uk
Feedback
مصارع العشاق ☫

مصارع العشاق ☫

Відкрити в Telegram

[جای به زمین افتادن عاشقان] - فرزانه‌فرزند فردوسی، هم‌سفر سعدی، هم‌پیالهٔ حافظ، کاتب دکان می‌فروش، اهل کتاب، در تبعید ادبی، مُنَجَّف. 🦌 https://t.me/hana_naghme 🩵 https://t.me/majlesemastan

Показати більше
2 106
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
+330 днів
Архів дописів
باشه پس فکر کنین منم دوهزار‌وپونصدوشصت‌وپنجمین نفریم که متن مهدی مولایی رو بازنشر کرده

AnimatedSticker.tgs0.03 KB

پیر شدم دیگه هوشو تشخیص نمی‌دم

لامصبا

این هوشه؟

photo content

دقایق ابتدایی پاییزو با تو برگ اول پاییزی شروع کردم، به یاد رفقام. پنجشنبه که می‌شه مدام یه گوشه ذهنم درگیره که بین کارا یه جایی باز کنم برم بهشت زهرا پیش دوستام و خیلی سخت هم پیش میاد. چندسالیه آقاجانم و سه ساله که خالهٔ جوانم اونجان، منم که بی‌معرفتم و سر نمی‌زنم، ولی از اسفند امسال که اونجا رفیق دارم پاگیر قطعه سنگین و غریب و غمدار ۴۲ شدم. حالا هم مدام دارم برنامه‌های پنجشنبه رو بالاپایین می‌کنم که ببینم می‌تونم یه سر بزنم؟ روزها و ماه‌های گذشته رو با غم از دست دادن سه دوست به انحاء مختلف گذروندم و رسیدم به اولین پاییز بدون آقا. موقع نوشتن اینا نمی‌تونم جلوی اشکامو بگیرم، دیروز به سید که می‌گفت خوب اون‌ور برا خودمون آشناماشنا پیدا کردیم گفتم: در غربت مرگ ترس و تنهایی نیست، یاران عزیز آن‌طرف بیشترند، اون طرف بابام هست، دوستم هست، آقا هست... یعنی ما رسیدیم به اولین پاییز بی تو؟ گر یک نفس فراق تو اندیشه کردمی گشتی ز بیم هجر دل و جان من فگار اکنون تو دوری از من و من بی تو زنده‌ام سختا که آدمی‌ست در احداث روزگار

قدوبالات نظر خورد

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند که به بالای چمان از بن و بیخم برکند

.

این رسانه رهبر انقلاب چرا این‌طوریه خب اول متن کاملو بده بعد هزارتا بریده ازش منتشر کن

.

ـ یه کهنه‌شرابه که سی سالشه به‌جز من یه می‌خونه دنبالشه ـ

Repost from هَچَل هَف
خوشگلا یه صلوات می‌فرستید این قضیه ختم به خیر بشه.

هنوزم دارم میمیرم ز رشک

کریمه گر تویی بانو کجا دستی شود خالی شفیعه گر تویی بانو ندارد ترس محشرها

بیا چنان که توانی تو هم بیازارم

تو ذهنم پخش شد و اشکم ریخت