uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

جهان چگونه کار می کند؟

جهان چگونه کار می کند؟

Відкрити в Telegram

کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS

Показати більше
4 497
Підписники
+424 години
+97 днів
+2430 днів
Архів дописів
تلاش برای شناخت چهره ها؟ کوری صورت ممکن است بسیار شایع تر از آن چیزی باشد که دانشمندان تصور می کردند وقتی کسی به چهره ای آشنا نگاه می کند، کمتر از نیم ثانیه طول می کشد تا مغز او بینی، چشم ها، دهان، چانه و گونه ها را با هویتی مطابقت دهد. این امر غریزی برای بسیاری از ما چنان بی دردسر اتفاق می افتد که هرگز به آن فکر نمی کنیم. اما همه این امتیاز را ندارند. برخی از افراد در تمام زندگی خود با یک وضعیت اسرارآمیز به نام پروسوپاگنوزی رشدی دست و پنجه نرم می کنند، که در آن چهره های شناخته شده ناآشنا به نظر می رسند، یا چهره های غریبه به طرز وسوسه انگیزی آشنا به نظر می رسند. برخی که به اصطلاح به کوری صورت مبتلا هستند حتی نمی توانند خود را در آینه تشخیص دهند. امروزه، بیشتر تخمین‌ها پیش‌بینی می‌کنند که حدود 2 تا 2.5 درصد از جمعیت جهان به نوعی از این اختلال شناختی مبتلا هستند، و با این حال، طبق تحقیقات جدید دانشگاه هاروارد، ممکن است این اختلال آنطور که تصور می‌شد نادر نباشد. از آنجایی که این بیماری در سال‌های اخیر توجه رسانه‌های بیشتری را به خود جلب کرده است، افراد بیشتری برای بیان تجربیات شخصی خود با نابینایی صورت آمده‌اند. بیش از نیمی از کسانی که فکر می کنند با این عارضه متولد شده اند، رایج ترین استانداردهای تشخیصی را رعایت نمی کنند. این موارد خفیف‌تر در تحقیقات گنجانده نشده‌اند، و با این حال به وضوح در سطح جمعیت مشخص هستند. هنگامی که محققان دانشگاه هاروارد تست‌ها و پرسشنامه‌های مختلفی را در مورد تشخیص چهره به بیش از ۳۱۰۰ شرکت‌کننده بزرگسال در ایالات متحده دادند، گروهی از افراد را یافتند که امتیاز بسیار ضعیفی کسب کردند. بسته به اینکه کدام برش های تشخیصی برای نابینایی صورت استفاده شده است (که تعداد زیادی از آنها وجود دارد)، محققان دریافتند که این وضعیت از شیوع 0.13% تا 5.4% متغیر است. امروزه رایج‌ترین استانداردهای تشخیصی معمولاً شامل ترکیبی از گزارش‌های شخصی و آزمایش‌های عینی می‌شوند که در مطالعه هاروارد، نرخ تشخیصی نزدیک به ۱٪ را ایجاد کرد. اما جالب توجه است که این گروه از بیماران لزوماً بدترین امتیاز را در تست های تشخیص چهره کسب نکردند. برخی از افرادی که تحت این معیارها تشخیص داده نشدند، در واقع عملکرد بدتری نسبت به سایرین داشتند. این یافته ها نشان می دهد که «صورت کوری» مانند بسیاری از اختلالات رشدی دیگر مانند اوتیسم و ​​مولتیپل اسکلروزیس در یک طیف وجود دارد. در مجموع، محققان در هاروارد ۳۱ فرد مبتلا به پروسوپاگنوزی اصلی و ۷۲ فرد را که دارای پروسوپاگنوزی خفیف بودند شناسایی کردند. با هم، این ۳٪ از کل حجم نمونه را نشان می دهد. با گسترش این نتیجه به سطح جمعیت، این تقریباً ۱۰ میلیون آمریکایی است که ممکن است از پروسوپاگنوزی یا «صورت کوری» رنج ببرند، میلیون‌ها نفر از آنها در حال حاضر از این تصویر کنار گذاشته شده‌اند. جوزف دیگوتیس روانپزشک از هاروارد توضیح می دهد: این در چندین سطح مهم است. " اکثر محققان از معیارهای تشخیصی بیش از حد سختگیرانه استفاده کرده اند و به بسیاری از افراد با مشکلات قابل توجه تشخیص چهره در زندگی روزمره به اشتباه گفته شده است که آنها prosopagnosia ندارند." اگر دانشمندانی که روی پروسوپاگنوزی کار می‌کنند این پارامترها را از بین ببرند، افراد بیشتری که با تشخیص چهره مشکل دارند ممکن است به دنبال راه‌حل‌ها و ترفندهایی برای کمک به شناسایی چهره باشند. و تا زمانی که این موارد خفیف تر در کنار موارد شدیدتر در تحقیقات گنجانده شوند. دانشمندان در هاروارد می نویسند: «این یافته پشتیبانی اولیه‌ای را برای این ادعا فراهم می‌کند که استفاده از معیارهای تشخیصی آرام‌تر، ماهیت اختلال مورد مطالعه را تغییر محسوسی نمی‌دهد». به گفته دانشمندان دانشگاه هاروارد، افرادی که در حال مطالعه روی نابینایی رشدی هستند باید از این پس از دو معیار تشخیصی استاندارد شده اختلال استفاده کنند، یکی برای موارد اصلی و دیگری برای موارد خفیف. دیگوتیس می‌گوید: توسعه تشخیص مهم است زیرا دانستن اینکه شواهد عینی واقعی از prosopagnosia، حتی یک شکل خفیف، دارید، می‌تواند به شما کمک کند تا اقداماتی را برای کاهش اثرات منفی آن بر زندگی روزمره انجام دهید، مانند اطلاع دادن به همکاران یا جستجوی درمان. حتی این احتمال وجود دارد که اشکال خفیف نابینایی صورت واقعاً از آموزش و درمان شناختی سود بیشتری ببرند. وقت آن است که آن موارد را در نظر بگیریم. این مطالعه در Cortex منتشر شد. https://www.sciencealert.com/struggle-to-recognise-faces-face-blindness-may-be-way-common-than-scientists-assumed

آلودگی هوا احتمال ابتلا به پوکی استخوان را افزایش می‌دهد دانشمندان در یک مطالعه جدید به ارتباط نگران کننده بین آلودگی هوا و از دست دادن سریع‌تر استخوان‌ها در اثر اختلال پوکی استخوان اشاره کرده‌اند که احتمال شکستگی استخوان‌ها را افزایش می‌دهد. خطر پوکی استخوان با بالا رفتن سن افزایش پیدا می‌کند و بروز این اختلال به‌ویژه در زنانی که به سن یائسگی رسیده‌اند بسیار بیشتر است. محققاندر این مطالعه جدید که طی ۶ سال انجام شده، داده‌های مربوط به تراکم مواد معدنی استخوان ۹۰۴۱ زن یائسه را بررسی کرد. آن‌ها در طول این مطالعه متوجه شدند که با افزایش آلودگی، تراکم مواد معدنی استخوان‌های تمام نواحی بدن، از جمله گردن، ستون فقرات و لگن کاهش پیدا می‌کند. دیدیر پرادا، دانشمند زیست پزشکی «دانشگاه کلمبیا» و یکی از محققان این پروژه توضیح می‌دهد: یافته‌های ما تأیید می‌کند که کیفیت پایین هوا ممکن است بدن نیا به عوامل اجتماعی-اقتصادی یا جمعیت‌شناختی، یک عامل خطرناک برای از دست دادن استخوان باشد. آلودگی هوا نیتروژن دشمن استخوان‌ها هرچند در مطالعات قبلی نیز به ارتباط بین آلودگی هوا و از دست دادن استخوان اشاره شده بود، این بار پرادا و همکارانش، به‌طور خاص روی ارتباط بین نیتروژن و ستون فقرات متمرکز شده بودند. به گفته آن‌ها، رشد ۱۰ درصدی این نوع آلودگی در طول ۳ سال گذشته با کاهش متوسط سالانه 1.22 درصد در تراکم استخوان ستون فقرات همراه بوده است. محققان توضیح می‌دهند که احتمالاً دلیل اصلی این امر مرگ سلول‌های استخوانی باشد. پرادا می‌گوید:برای اولین بار، ما شواهدی داریم که نشان می‌دهد اکسیدهای نیتروژن به‌ویژه عامل اصلی آسیب استخوانی هستند و ستون فقرات کمری یکی از مستعدترین مکان‌های این آسیب است. آندریا باکارلی، متخصص اپی‌ژنتیک دانشگاه کلمبیا نیز توضیح می‌دهد: بهبود آلودگی هوا، به‌ویژه اکسیدهای نیتروژن، آسیب‌های استخوانی را در زنان یائسه کاهش می‌دهد، از شکستگی استخوان جلوگیری می‌کند و هزینه‌های سلامت مربوط به پوکی استخوان را نیز کمتر می‌کند. منبع:sciencealert «Channel of Science is for all»

