وعطرِ رازقی ها؛ در
کوچه باغ هایِ
کاهگلی یِ مستِ از باران...
سلام بر قلم هایی که جاری رودند
و نبضِ کلام شان؛ دریا
سلام بر پرِِ پروازِ قلم هایی که
که تو را؛
بر بالِ خیال؛
تا کهکشان هایِ لامکان؛
تا آنسویِ جغرافیایِ زمان...
تو را تا بهت و حیرتِ آفرینش
تو را؛ تا جای جایِ رگه هایِ پنهانِ
خاک؛ تا رویش،،، تا عشق
تا کلام... تا سبزینه یِ سبزِ
خرد و آگاهی؛
تا دردِ و اشتیاقِ فهمیدن؛
آگاه شدن، روییدن...
پیدا شدن و گاه گم شدن در
هزار تویِ فهم؛ می کشاند!!
سلام بر تو؛ که شعله یِ خاکسترِ
جانم را؛ افروختی
و به من آموختی؛ که زندگی
با تمامِ خس و خاشاک اش
با خدنگِ تیرِهایِ تیزِ مژگان اش
می تواند؛
با اکسیرِ و کیمیایِ عشق؛ بهشتِ
جاودان شود!
حتا؛ اگر از چشمانِ بی خوابِ
قلم ات؛ عاشقانه خون، ببارد!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
