𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
Відкрити в Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
Показати більше1 366
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-2830 днів
Архів дописів
1 366
در تکتک جملات خانوم سابو عشق، ایمان، زندگی و انسان جاری هست و با خوندنشون حس زنده بودن
و نفس کشیدن به آدم میدن دوست دارم ساعتها بشینم و پای حرفهاش بشینم چطور بگم خیلی دوست داشتنی هستن.
1 366
همانجا ایستادم و پشتسرش ماتم برد و به این فکر کردم که چرا او، با وجود اینکه اینقدر با هم فرق داریم، هنوز هر لحظه پیشم است. اصلا نمیفهمیدم از چه چیزم خوشش میآید. قبلا اشاره کردم که آن موقع هنوز کموبیش جوان بودم و درست و حسابی به این فکر نکرده بودم که دلباختگی میان آدمها چقدر غیر عقلانی، چقدر پیشبینی ناپذیر و روندش چقدر محتوم و مهلک است.
در- ماگدا سابو
1 366
البته آدم بهاین راحتی نمیمیرد، ولیاین طور بگویم، چیزی شبیه مُردن بود. بعدش اتفاقاتی که از سر میگذرانی از تو چنان آدم زیرکی میسازد که آرزو میکنیای کاش دوباره بتوانی خنگ باشی، خنگِ به تمام معنا.
در- ماگدا سابو
1 366
او تنها بود. کی تنها نیست؟ میخواهم بدانم. و این شامل حال آنهایی هم میشود که کسی را دارند اما متوجه تنهاییشان نیستند.
در- ماگدا سابو
1 366
کارگردان موردعلاقهت رو پیدا میکنی و یک تکه از پازل کامل میشه، نویسنده مورد علاقهت رو پیدا میکنی و یک تکه از پازل کامل میشه، موسیقیدان مورد علاقهت رو پیدا میکنی و یک تکه از پازل کامل میشه، در نهایت همه اون سکانسها، اون جملات و تفکرات، اون قطعه و اوجها همه و همه تو بودن، تو بودن و تو با مرور زمان در درون هر آدم بخشهایی از خودت رو پیدا کردی و شناختی.
1 366
حال و روز عجیبی دارم که وصفی برایش نمیابم.
حال این سوی کُره تیره و تار است و من دوباره
بیش از پیش نمیدانم که این حس غریبانه چیست!
دیلن میخواند : تق تق میکوبم به در بهشت؛ حالی شبیه به این! حال به در بهشت رسیدهام اما دری باز نیست و فرشتهای به استقبال نیامده، تنها و حیران با امیدی گمنام بر در بهشت میکوبم. اینجا بسیار تاریک است برای دیدن اما همچنان به کوبیدن به در ادامه میدهم شاید کسی از راه رسید. شابد کسی من را یادش مانده باشد.
1 366
از تو خاطراتی مونده که هرروز زندگیشون میکنم یک وهم یک خیال، اما تو، این کالبدی که از تو وجود داره دیگه تو نیستی، تو دیگه خودت نیستی و من اون غریبهٔ رو نمیشناسم، از تو خیالی مونده که هر روز داره تیره و تار میشه ولی میدونم که اونی که توی خاطرم بوده روزی نیمی از من بوده.