کشف جدید دانشمندان: قارچی که می‌تواند در آینده جایگزین پلاستیک شود ¹دانشمند کشف کرده‌اند که نوعی قارچ با نام علمی Fomes fomentarius دارای خواص شگفت‌انگیزی است و می‌توان از آن در آینده به عنوان یک جایگزین طبیعی و تجزیه پذیر برای پلاستیک و مواد دیگر استفاده کرد. قارچ چوب‌خوار در طول تاریخ برای کاهش جرقه در هنگام آتش سوزی استفاده می‌شده است و همچنین در لباس‌ها و ‌به‌عنوان دارو نیز کاربرد دارد. اکنونمین مطالعات جدیدی گفته شده که با یک روش جدید که میسیلیوم آن را کنار یکدیگر قرار می‌دهد، از این قارچ می‌توان به عنوان یک جایگزین زیست تخریب پذیر برای پلاستیک‌ها استفاده کرد. میسلیوم که از رشته‌های نازکی به نام هیف تشکیل شده است، شبکه‌های ریشه مانندی هستند که در خاک یا مواد پوسیده پخش می‌شوند. تیمی از دانشمندان فنلاند، هلند و آلمان می‌گویند که در قارچ Fomes fomentarius این شبکه می‌تواند به سه لایه مجزا تقسیم شود. خواص قارچ Fomes fomentarius محققان در مقاله منتشر شده خود می‌نویسند: «میسلیوم جزء اصلی تمام لایه‌ها است. با این حال، در هر لایه، میسلیوم یک ریزساختار بسیار متمایز با جهت گیری ترجیحی منحصر‌به‌فرد، نسبت ابعاد، تراکم و طول شاخه را نشان می‌دهد.» آن‌ها با استفاده از نمونه‌های جمع‌آوری‌شده در فنلاند، ترکیب ساختاری و شیمیایی بدنه مربوط به میوه‌دهی F. fomentarius را بررسی کردند. به گفته آن‌ها بخش‌هایی از قارچ با وجود وزن کمتر، به‌اندازه یک تخته چند لایه (نئوپان)، کاج و چرم قدرتمند بودند. آن‌ها با تحقیق بیشتر متوجه شدند که لوله‌های توخالی که بخش عمده‌ای از روند میوه‌دهی قارچ را تشکیل می‌دهند، می‌توانند در برابر فشار و نیرو غیرقابل انتظاری مقاومت کنند و دچار دررفتگی یا تغییر شکل عمده نمی‌شوند. نکته قابل توجه در مورد این قارچ این است که از سه لایه با خواص متمایز تشکیل شده که هر کدام می‌توانند به روش‌های مختلفی مفید باشند. به عنوان مثال، یک پوسته بیرونی بسیار سخت وجود دارد که می‌تواند برای افزایش مقاومت شیشه‌های جلو خودروها استفاده شود. لایه میانی آن روی پوست احساس خوبی ایجاد می‌کند و می‌تواند چرم را شبیه‌سازی کند. لایه داخلی سوم شبیه چوب است. «پژمان محمدی»، یکی از نویسندگان مقاله و دانشمند ارشد مرکز تحقیقات فنی VTT فنلاند می‌گوید: «ما واقعاً از این ساختار شگفت زده شدیم، زیرا اگر یک زیست شناس باشید، بلافاصله متوجه خواهید شد که وقتی چیزی زیبا شروع به شکل گیری می‌کند، طبیعت به دلیل زیبا بودن این کار را انجام نمی‌دهد، بلکه باید عملکردی در آنجا وجود داشته باشد.» قارچ F. fomentarius در حال حاضر نقش مهمی در طبیعت ایفا می‌کند، زیرا به درختان مرده می‌چسبد و مواد مغذی مهمی را آزاد می‌کند که در غیر این صورت در پوست باقی می‌ماند. اکنون می‌‌تواند حتی در زمینه علم مواد بیشتر مفید باشد. منبع:sciencealert Scientific chat: @world_function 💫کانال جهان چگونه کار می کند💫 @Function_of_the_world

گروه «علم و فلسفه‌ علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است. این جمع متشکل از متخصصینی اس
گروه «علم و فلسفه‌ علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است. این جمع متشکل از متخصصینی است که پاسخگوی پرسشهای علمی شما، هستند. از علاقمندان به علم دعوت می‌شود تا به این جمع بپیوندید: 👇👇👇 https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk

مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا به‌تازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفق‌های قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد می‌شوند؟ـ دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ طبق اعلام کارشناسان، طوفان‌های ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی می‌شوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان به‌وجود می‌آورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایه‌های کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موج‌ها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند. در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخش‌های بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخش‌های زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا به‌وجود آورد. پیش‌بینی‌کنندگان آب‌وهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که به‌تازگی طوفان‌های ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است. منبعspace

مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا به‌تازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفق‌های قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد می‌شوند؟ـ دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ طبق اعلام کارشناسان، طوفان‌های ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی می‌شوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان به‌وجود می‌آورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایه‌های کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موج‌ها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند. در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخش‌های بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخش‌های زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا به‌وجود آورد. پیش‌بینی‌کنندگان آب‌وهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که به‌تازگی طوفان‌های ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است. منبعspace

مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا به‌تازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفق‌های قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد می‌شوند؟ـ دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ طبق اعلام کارشناسان، طوفان‌های ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی می‌شوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان به‌وجود می‌آورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایه‌های کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موج‌ها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند. در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخش‌های بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخش‌های زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا به‌وجود آورد. پیش‌بینی‌کنندگان آب‌وهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که به‌تازگی طوفان‌های ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است. space #شفق_قطبی Scientific chat: @world_function 💫کانال جهان چگونه کار می کند💫 @Function_of_the_world

مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا به‌تازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفق‌های قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد می‌شوند؟ـ دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ طبق اعلام کارشناسان، #طوفان‌های_ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی می‌شوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان به‌وجود می‌آورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایه‌های کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موج‌ها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند. در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخش‌های بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخش‌های زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا به‌وجود آورد. پیش‌بینی‌کنندگان آب‌وهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که به‌تازگی طوفان‌های ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است. space #شفق_قطبی Scientific chat: @world_function 💫کانال جهان چگونه کار می کند💫 @Function_of_the_world

🎇از انفجار بزرگ تا پایان هستی ⏳از سیاهچاله ها تا سفر در زمان مطالبی پیرامون آگاهی، شناخت واقعیت و فلسفه علم کانالی تخصصی در زمینه کیهان شناسی👇👇👇 https://t.me/cosmos_physics

