﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Відкрити в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Показати більше2 276
Підписники
+124 години
+37 днів
-330 днів
Архів дописів
2 379
مانی سپیده♥️🤭
خیلی عالیع😉♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
-
•( اللهُمَّ یَسِّر لَنا بُلوغَ ما نَتَمَنّی )
• خدایا رسیدن به آنچه آرزومندیم
را برای ما آسان کن . . .🤍🍃
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 152✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
دو بجه ها رفتیم آرایشگاه
خلاصه حالی هم به زیر دست آرایشگاه هی مر پوست میکنه ننه چیقدر درد میکنه سگ هانا هم زنگ زده بود به سامان مه متوجه نبودم جیغ میکشیدم و غر میزدم
سامان مهرسام و مهرداد سورج که یکجا بودن میشنویدن صدا مر و میخندیدن
تینا٫ آیییی هاناگگ قطع کن گمشووووو
سامان٫ هعیییی تو چیقدر جیغ جیغو بودی خداوند زودتر ای شیش ماه خیر بگذرونه خودیتو اگه نه مر دیونه خا کردی
تینا٫ هی از خدا تو هم باشه گمشو قطع کنننن آیی ننه چیقدر درد میکنم خاله تور بخدا آهسته تر
تا ساعت شیش به زیرد ست ازی بودم آیی کله مه به درد آمد
آرایشگر٫ خوب حالی نوبت موها تو شد خشکل خانم
چیزی نگفتم سر خو تکون دادم تا ای موها مه تیار کنه مم یک خاوی بشم هموته برو چوکی مر خاو برد ای هم هر رغم دلیو ماست خودی موهامه ور رفت ساعت هفت بود بیدار شدم البته خاو هم نشدم فقط چشما خو بسته کردم خلاص شد برفتم رختا خو هم برخو کردم اول پیرن حنا بندونی بود
تیک تیار معطل سامان هستم پوف هانا وخاله کم قربان صدقه نرفتم که ایشتع مغبولی شدی و ماری هم بیامد و کم چش غره نرفت اخمو هم بود او هم یک لباس خیلی وا بریو بود یخنیو قایقی کلونی اندامی چسپی کوتاه تا رونایو که اندامیو به نمایش گذاشته بود خیلی جذاب شده بود از حق نگذریم هانا هم رختا افغانی سفید سرخ بریو بود که خیلی نازی شده بود
بلاخره سامان بیامد برفیتم بیرون خیلی شیکی شده بود رختا افغانی بریو بود خودی واسکت کلاه افغانی هر کاری کرد نتونست تح رومه ببینه خخخ کلاه خو پیش آورده بود تح روخو که پیش روخو نمیدیدم بالا شدیم دیگرا هم از رد ما آمدن بلاخره مراسم حنا بندونی هم خلاص شد و سامان دم اول خیره شده بود بمه چشم ور نمیدیشت گفته بود راستیکه آرایش کچالو به شفتالو تبدیل میکنه
2 379
#پارت: 151✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
مر دراز کشید رو تخت و گفت انالک خنده نشون میدم
تینا٫ ساماان تور بخدا نکنی سامان سامااااااان بعد شروع کرد به قلقلک دادن از بس بخنده بودم که نفس نفس میزدم
سامان٫ خو دیگم میخندی 😂
تینا٫ ن ه س سا م مان ن ب بسه 🤣
گپزده نمیتونستم یکدم در به شدت وا شد هانا و سورج هنگ کردن
تینا٫ س سو رج
یکدم سورج بیامد گفت کمک کنم مم
تینا٫ سامااااااان ت تو بخدااااا سامااااااان
هانا٫ بسه بسه یله کنین یکه گیر آوردین او یک دفعه موها سامان و سورج بگیرفت کش کرد سامان هم که یله داد
هر چهار تا ما رو تخت دراز کشیدم و میخندیدم
که در بشدت وا شد خاله با چهره برزخی بیامدن مار ایرقم بدیدن جیغ کشیدن
خاله٫ مههههه شمار ری کردم که اینار بیاریم خود شما هم بفتادیم به پهلوینا 😡
مر خنده گرفت وخیستم ولی خودخو کنترول کردم که نخندم
خاله٫ تینا تییز برو یک حمومی بکنم بیرون شو که امروز خیلی کار داریم زود حموم كردم رختا خو دی یک بلیز کلون بلندی تا باله زانو ها مه یک شلواری پاچه کلون نود سانتی عوض کردم
برفتم پایین که نون بیار از سامان دیگع هیچکس نیه همگی ایبر ایبر میدوند😂
نون هم به سکوت بخوردم سامان گفت مه میروم بیرون باز میام شمار میبرم آرایشگاه مم ظرفا ببردم آشپزخونه برفتم رو مبلا تح دهلیز کمی خودی گوشی ور رفتم که ساعت دوازده بجه شده خاله نون تیار کردن مم دلمه اصلأ نون نماست نخوردم خودی طیلا کمی گپ زدم ماری هم که از صبح از اتاق خو بیرون نشده بود عمه ارسلان هم به اتاقا خو بودن فقط نون خوردن پس برفتن چه بهتر
سامان بیامد البته چند بار زنگ زد هانا لباس عروس هم چند روز پیشتر خودی هانا خاله برفتیم خریدیم
