Shh!📸
Відкрити в Telegram
578
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1830 день
Архів дописів
578
مدتیست احساس میکنم درونم شبیه خانهای شده که چراغهایش هنوز روشناند، اما کسی در اتاقهایش زندگی نمیکند. روزها میآیند و میروند، آدمها حرف میزنند، شهر نفس میکشد، اما انگار من از پشت شیشهای ضخیم به همه چیز نگاه میکنم.
گاهی فکر میکنم من شبیه درختی شدهام که هنوز ایستاده، اما مدتهاست بهار را باور نمیکند. نه اینکه آرزوی شکوفه نداشته باشد؛ فقط آنقدر زمستان دیده که دیگر از آمدن فصلهای تازه مطمئن نیست یا شاید خستهس.
شاید غمگینترین بخش ماجرا این باشد که دیگر دنبال خوشبختی بزرگی نیستم؛ فقط دلم میخواهد یک روز از خواب بیدار شوم و سنگینی این همه ناامیدی را روی سینهام احساس نکنم.
بخشی از من در98جا ماند،در400در404و در آخر در405.
گاهی فکر میکنم آدم از یک جایی به بعد دیگر از اتفاقهای بد تعجب نمیکند. فقط نگاهشان میکند؛ مثل مسافری که از پشت پنجره قطار، ویرانههای تکراری را میبیند. نه فریادی میزند، نه سؤالی میپرسد. فقط میگذرد، چون دیگر چیزی برای شگفتزده شدن باقی نمانده است.
شاید این غم روزی تمام شود، شاید هم نه. اما امشب تنها چیزی که میدانم این است که دلم پر است؛ آنقدر پر که اگر یک کلمه دیگر به آن اضافه شود، ممکن است تمام سکوت این سالها یکباره فرو بریزد.
تکهای از تنهای های غروب جمعه.
578
جوونای ۱۸ تا ۲۸ ساله ی ایران به غمی دچارن که بعید میدونم تو هیچ جای دنیا انقدر سردرگمی، غصه و حالِ بد بین جووناشون موج بزنه.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