پاسخ جدید به پارادوکس Fermi نشان می‌دهد که بیگانگان با زمین تماس نگرفته‌اند، زیرا هیچ نشانه‌ای از هوش در اینجا وجود ندارد. یک مقاله جدید ادعا می‌کند که بیگانگان هوشمند علاقه‌مند به تماس با پیشرفته‌ترین سیارات از نظر گفناوری هستند، و زمین اینگونه نیست. آمری واندل، نویسنده این مطالعه، اخترفیزیکدان دانشگاه اورشلیم، در این مقاله نوشت: اگر حیات در بسیاری از سیارات در کهکشان تکامل یافته است، احتمالاً بیگانگان بیشتر به سیاراتی علاقه مند هستند که در آن نشانه هایی نه تنها از زیست شناسی، بلکه فناوری وجود دارد. این مطالعه پارادوکس Fermi را بررسی می‌کند، که معتقد است با توجه به قدمت جهان، احتمالاً بیگانگان هوشمند تاکنون سفرهای فضایی دوردست داشته‌اند، و احتمال دارد که آنها از زمین دیدن کرده باشند. شاید آنها در گذشته قبل از تکامل انسان یا قبل از توانایی ثبت این دیدار، از زمین دیدن کرده‌اند. شاید سفر فضایی طولانی مدت دشوارتر از آن چیزی است که تصور می شود. شاید بیگانگان به تازگی تمدن پیشرفته ای را ایجاد کرده اند که نتوانسته اند به زمین برسند. در مقاله جدید، واندل توضیح احتمالی دیگری ارائه می‌کند: این که زندگی در کهکشان راه شیری واقعاً رایج است. اگر بسیاری از سیارات صخره‌ای که در منطقه قابل سکونت ستارگان می‌چرخند، میزبان حیات باشند، احتمالاً بیگانگان منابع خود را برای ارسال سیگنال به همه هدر نمی‌دهند و در نهایت سعی می‌کنند با جلبک‌های بیگانه یا آمیب‌ها ارتباط برقرار کنند. اگر زندگی رایج باشد، بیگانگان هوشمند احتمالاً به نشانه های فناوری علاقه بیشتری دارند. اما تشخیص سیگنال های فنی ممکن است سخت باشد. زمین فقط از دهه ۱۹۳۰ سیگنال های قابل تشخیص از فضا (به شکل امواج رادیویی) را منتشر می کند. در تئوری، این سیگنال ها اکنون بیش از ۱۵۰۰۰ ستاره و سیارات در حال گردش آنها رسیده اند، اما این کسری کوچک از ۴۰۰ میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری است. علاوه بر این، واندل نوشت، بازگشت هر پیام برگشتی از سوی بیگانگان به زمان نیاز دارد. زمینی ها اولین پخش پرقدرت برای بیگانگان را با پیام آرسیبو در سال ۱۹۷۴ ارسال کردند که به سمت خوشه ستاره ای کروی M13 هدایت شد. برخی از دانشمندان فکر می کنند زمان ارسال دیگری فرا رسیده است. واندل دریافت که اگر تمدن های هوشمند زیاد باشند، با بیش از ۱۰۰ میلیون سیاره از نظر فناوری پیشرفته در کهکشان راه شیری، این احتمال وجود دارد که سیگنال های زمین هنوز به شکل دیگری از حیات هوشمند نرسیده باشند. واندل نوشت، با گذشت زمان، و همانطور که سیاره ما بیشتر و بیشتر پچ های رادیویی را پخش می کند، احتمال اینکه سیگنال های تکنولوژیکی زمین شنوندگان هوشمندی پیدا کنند بیشتر می شود. او نوشت، یافته ها نشان می دهد که شاید هیچ تمدن هوشمندی در فاصله ۵۰ سال نوری از سیاره ما وجود نداشته باشد. اما زندگی هوشمند هنوز هم می تواند وجود داشته باشد - آنها فقط منتظر تماس ما هستند. ترجمه:یاس https://www.livescience.com/aliens-technological-signals

مدل های جدید منشأ حیات را روشن می کند اولین نشانه های حیات به شکل میکروب ها در حدود چهار میلیارد سال پیش روی زمین ظاهر شد. در حالی که دانشمندان هنوز در حال تعیین دقیق زمان و چگونگی پیدایش این میکروب ها هستند، واضح است که پیدایش حیات به طور پیچیده ای با ویژگی های شیمیایی و فیزیکی زمین اولیه در هم تنیده است. داستین تریل، دانشیار علوم زمین و محیط زیست در دانشگاه روچستر می گوید:"منطقی است که گمان کنیم که اگر ویژگی‌های شیمیایی اولیهٔ سیارهٔ ما متفاوت بود، حیات می‌توانست متفاوت شروع شود یا اصلاً شروع نشود." اما زمین میلیاردها سال پیش چگونه بود و چه ویژگی هایی ممکن است به شکل گیری حیات کمک کرده باشد؟ در مقاله ای که در ساینس، توسط تریل و توماس مک کولوم، همکار پژوهشی در دانشگاه کلرادو بولدر منتشر شده است، اطلاعات کلیدی را در تلاش برای کشف این موضوع فاش می کنند. این تحقیق پیامدهای مهمی نه تنها برای کشف منشأ حیات بلکه در جستجوی حیات در سیارات دیگر دارد. تریلر می‌گوید:"ما اکنون در برههٔ زمانی هیجان انگیزی هستیم که در آن بشر به دنبال حیات در سیارات و قمرهای دیگر و همچنین در سایر منظومه های سیاره ای است. اما ما هنوز نمی دانیم زندگی در سیاره خودمان چگونه (یا حتی در چه زمانی) آغاز شد. تحقیقاتی مانند تحقیقات ما به شناسایی شرایط خاص و مسیرهای شیمیایی که می‌توانستند از پیدایش حیات پشتیبانی کنند، کمک می‌کند، کاری که مطمئناً نقش برجسته‌ای در جستجوی حیات در خارج از سیارهٔ ما دارد." اهمیت فلزات در پیدایش حیات تحقیق در مورد حیات و منشأ آن معمولاً شامل زمینه‌های مختلفی از جمله ژنومیک، مطالعهٔ ژن‌ها و عملکرد آنها؛ پروتئومیکس، مطالعهٔ پروتئین ها؛ و یک زمینهٔ در حال ظهور به نام متالومیک، که نقش مهم فلزات را در انجام عملکردهای سلولی بررسی می کند؛ می‌شود. با تکامل حیات، نیاز به فلزات خاص تغییر کرد، اما تریل و مک کولوم می خواستند تعیین کنند که چه فلزاتی ممکن است در زمان پیدایش میکروب ها میلیاردها سال پیش در دسترس بوده باشند. تریل می‌گوید:"هنگامی که فرضیه‌هایی برای سناریوهای مختلف منشأ حیات ارائه می‌شود، دانشمندان عموماً فرض می‌کنند که همهٔ فلزات در دسترس بوده‌اند، زیرا مطالعاتی وجود نداشته است که محدودیت‌های زمین‌شناختی قوی بر روی غلظت فلزات سیالات برای اولین زمان‌های تاریخ زمین ارائه کند." برای رفع این کاستی، تریل و مک کولوم ترکیب و ویژگی های سیالات را در لیتوسفر (لایهٔ بیرونی زمین که شامل پوسته و گوشته فوقانی است) میلیاردها سال پیش مطالعه کردند. این سیالات لیتوسفری مسیرهای کلیدی برای انتقال بخش‌های محلول سنگ‌ها و مواد معدنی بین داخل زمین و حوضچه‌های گرمابی در قسمت بیرونی آن هستند، جایی که حیات میکروبی می‌توانست شکل گرفته باشد. در حالی که محققان نمی توانند به طور مستقیم فلزاتی را که میلیاردها سال پیش وجود داشته اند، با تعیین خواص مایعات اندازه گیری کنند. آن‌ها می‌توانند استنباط کنند که چه فلزاتی (و غلظت فلزات) می‌توانستند در طول زمان ظهور حیات روی این سیاره بین داخل و خارج زمین منتقل شده باشند. سرنخ هایی در کانی های چند میلیارد ساله سنگ ها و کانی های چند میلیارد ساله اغلب تنها منابع مستقیم اطلاعات در مورد اولین تاریخ زمین هستند. دلیل آن این است که سنگ‌ها و کانی‌ها اطلاعات مربوط به ترکیب زمین را در زمان شکل‌گیری نگه می‌دارد. محققان آزمایش‌هایی با فشار بالا و دمای بالا انجام دادند و این نتایج را روی زیرکُن‌های (zircons) اولیهٔ زمین، یک نوع کانی تنومند جمع‌آوری‌شده در مکان‌هایی در استرالیای غربی، برای تعیین فشار اکسیژن، محتوای کلر و دمای سیالات لیتوسفر در میلیاردها سال پیش به کار بردند. سپس این اطلاعات را در مدل های کامپیوتری وارد می کنند. این مدل‌ها به آن‌ها اجازه می‌دادند خواص سیالات لیتوسفری را شبیه‌سازی کنند، و به نوبهٔ خود، شبیه‌سازی کنند که کدام فلزات می‌توانستند از میان سیالات عبور کرده و به حوضچه‌های گرمابی در سطح زمین برسند. درک چگونگی پیدایش حیات محققان از آنچه شبیه سازی های مدل نشان داد شگفت زده شدند. به عنوان مثال، بسیاری از محققین منشاء حیات، مس را یک جزء محتمل در شیمی می دانند که می تواند منجر به حیات شود. اما تریل و مک کولوم شواهدی مبنی بر فراوانی مس تحت محدودیت‌ها در آنالیز خود پیدا نکردند. یکی از فلزاتی که آنها آزمایش کردند و ممکن است در غلظت های بالا در دسترس بوده باشد، منگنز بود. در حالی که به ندرت در سناریوهای منشاء حیات در نظر گرفته می شود، امروزه منگنز به بدن کمک می کند تا استخوان ها را تشکیل دهد و به آنزیم ها در تجزیه کربوهیدرات ها و کلسترول کمک می کند. Source - «Channel of Science is for all»

