550
Підписники
+124 години
-17 днів
+130 днів
Архів дописів
550
سنت که بالاتر میره، دیگه حوصلهی «همه جا بودن و همه رو داشتن» رو نداری؛ دنبال ساختن یه دنیای کوچیک و بیحاشیهای که هرکسی و هرچیزی سر جای خودشه.
550
هنوز یه عالمه «دوباره» گوشهی راهه؛ دوباره بارونی که بعد از یه دورهی سخت حالتو عوض کنه، دوباره خندهای که از ته دلت بیاد، دوباره لحظهای که حس کنی زندگی برگشته، دوباره یه درخت نارنج که پاییزِ خودشو بلده و دوباره جایی که بفهمی هرچی سنگه، مال پای لنگ تو نیست.
550
آدما خیلی بیرحمتر از اونین که فکر میکنید. لطفا توی تختهاتون بمونید، پتو رو بکشید روتون و به هیچکس امید نداشته باشید.
550
روزها را یکی پس از دیگری با سلام و صلوات به خاک میسپریم و از گذشتنِ آن هم افسوس نداریم. همه چیز این مملکت مال آدمهای بخصوصی است. کِیف، لذت، گردش و همه چیز. نصیبِ ما این میان گند و کثافت و مسئولیت شد..
-صادق هدایت
550
یک پیام اشتباهی اومد «سلام مامان، امتحان رو بیست شدم.» دلم نیومد چیزی بگم، نوشتم: «بهت افتخار میکنم.» نوشت: «مادرم فوت شده خواستم به یکی بگم.»
گاهی چقدر تنها میشویم وقتی مادر نیست💔
550
لابلای وسایلم، چیزهایی هست که نه به کارم میان؛ نه دلم میاد دور بندازمشون.
توو سرم هم همین وضعیت حاکمه!
من گذشتهای رو از بَرم؛ که نه میتونم فراموشش کنم؛ نه دوست دارم مرورش کنم!