آنچه دربارهٔ «اعتیاد به خودارضایی» باید بدانید خودارضایی یک فعالیت سالم و لذت بخش محسوب می شود، اما آیا می تواند به اعتیاد تبدیل شود؟ خود تحریکی (Self-stimulation) بخشی جدایی ناپذیر از تمایلات جنسی انسان است که راهی طبیعی برای تجربهٔ لذت، کشف تکنیک های جنسی و ارضای میل جنسی فراهم می کند. اینکه یک نفر چند وقت یکبار خودارضایی می کند می تواند با دیگری متفاوت باشد. و فقط به این دلیل که ممکن است بیشتر از دیگران درگیر خودارضایی باشید، به این معنی نیست که باید نگران آن باشید. با این حال، اگر احساس می کنید بیش از حد خودارضایی می کنید، ممکن است تعجب کنید که آیا ممکن است معتاد شوید. و اگر چنین است، اگر اعتیاد به خودارضایی را تجربه می کنید، چه کاری می توانید انجام دهید؟ آیا می توانید به خودارضایی معتاد شوید؟ اصطلاح "اعتیاد آور" معمولا برای توصیف چیزهای زیادی استفاده می شود، از برنامه های تلویزیونی گرفته تا مواد غذایی مانند شکلات. به عنوان مثال، ممکن است بشنوید که کسی به یک آب نبات جدید یا آخرین سریال نتفلیکس به عنوان "اعتیادآور" اشاره می کند. با این حال، اعتیاد صرفاً یک احساس یا تمایل شدید برای انجام کاری که از آن لذت می برید نیست. این یک وضعیت پیچیدهٔ مغزی است که با ناتوانی در توقف استفاده از یک ماده یا انجام یک رفتار علی‌رغم پیامدهای منفی آن مشخص می شود. از آنجایی که خودارضایی مواد شیمیاییِ "احساس خوب" را در مغز آزاد می کند، مانند سایر مواد و رفتارهای اعتیاد آور، برخی معتقدند که خودارضایی اجباری (compulsive masturbation) می تواند یک اعتیاد تلقی شود. به عنوان مثال، تقریباً 40 مطالعه نشان داده است که افراد دارای رفتار جنسی بیش‌ازحد (hypersexual) ممکن است همان تغییرات مغزی مشاهده شده در افراد مبتلا به اعتیاد بالینی را داشته باشند. با این حال، اعتیاد به خودارضایی به عنوان یک وضعیت سلامت روان در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) شناخته نشده است. این موضوع در مورد سایر مقوله‌های رفتاری مرتبط با جنسی، مانند اعتیاد به سکس و اعتیاد به پورن نیز صادق است. در عوض، اینها معمولاً به عنوان رفتارهای جنسی اجباری نامیده می شوند و گاهی اوقات با اختلال جنسی بیش‌ازحد یا رفتار جنسی خارج از کنترل (OCSB) گروه بندی می شوند. اگرچه اعتیاد به خودارضایی در DSM-5 شناسایی نشده است، اما همچنان می تواند باعث ناراحتی، احساس شرم و مشکلات اجتماعی یا روابط شود. این می تواند عمیقاً زندگی یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود که برای شخصی که آن را تجربه می کند احساس شود. نشانه ها چیست؟ خودارضایی یک فعالیت طبیعی و سالم است که فواید متعددی برای سلامتی دارد. این می تواند استرس را کاهش دهد، به شما کمک کند بخوابید، خلق و خوی مثبت را تقویت کنید و به شما کمک کند در مورد پاسخ ها و نیازهای جنسی خود بیشتر بدانید. اما چه زمانی فراوانی خودارضایی از مرز سالم به مشکل‌ساز می‌گذرد؟ طبق یک نظرسنجی که توسط انجمن بین المللی پزشکی جنسی گزارش شده است، خودارضایی بیشتر از فعالیت جنسی با شریک زندگی است. در مردان 18 تا 59 ساله، فراوانی خودارضایی از یک بار در هفته تا چند بار در ماه متغیر بود. حدود 20 درصد از مردان گزارش کردند که دو تا سه بار در هفته و کمتر از 20 درصد بیش از چهار بار در هفته خودارضایی می کنند. زنان گزارش دادند که یک بار در هفته یا کمتر خودارضایی می کنند. اگر بیشتر از این خودارضایی می کنید، لزوماً به این معنی نیست که مشکلی وجود دارد. تعداد دفعاتی که یک فرد درگیر خودارضایی می شود در بین افراد متفاوت است. با این حال، اگر تکرار شما باعث نگرانی شما می شود، ممکن است بخواهید ببینید آیا نشانه هایی وجود دارد که ممکن است به طور اجباری خودارضایی کنید. علائم رایج اعتیاد به خودارضایی عبارتند از: 1) آنقدر خودارضایی کنید که دیگر جنبه های زندگی شخصی یا حرفه ای شما را مختل کند 2) دشواری انتظار برای رسیدن به خانه برای خودارضایی، که در نتیجه در مکان‌های نامناسب احساس رضایت می‌کند. 3) درگیر شدن در خودارضایی به عنوان پاسخی به موقعیت های استرس زا یا ناراحتی عاطفی 4) تحریک دستگاه تناسلی یا سایر علائم آسیب 5) مشکل در رسیدن به ارگاسم با شریک جنسی به دلیل از دست دادن حساسیت دستگاه تناسلی 6) احساس گناه یا شرم شدید پس از خودارضایی 7) ناتوانی در کاهش یا توقف خودارضایی حتی اگر بخواهید به طور کلی، اگر خودارضایی برای شما بیش از حد یا وسواسی شود، این ممکن است نشانه ای باشد که زمان صحبت با یک متخصص سلامت جنسی فرا رسیده است. ادامهٔ مطلب - «Channel of Science is for all»

ایلان ماسک: اسپیس‌ایکس برای پرتاب مداری استارشیپ در ماه آینده میلادی آماده می‌شود اسپیس‌ایکس در نظر دارد که اولین آزمایش مداری راکت استارشیپ را اوایل ماه آینده میلادی به انجام برساند. البته ایلان ماسک که این خبر را اعلام کرده است، می‌گوید این اتفاق در شرایطی خواهد افتاد که تست‌های باقی‌مانده با موفقیت پشت سر گذاشته شوند. اکانت Tesla East Bay Fremont در توییتی از ایلان ماسک پرسیده بود که آیا او به تگزاس برگشته و راکت استارشیپ آماده شده است یا خیر. مدیرعامل اسپیس‌ایکس در پاسخ نوشت: اگر تست‌های باقی‌مانده درست پیش بروند، ماه آینده اقدام به پرتاب استارشیپ می‌کنیم. طرفداران اسپیس‌ایکس مدت‌هاست که منتظر پرتاب راکت استارشیپ هستند ولی تاریخ دقیق این عملیات در یک سال و نیم گذشته مدام درحال تغییر بوده است. این راکت در ماه ژانویه با موفقیت توانست اولین تمرین لباس خیس خود را داشتت باشد. در این تمرین، اسپیس‌ایکس به پشته کامل استارشیپ سوخت‌رسانی و آخرین مراحل پیش از پرتاب را شبیه‌سازی کرد. استارشیپ اسپیس‌ایکس هنوز چند تست دیگر را پیش رو دارد حالا به‌نظر می‌رسد که بیش از هر زمان دیگری به اولین پرتاب مداری این راکت نزدیک شده‌ایم. اسپیس‌ایکس با انجام چند تست دیگر می‌تواند برای این پرتاب آماده شود. ازجمله این تست‌ها می‌توان به آزمایش احتراق ایستا اشاره کرد که طی آن همه ۳۳ موتور رپتور استارشیپ باید با هم روشن شوند. این شرکت تاکنون هرگز بیش از ۱۴ موتور خود را به‌صورت هم‌زمان روشن نکرده است. بااین‌حال، این شرکت فضایی خصوصی برای دریافت مجوزهای لازم از اداره هوانوردی فدرال آمریکا باید این آزمایش مهم را هم پشت سر بگذارد. در پایان ماه ژانویه به‌نظر می‌رسید که اسپیس‌ایکس می‌خواهد آزمایش احتراق ایستای خود را در هفته اول فوریه انجام دهد. اما این اتفاق نیفتاد. حالا باید منتظر باشیم تا ببینیم این آزمایش چه زمانی انجام می‌شود و آیا بالاخره همه‌چیز برای پرتاب این راکت غول‌پیکر آماده خواهد شد یا خیر. https://www.space.com/spacex-first-starship-orbital-launch-march-elon-musk Scientific chat: @world_function 💫کانال جهان چگونه کار می کند💫 @Function_of_the_world

محققان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اثرات احتمالی دارچین بر حافظه و یادگیری را بررسی کردند دارچین، ادویهٔ معطر شناخته شده ای که بسیاری از ما از آن برای پخت کیک و طبخ غذاهای خوش طعم استفاده می کنیم، ادویهٔ دارچین از پوست داخلی درختان دارچین به دست می آید. این درختان همیشه سبز هستند که در هیمالیا و سایر مناطق کوهستانی و همچنین در جنگل های بارانی و دیگر جنگل های جنوب چین، هند و آسیای جنوب شرقی یافت می شوند. دارچین علاوه بر طعم بی نظیرش می تواند خواص مفید دیگری نیز برای انسان داشته باشد. به عنوان مثال، مطالعات نشان می دهد که دارچین دارای خواص ضد التهابی، آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی است و همچنین می تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت کند. برخی از کارها همچنین نشان دادند که ترکیبات زیست فعال آن می تواند عملکرد مغز، به ویژه حافظه و یادگیری را تقویت کند. با این حال اعتبار این یافته ها هنوز با قطعیت روشن نشده است. تیمی از محققان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اخیراً چندین مطالعهٔ گذشته‌نگر را در مورد تأثیر دارچین بر عملکردهای شناختی بررسی کردند. تجزیه و تحلیل آنها که در Nutritional Neuroscience بیان شده است، ارزش بالقوهٔ دارچین را برای پیشگیری یا کاهش حافظه یا اختلالات یادگیری برجسته می کند. سمانه نخعی، علیرضا کوشکی و همکارانشان در مقالهٔ خود نوشتند:"این مطالعه با هدف مرور سیستماتیک مطالعات مربوط به رابطهٔ بین دارچین و اجزای کلیدی آن در حافظه و یادگیری انجام شد. دو هزار و ششصد و پنج مطالعه در سپتامبر 2021 از پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف جمع‌آوری شد و برای واجد شرایط بودن تحت بررسی قرار گرفت. چهل مطالعه معیارهای ما را برآورده کردند و در این مرور سیستماتیک گنجانده شدند." نخعی، کوشکی و همکارانشان صدها مطالعهٔ ذخیره شده در چندین پایگاه تحقیقاتی آنلاین از جمله PubMed، Scopus، Google Scholar و Web of Science را بررسی کردند. آنها سپس تحلیل خود را به 40 مورد از این مطالعات محدود کردند، مطالعاتی که بیشتر مرتبط با موضوع مورد پسند آنها بود. از میان این 40 مطالعه، 33 مطالعه In vivo (به عنوان مثال، بررسی موجودات زنده واقعی، مانند انسان، جوندگان، یا سایر حیوانات) انجام شد. پنج مورد از آنها در شرایط آزمایشگاهی (به عنوان مثال، خارج از موجودات زنده، به عنوان مثال با تجزیه و تحلیل سلول ها یا بافت پس از مرگ) و دو مورد مطالعهٔ بالینی (به عنوان مثال، با بیماران پزشکی) انجام شد. محققان داده های مربوط به همهٔ این مطالعات را استخراج کردند، شامل نویسنده آنها، سال انتشار، ترکیب یا نوع دارچین مورد استفاده، جمعیت مورد مطالعه و حجم نمونه، دوزهای دارچین یا اجزای زیست فعال آن، جنسیت و سن شرکت کنندگان، مدت زمان و روش مصرف و نتایج به دست آمده. آنها سپس کیفیت و پایایی مطالعات را با توجه به طراحی، حجم نمونه، معیارهای ورود و سایر جنبه های روش شناختی ارزیابی کردند. در نهایت نتایج 40 مقاله مرتبطی را که انتخاب کردند مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار دادند، به طور کلی، اکثر مطالعاتی که آنها بررسی کردند نشان دادند که دارچین می تواند بر حافظه و عملکرد شناختی تأثیر مثبت بگذارد. نخعی، کوشکی و همکارانشان در مقاله خود نوشتند:" مطالعات in vivo نشان داد که استفاده از دارچین یا اجزای آن مانند اوژنول، سینامالدهید و اسید سینامیک می‌تواند عملکرد شناختی را به طور مثبت تغییر دهد. مطالعات آزمایشگاهی همچنین نشان داد که افزودن دارچین یا سینامالدئید به یک محیط سلولی می‌تواند تجمع تاؤ، بتا آمیلوئید را کاهش دهد و بقای سلولی را افزایش دهد." از بین دو مطالعهٔ بالینی که توسط محققان تجزیه و تحلیل شد، یکی بر روی نوجوانان و دیگری بر روی بزرگسالان پره‌دیابتی که 60 سال یا کمتر داشتند انجام شد. مطالعهٔ اول از نوجوانان خواسته شد که آدامس دارچینی بجوند، در حالی که مطالعهٔ دوم از شرکت کنندگان خواسته بود 2 گرم دارچین روی نان سفید بخورند. مطالعه روی نوجوانان نتایج مثبتی به همراه داشت که نشان می‌دهد جویدن آدامس دارچین عملکرد حافظه را بهبود می‌بخشد و اضطراب را کاهش می‌دهد. در مقابل، مطالعه بالینی بر روی بزرگسالان  پره‌دیابتی هیچ تغییر قابل توجهی در عملکرد شناختی پس از مصرف دارچین پیدا نکرد. محققان در مقالهٔ خود نوشتند:"اکثر مطالعات گزارش کردند که دارچین ممکن است برای پیشگیری و کاهش اختلال عملکرد شناختی مفید باشد. می توان از آن به عنوان کمکی در درمان بیماری های مرتبط استفاده کرد. با این حال، مطالعات بیشتری در این زمینه باید انجام شود." به طور کلی، مقاله مروری سیستماتیک نخعی، کوشکی و همکارانشان نشان می دهد که دارچین و برخی از اجزای فعال آن می توانند تأثیرات مثبتی بر عملکرد مغز انسان، تقویت حافظه و یادگیری داشته باشند. ادامهٔ مطلب - «Channel of Science is for all»

3 مطالعهٔ جدید نشان می دهد که یک تضاد در قلب کیهان شناسی وجود دارد (دان لینکلن) جهان آنقدرها که ما فکر می کنیم «توده‌ای» نیست. تلسکوپ ها در اصل ماشین زمان هستند. همانطور که ما کهکشان هایی را بررسی می کنیم که در فواصل بیشتر و بیشتر از زمین قرار دارند، به گذشته و دورتر نگاه می کنیم. مجموعهٔ جدیدی از مطالعات که به بررسی «توده‌ای بودن(Clumpiness)» جهان می پردازد، نشان می دهد که ممکن است در قلب کیهان شناسی تضادی وجود داشته باشد. نظریهٔ مه‌بانگ (Big bang theory) هنوز معتبر است، اما ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد. مجموعه ای از سه مقالهٔ علمی که تاریخچهٔ انبساط جهان را توصیف می کند، داستان گیج کننده ای با پیش بینی ها و اندازه گیری ها کمی مخالف را روایت می کند. (مقالات در اینجا قابل دسترسی است: یک، دو، سه.) در حالی که این اختلاف نظر رد مهلک کیهان‌شناسی مدرن به حساب نمی‌آید، می‌تواند اشاره‌ای به این باشد که نظریه‌های ما نیاز به بازنگری دارند. داستان های خلقت، چه باستان و چه مدرن درک دقیق چگونگی به وجود آمدن جهان اطراف ما، سؤالی است که هزاران سال است که بشریت را آزار می دهد. در سرتاسر جهان، مردم داستان‌هایی ابداع کرده‌اند، از افسانهٔ یونان باستان در مورد خلقت زمین و دیگر موجودات اولیه از آشوب (همانطور که برای اولین بار توسط هزیود نوشته شده است) گرفته تا افسانهٔ خلقت هوپی ( که مجموعه ای از انواع مختلف موجودات را توصیف می کند که در نهایت به انسان تبدیل می شوند). در دوران مدرن، هنوز داستان‌های خلقت رقابتی وجود دارد، اما داستانی وجود دارد که مبتنی بر تجربه‌گرایی و روش علمی است: این ایده که حدود 13.8 میلیارد سال پیش، کیهان در حالت فشرده‌تر بسیار کوچک‌تر و داغ‌تر آغاز شد و از آن زمان تاکنون در حال گسترش است. این ایده در زبان عامیانه "بیگ بنگ" نامیده می شود، اگرچه نویسندگان مختلف از این اصطلاح به معنای چیزهای کمی متفاوت استفاده می کنند. برخی از آن برای اشاره به لحظه ای که جهان به وجود آمد و شروع به انبساط کرد، استفاده می کنند، در حالی که برخی دیگر از آن برای اشاره به تمام لحظات پس از آغاز استفاده می کنند. برای آن نویسندگان،مه‌بانگ همچنان ادامه دارد، زیرا انبساط جهان ادامه دارد. زیبایی این توضیح علمی این است که می توان آن را آزمایش کرد (آزمایش‌پذیر است). ستاره شناسان بر این واقعیت تکیه می کنند که نور سرعت محدودی دارد،به این معنی که عبور نور از کیهان زمان می برد.به عنوان مثال، نوری که ما هنگام تابش خورشید می بینیم، هشت دقیقه قبل از دیدن آن ساطع شده است. نور نزدیکترین ستاره حدود چهار سال طول کشید تا به زمین برسد، و نور از نقاط دیگر جهان ممکن است میلیاردها سال طول بکشد تا به ما برسد. تلسکوپ به عنوان ماشین زمان در واقع، این بدان معنی است که تلسکوپ ها ماشین زمان هستند. با نگاه کردن به کهکشان های دورتر، ستاره شناسان می توانند ببینند که جهان در گذشته های دور چگونه بوده است. اخترشناسان با ارتباط دادن مشاهدات کهکشان ها در فواصل مختلف از زمین، می توانند سیر تکامل کیهان را کشف کنند. اندازه گیری های اخیر از دو تلسکوپ مختلف برای مطالعهٔ ساختار جهان در دوره های مختلف کیهانی استفاده می کنند.یکی از تأسیسات به نام تلسکوپ قطب جنوب (SPT) به اولین نور ممکن نگاه می کند که تنها 380000 سال پس از شروع جهان منتشر شده است. در آن زمان، جهان0.003 درصد سن فعلی خود را داشت.اگر جهان فعلی را معادل یک فرد 50 ساله در نظر بگیریم،تسلکوپ قطب جنوب به جهانی نگاه می کند که تنها 12 ساعت از عمرش گذشته است. دومین تأسیسات بررسی انرژی تاریک(DES) نام دارد. این تلسکوپ بسیار قدرتمندی است که بر روی یک کوه در شیلی قرار دارد. در طول سال‌ها، حدود 1/8 آسمان را بررسی کرده و از بیش از 300 میلیون کهکشان تصویربرداری کرده است، که بسیاری از آن‌ها به قدری کم‌نور هستند که درخشندگی آن‌ها در حدود یک میلیونم کم‌نورترین ستاره‌های قابل مشاهده برای چشم انسان است.این تلسکوپ می تواند از کهکشان های امروزی تا هشت میلیارد سال پیش تصویربرداری کند.در ادامه با تشبیه یک فرد 50 ساله، تلسکوپ بررسی انرژی تاریک می تواند از جهان از 21 سالگی تا به امروز تصویربرداری کند (افشای کامل: محققان در آزمایشگاه فرمی، جایی که من نیز کار می کنم، این مطالعه را انجام دادند، اما من در این تحقیق شرکت نکردم). همانطور که نور از کهکشان های دوردست به زمین می رسد، می تواند توسط کهکشان هایی که به ما نزدیک تر هستند، خم شود. با استفاده از این خم‌شدگی های کوچک، ستاره شناسان نقشهٔ بسیار دقیقی از توزیع ماده در کیهان ایجاد کرده اند. این نقشه هم شامل ماده معمولی است که ستارگان و کهکشان ها آشناترین نمونه های آن هستند و هم ماده تاریک که شکل فرضی ماده است که نه نور را جذب می کند و نه ساطع می کند. ادامهٔ مطالب - «Channel of Science is for all»

میگرن با افزایش خطر عوارض بارداری مرتبط است زنان به طور نامتناسبی تحت تأثیر میگرن ،به ویژه در دوران باروری، قرار می گیرند. با این حال، رابطه بین میگرن و پیامدهای نامطلوب بارداری به خوبی شناخته نشده است. یک مطالعهٔ جدید توسط محققین بیمارستان بریگهام و زنان، یکی از اعضای مؤسس سیستم مراقبت های بهداشتی عمومی بریگهام، داده های هزاران زن را از مطالعه سلامت پرستاران II برای ارزیابی رابطه بین میگرن و عوارض بارداری تجزیه و تحلیل کرد. در مقاله ای که در Neurology منتشر شد، تیم گزارش می دهد که میگرن تشخیص داده شده قبل از بارداری با پیامدهای نامطلوب در دوران بارداری، از جمله زایمان زودرس، فشار خون بارداری و پره اکلامپسی مرتبط است، که نشان می دهد میگرن ممکن است یک نشانگر بالینی افزایش خطر زایمان باشد. نویسندهٔ اول، الکساندرا پوردو-اسمیت، دکترا، دانشیار اپیدمیولوژیست در بیمارستان زنان بریگهام و مدرس پزشکی در دانشکدهٔ پزشکی هاروارد گفت:"زایمان زودرس و اختلالات فشار خون بالا از عوامل اصلی مرگ و میر مادران و نوزادان هستند. یافته‌های ما نشان می‌دهد که سابقهٔ میگرن به‌عنوان یک عامل خطر مهم برای این عوارض در نظر گرفته می‌شود و می تواند در نشانه گذاری زنانی که ممکن است از نظارت بیشتر در دوران بارداری بهره مند شوند، مفید باشد." زنان دو تا سه برابر بیشتر از مردان در طول زندگی خود میگرن را تجربه می کنند و میگرن در بین زنان 18 تا 44 ساله بیشترین شیوع را دارد. برای برخی، سردردهای میگرنی می تواند با آئورا یا تشعشع نورانی (5.5٪ از جمعیت) همراه باشد، که معمولاً اختلالات بینایی هستند که قبل از شروع سردرد ظاهر می شوند. بر اساس مطالعات قبلی، پیامدهای نامطلوب بارداری و میگرن، به ویژه میگرن همراه با تشعشع نورانی، هر کدام به طور مداوم با خطر بالاتر بیماری عروق کرونر قلب و سکتهٔ ایسکمیک در زنان مرتبط هستند. بیولوژی اصلی مسئول این خطرات نیز ممکن است احتمال عوارض بارداری را افزایش دهد. اما تا به امروز، تنها چند مطالعه کوچک یا گذشته نگر، میگرن را به عنوان یک عامل خطر برای عوارض بارداری بررسی کرده اند. هیچ مطالعه آینده نگر خطرات فنوتیپ تشعشع نورانی (میگرن با تشعشع نورانی در مقابل میگرن بدون تشعشع نورانی) را بررسی نکرده است. پوردو اسمیت و همکارانش داده‌های حاصل از مطالعهٔ بزرگ و آینده‌نگر سلامت پرستاران II را تجزیه و تحلیل کردند که شامل 30555 بارداری از 19694 پرستار ایالات متحده بود. محققان میگرن و فنوتیپ میگرن (میگرن با و بدون تشعشع نورانی) را که توسط پزشک خود-گزارش شده بود و میزان بروز پیامدهای بارداری خود-گزارش شده توسط پزشک را بررسی کردند. با توجه به بزرگی جمعیت مورد مطالعه و در دسترس بودن داده‌ها در مورد سایر عوامل سلامتی و رفتاری، محققان می‌توانند عوامل مخدوش‌کنندهٔ بالقوه را در تحلیل‌های خود کنترل کنند، مانند شاخص توده بدنی، فشار خون مزمن و سیگار کشیدن. محققان دریافتند که میگرن قبل از بارداری با 17 درصد بیشتر خطر زایمان زودرس، 28 درصد افزایش فشار خون بارداری و 40 درصد بیشتر با نرخ پره اکلامپسی در مقایسه با بدون میگرن همراه است. میگرن همراه با تشعشع نورانی با خطر ابتلا به پره اکلامپسی تا حدودی بیشتر از میگرن بدون تشعشع نورانی همراه بود.میگرن با وزن کم هنگام تولد یا دیابت بارداری مرتبط نبود. شرکت کنندگان مبتلا به میگرن که مصرف منظم آسپرین (بیش از دو بار در هفته) را قبل از بارداری گزارش کرده بودند، 45 درصد کمتر در معرض خطر زایمان زودرس بودند. گروه ویژه خدمات پیشگیرانه ایالات متحده در حال حاضر دوز پایین آسپرین را در دوران بارداری برای افراد در معرض خطر پره اکلامپسی و کسانی که بیش از یک عامل خطر متوسط ​​برای پره اکلامپسی دارند توصیه می کند. آزمایشات بالینی نشان داده است که آسپرین با دوز پایین در دوران بارداری نیز در کاهش میزان زایمان زودرس موثر است. با این حال، پوردو اسمیت خاطرنشان می کند که میگرن در حال حاضر در میان نشانه های استفاده از آسپرین در بارداری گنجانده نشده است. پوردو اسمیت گفت:"یافته‌های ما در مورد کاهش خطر زایمان زودرس در میان زنان مبتلا به میگرن که مصرف منظم آسپرین را قبل از بارداری گزارش کرده‌اند، نشان می‌دهد که آسپرین ممکن است برای زنان مبتلا به میگرن نیز مفید باشد. با توجه به ماهیت مشاهده ای مطالعه ما، و فقدان اطلاعات دقیق در مورد دوز آسپرین موجود در گروه، آزمایشات بالینی برای پاسخ قطعی به این سوال مورد نیاز است." برخی دیگر از محدودیت‌های این مطالعه شامل این است که شرکت‌کنندگان فقط در صورتی گزارش دادند که پزشک تشخیص میگرن را داده باشد، احتمالاً کسانی که میگرن مزمن یا شدید نداشتند را شامل نمی‌شود. ادامهٔ مطلب - «Channel of Science is for all»

محققان دریافتند عفونت لثه ممکن است یک عامل خطر برای آریتمی قلبی باشد پریودنتیت، یک بیماری لثه، می تواند منجر به مشکلات متعدد دندانی از بوی بد دهان تا خونریزی و از دست دادن دندان شود. اکنون، محققان دانشگاه هیروشیما دریافته‌اند که می‌تواند با مشکلات شدیدتری در سایر نقاط بدن (قلب) مرتبط باشد. در مطالعه‌ای که در 31 اکتبر در JACC: Electrophysiology بالینی منتشر شد، این تیم ارتباط معنی‌داری بین پریودنتیت و فیبروز (زخم در یک زائده دهلیز چپ قلب که می تواند منجر به ضربان قلب نامنظم به نام فیبریلاسیون دهلیزی شود) در نمونه‌ای از 76 بیمار مبتلا به بیماری قلبی پیدا کردند. نویسندهٔ اول شونسوکه میاوچی، استادیار مرکز خدمات بهداشتی دانشگاه هیروشیما گفت:" پریودنتیت با یک التهاب طولانی مدت همراه است و التهاب نقش کلیدی در پیشرفت فیبروز دهلیزی و پاتوژنز فیبریلاسیون دهلیزی دارد. ما فرض کردیم که پریودنتیت فیبروز دهلیزی را تشدید می کند. این مطالعه بافت شناسی زائده های دهلیز چپ با هدف روشن کردن رابطه بین وضعیت پریودنتیت بالینی و درجه فیبروز دهلیزی انجام شد." زائده های دهلیز چپ با جراحی از بیماران برداشته شد و محققان بافت را تجزیه و تحلیل کردند تا ارتباط بین شدت فیبروز دهلیزی و شدت بیماری لثه را تعیین کنند. آنها دریافتند که هر چه پریودنتیت بدتر باشد، فیبروز بدتر است و این نشان می دهد که التهاب لثه ممکن است التهاب و بیماری در قلب را تشدید کند. نویسندهٔ مسئول، یوکیکو ناکانو، استاد پزشکی قلب و عروق در دانشکدهٔ تحصیلات تکمیلی علوم زیست پزشکی و بهداشت دانشگاه هیروشیما گفت:" این مطالعه شواهد اساسی را ارائه می دهد که پریودنتیت می تواند فیبروز دهلیزی را تشدید کند و می تواند یک عامل خطر جدید قابل اصلاح برای فیبریلاسیون دهلیزی باشد." به گفتهٔ ناکانو، علاوه بر بهبود سایر عوامل خطر مانند وزن، سطح فعالیت، مصرف تنباکو و الکل، مراقبت های پریودنتال می تواند به مدیریت جامع فیبریلاسیون دهلیزی کمک کند. با این حال، او هشدار داد که این مطالعه یک رابطه علت و معلولی ایجاد نکرد، به این معنی که در حالی که شدت بیماری لثه و فیبروز دهلیزی مرتبط به نظر می رسد، محققان متوجه نشده اند که یکی به طور قطعی به دیگری منجر شود. ناکانو گفت:"شواهد بیشتری برای اثبات این امر لازم است که پریودنتیت به شیوه ای علّی به فیبروز دهلیزی کمک می کند و مراقبت های پریودنتال می تواند فیبروز را تغییر دهد. یکی از اهداف ما تأیید این موضوع است که پریودنتیت یک عامل خطر قابل اصلاح برای فیبریلاسیون دهلیزی است و مشارکت متخصصان دندانپزشکی در مدیریت جامع فیبریلاسیون دهلیزی را ارتقاء می دهد. پریودنتیت یک هدف آسان قابل اصلاح با هزینهٔ کمتر در میان عوامل خطر شناخته شده فیبریلاسیون دهلیزی است.  بنابراین، دستاورد این مجموعه مطالعاتی ممکن است برای بسیاری از مردم در سراسر جهان سودمند باشد." در مرحلهٔ بعد، محققان گفتند که امیدوارند آزمایش‌های بالینی آینده را برای روشن شدن اینکه آیا مداخله پریودنتال باعث کاهش وقوع فیبریلاسیون دهلیزی و بهبود نتایج بیمار می‌شود، انجام دهند. Source - «Channel of Science is for all»

طول دندان آیا تا به حال به این فکر کرده اید که دندان های شما از نظر تکاملی چقدر سن دارند؟ در سال ۲۰۲۲، تیمی از دیرینه‌شناسان، دندان‌های ماهی فسیلی جدا شده از سنگ‌های سن سیلورین در استان گوئیژو، چین را توصیف کردند. این کشف قابل توجه حداقل سن دندان ها را ۱۴ میلیون سال بیشتر از یافته های قبلی کرد. این بدان معناست که اکنون دندان های ما به ۴۳۹ میلیون سال پیش بازمی گردد. آن ماهی جدید، یک مهره‌دار فک‌دار بسیار اولیه، Qianodus duplicis نام داشت و تنها از دندان‌های تخصصی جدا شده به نام «چرخ‌ها» شناخته می‌شود. چرخش دندان یک ردیف دندان عجیب و غریب است که به صورت مارپیچی روی خود پیچ ​​می‌خورد (مشهورترین آن در کوسه اره‌ای وزوز، هلیکوپریون) وجود دارد. با این وجود، دندان‌های ماهی فک‌دار چینی دارای تعدادی ویژگی است که در دیگر مهره‌داران فک‌دار مدرن یافت می‌شود، که ارتباط آن‌ها را در درک تکامل خرخرهای خودمان برجسته می‌کند. در آن چنگ بزن! رشد ستون فقرات "رشد ستون فقرات" به معنای جسور شدن و اعتماد به نفس است. اولین حیواناتی که دقیقاً این کار را انجام دادند، مطمئناً ۵۰۰ میلیون سال پیش به دریاهای خطرناک باستانی سفر کردند. اول، این حیوانات کرم مانند یک "نوتوکورد" را تکامل دادند - میله ای ساخته شده از غضروف که در امتداد پشت بدن قرار دارد. این امکان اتصال بلوک‌های ماهیچه‌ای تقسیم‌بندی شده و دم بلندی را فراهم کرد که فراتر از مقعد گسترش می‌یابد. تمام حیواناتی که دارای نوتوکورد هستند، آکوردات نامیده می‌شوند و شامل همه چیز از آب‌های دریایی گرفته تا مرغ‌های دریایی می‌شوند که شامل بیش از ۶۵۰۰۰ گونه زنده است. برای به دست آوردن ایده ای از اولین آکوردها، امروزه می توانیم به حیواناتی مانند نیزه (معروف به Amphioxus یا Branchiostoma) نگاه کنیم. لنسلت ها کمی شبیه ماهی های ریز و ابتدایی بدون باله هستند. آنها با موج دار کردن بدن خود به این طرف و آن طرف شنا می کنند. در مرحله بعدی سرهایی با سرهای خوب سازماندهی شده (جمجمه ها) و آنهایی که نوتوکورد با ستون فقرات در بالغین (مهره داران) جایگزین می شود قرار می گیرند. یک ستون فقرات از استخوان‌های تکه تکه‌شده (مهره‌ها) ساخته شده است که در یک الگوی به هم پیوسته خاص در کنار هم قرار می‌گیرند. ما چند فسیل وسوسه انگیز داریم که نشان دهنده اولین نمونه های شناخته شده مهره داران هستند، مانند Metaspriggina شناخته شده از کانادا، یا Haikouichthys از چین در سنگ هایی با قدمت بیش از ۵۰۰ میلیون سال. بنابراین، چه مغز بزرگ و لگن پهن شما از راه رفتن عمودی، جمجمه با یک دهانه و قوس استخوانی، انگشتان دست، انگشتان پا، دندان ها یا نخاع، ما انسان ها ویژگی های باستانی بسیاری در بدن خود داریم. و بنابراین، به قول مایا آنجلو، شاعر، شاید ارزش این را داشته باشد که به یاد داشته باشیم که ما بیشتر شبیه هم هستیم تا متمایز. آلیس کلمنت، دانشیار پژوهشی در کالج علوم و مهندسی، دانشگاه فلیندرز این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است. ترجمه: یاس https://www.sciencealert.com/these-5-traces-of-ancient-ancestors-still-exist-in-human-bodies-today Scientific chat: @world_function 💫کانال جهان چگونه کار می کند💫 @Function_of_the_world

پنج اثر از اجداد باستانی که هنوز در بدن انسان وجود دارد از نظر تکاملی، اگر به اندازه کافی در زمان به عقب برگردیم، همه ما اجداد مشترکی داریم. این بدان معناست که بسیاری از ویژگی‌های بدن ما هزاران یا حتی میلیون‌ها سال در شجره‌نامه بزرگ زندگی ما وجود دارد. در زیست شناسی، اصطلاح "همسانی" به شباهت یک ساختار بر اساس نسب از یک اجداد مشترک مربوط می شود. به شباهت های دست انسان، بال خفاش و باله نهنگ فکر کنید. همه اینها عملکردهای تخصصی دارند، اما طرح بدنی زیرین استخوان ها ثابت می ماند. این با ساختارهای "مشابه" مانند بال در حشرات و پرندگان متفاوت است. اگرچه عملکرد مشابهی دارند، بال‌های سنجاقک و بال‌های طوطی به طور مستقل به وجود آمده‌اند و منشأ تکاملی یکسانی ندارند. در اینجا پنج نمونه از صفات بسیار قدیمی آورده شده است. ممکن است تعجب کنید که بدانید امروزه هنوز در انسان ها دیده می شود. یک قدم جلوتر چه چیزی ما را انسان می کند؟ این سوال قرن هاست که ذهن دانشمندان و دانشمندان را به خود مشغول کرده است. امروزه تشخیص اینکه چه کسی انسان است و چه کسی نیست، نسبتاً ساده به نظر می رسد، اما با نگاهی به سوابق فسیلی، همه چیز خیلی سریع کمتر روشن می شود. آیا بشریت با خاستگاه گونه های خودمان، هومو ساپینس، از ۳۰۰ هزار سال پیش آغاز می شود؟ یا باید به بیش از سه میلیون سال پیش به نیاکانی مانند "لوسی" (Australopithecus afarensis) از شرق آفریقا بازگردیم؟ یا حتی بیشتر به جدایی ما از میمون های بزرگ دیگر؟ هر خطی که برای مشخص کردن تولد بشریت روی شن بکشید، یک چیز مسلم است. عمل عادت به راه رفتن روی دو پا، معروف به "دوپا"، یکی از بزرگترین قدم های اجداد ما بود. تقریباً هر قسمت از اسکلت ما تحت تأثیر تغییر از چهار دست و پا راه رفتن تا ایستادن قرار گرفت. این انطباق ها شامل تراز و اندازه استخوان های پا، استخوان های لگن، زانوها، پاها و ستون مهره ها است. نکته مهم این است که ما از روی جمجمه های فسیلی می دانیم که افزایش سریع اندازه مغز ما مدت کوتاهی پس از شروع به راه رفتن عمودی رخ داده است. این امر مستلزم تغییراتی در لگن بود تا به نوزادان با مغز بزرگ‌تر اجازه عبور از کانال تولد را بدهد. لگن پهن شده ما، یک ویژگی همولوگ است که با چندین دودمان از انسان های فسیلی اولیه و همچنین تمام کسانی که امروزه زندگی می کنند مشترک است. سپس آن مغزهای بزرگ به هنر، فرهنگ و زبان دامن زدند، مفاهیم مهمی در هنگام بررسی آنچه ما را انسان می‌سازد. سوراخی در سر علاوه بر این که کره چشم شما در مدار خود قرار دارد، ممکن است تعجب کنید که بدانید سوراخ های بزرگ دیگری (معروف به فنستر) در جمجمه خود دارید. یک پنجره واحد در هر طرف جمجمه انسان یافت می شود که ما را با اجداد مشترک خود از بیش از ۳۰۰ میلیون سال پیش متحد می کند. حیواناتی که در جمجمه خود این پنجره واحد دارند به عنوان سیناپسید شناخته می شوند. این کلمه به معنی "قوس جوش خورده" است که به قوس استخوانی زیر سوراخ جمجمه در پشت هر چشم اشاره دارد. امروزه همه پستانداران، از جمله انسان، سیناپسید هستند (اما خزندگان و پرندگان اینطور نیستند). دیگر سیناپسیدهای معروف دوران ماقبل تاریخ شامل دیمترودون است که اغلب به اشتباه شناسایی می شود. خزنده باستانی sail-backed معمولا با دایناسور اشتباه گرفته می شود. با این حال، با اندام‌های پراکنده و منفرد گیجگاهی، در عوض متعلق به دودمانی است که گاهی اوقات به عنوان "خزندگان پستاندار مانند" شناخته می‌شود، اگرچه ما اصطلاح دقیق‌تر سیناپسید را ترجیح می‌دهیم. ۱۰ انگشت دست و ۱۰ انگشت کوچک پا: الگوی پنج انگشتی در دست یا پای انسان، که به عنوان " اندام پنتاداکتیل " شناخته می شود، در بیشتر دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران یافت می شود. اما ماهی ها انگشتان دست و پا ندارند، بنابراین اولین بار چه زمانی انگشت ها تکامل یافتند؟ مطالعه اخیر ما در واقع اولین انگشتانی را که در باله یک ماهی حفظ شده اند، توصیف کرد. ما از روش های تصویربرداری قدرتمندی برای بررسی درون فسیل ۳۸۰ میلیون ساله ای به نام Elpistostege از کبک، کانادا استفاده کردیم تا قدیمی ترین انگشتان ماهی را آشکار کنیم! تا حدودی تعجب آور است، اولین ماهی که انگشتان تکامل یافته هنوز پرتوهای باله را در اطراف خود حفظ کرده است، بنابراین این استخوان ها در خارج روی حیوان قابل مشاهده نبوده اند. اولین چهارپایان (حیوانات چهارپایی با ستون فقرات که در نهایت از آب بیرون و به خشکی رفتند) تعداد انگشتان را "آزمایش" می کردند، که گاهی با شش، هفت یا هشت عدد از آنها یافت می شد. این چهارپایان اولیه احتمالا هنوز در آب زندگی می کردند. تنها زمانی که چهارپایان واقعاً زمینی شدند، اندام پنج انگشتی وارد شد. این ترتیب به احتمال زیاد به عنوان یک راه حل عملی برای تحمل وزن در خشکی بوجود آمده است.

ما کی هستیم؟ در می‌یابیم که در سیاره‌ی ناچیزی از ستاره‌های یکنواخت زندگی می‌کنیم که در کهکشانی در گوشه‌ی فراموش شده‌ی جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشان‌های آن، از انسان‌ها بیشتر است. (کارل سیگن) در سوپر گروه علمی Science For life به مطالب مرتبط به ساینس (علوم تجربی) پرداخته می‌شود و نحوه‌ی پرداختن به مسائل نیز بر اساس روش علمی و نه رویکرد اعتقادی و نظر شخصی است. گروه: https://t.me/scienceforlife1 کانال: https://t.me/science4lifee