2 379
#پارت: 150✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
برفت مغبول باله تخت دراز کشید گفت برق هم گل کن
تینا٫ هووووووی جناب وسایل مه کجااا خاو شوم
به جا خو سیخ شد یالا ایر چیکار شد
سامان٫ به تو نگفتم دیگه نگی وسایللل😡
تینا٫ امممم گپی دور ندی بگو کجا خاو شوم
سامان٫خب همینجی دیگع
تینا٫ رووووتخت پییش تووو دیگه کدام امری 😒
سامان٫ اییی جیغ نکش خو تخت به ای کلونی باشه بالشت هم مابین میگذارم بیا بغلت که مر بکوشی هم رو زمین خاو نمیشم بیا خاو شو که صبا خیلی کار داریم 😁
قبول کردم برفتم خاو شدم
صبح با سروصدااا هانا و سورج بیدار شدیم
خمیازه کنان گفتم اههههه چی گپه همیشه عادت دارم دستا وا میکنم باز فرو میارم به روتخت دست خو وا کردم محکم بزدم به رو تخت که عربده سامان شنیدم بترسیدم مم جیغ کشیدم که خنده و عربده سامان یکی شد
تینا٫ چیکاررره تووور چری ایته میکنی بترسیدم😒
سامان٫ بزدی بینی مه ناقص کردی هنوز هم طلبکاری
تینا٫ وییی مه چیکار به بینی تو دارم
یکدم دست مه کش کرد گفت
سامان٫ تو نه ولی دست خو عین سگا وامیکنی معلوم بینی ناقص میشه
تینا٫ پخخخخخخخخ خو مه میگم چری دست مه به جون استغونی خرد 🤣
سامان٫ نخنددددد مر بزدی ناقص کردی حالی میخندی😒بعد دست مر کش کرد بفتادم بع بقلیو
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 149✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا٫ ببین دختر جان مر تینا میگن بتو چیزی نمیگفتم چون حرمت میمون بودن تور نکاه دیشتم ولی اگه دوباره نزدیک سامان تور بدیدم ایندفعه اچ نمیریزم باله تو خودی دستا خو تور خفه میکنم ازو دخترا نیم که تو واری دخترا بیاین به شویونا عشوه بیاین و مه ساکت باشم یا برم به یکجا بشینم گریه بکنم نههههه فهمیده شد اودم چی زیر زدی آ ها سامان جااان تورع دوست دارمممم غلط میکنی تووو احمق کودن
فقط کافیه یکبار یکبار دیگه دورو بر سامان تور ببینم دیگع نخا ایته آروم باشم خفه شده بگیر خور گمشو حالیم برو به اتاق خووو
از زور حرص اعصبانیت سرخ سرخ شده بود
ماری٫ دختره احمق هرزه وحشی به تو مربوط نیست که تا ماست ادامه بده سامان یک سیلی مغبولی زد
سامان٫ ببین هر کس خیال خدخو نکن هرزه ای هست یا توایی که عشوه میایه به مرد زندار ابزار آخر تو باشه مه به تینا هرزه گفتی یا بی احترامی کردی تینا خانم مه هست عشق مه هست اوکی حالیم گشمو تا کارا تور به بابا تو نگفتم کارایی که به آلمان انجام دادی گمشووو
همگی حیرون بودن حتا خودم به گریه شده بود برفت
همگی چوپ بودیم طرف همدیگع سیل میکردیم که یک دفعه ای همگی بزدم زیر خنده
هانا درحالی که میخندید
گفت٫ واو تینا عجب گپایی زد خوبه که ازداوج شما اجباری بود بابا اگه نبود چیکار میکردیم
تینا٫ گمشووو بابا سامان گفت اگه ای دختر از سر مه وا کنی جایزه داری راستی سامان امم باید بعد از عروسی صبا روز دوشنبه برین به کابل
سامان با لحن شیطنتی گفت یعنی ماه عسل
تینا٫ اییی منحرف نه خیر همگی ایشتع
دخترا همگی همگی خودی هم جیغ کشیدیم هوری گفت عجب فکری بعد ازی نمایش ایته تصمیمی میچسپید😂
او نا هم برفتم ما هم برفتیم که همگی به اتاقا خو داخل اتاق شدم شال خو پرتو کردم باله تخت دم الماری وا کردم یک بلیز مرسی خودی یک شلوار کلونی خرسی وردیشتم مه خیلی ازینا میپوشوم اگه همی عمه اینا نبودی مه کلن از همینا داخل خونه میپوشیدم برفتم داخل حموم عوض کردم بیرون شدم که سامان هم بیامده و رختا خو عوض کره احمق نمیگه اگه همیته مه بیرون شوم چی دیوانه
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
(دختری که رهایش کردی...😔)
پاتوق دلشکسته ها💔
یک بار درخواست بده ارزشش رو داره❤️🩹
همه حرفاش از ته دل آدمه🤌🏿
لعنتی عین مسکن عمل میکنه👌
بزرگترین و بهترین کانال غمین در تلگرام🤚🤞
2 379
.
جُمـعه زیباست اَگر غُصّه خَرابَش نَکُنَد،
فِکرِ هِجـرانِ کَسی نَقش بَر آبَش نَکُنَد..
🫴🏻♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
-
{وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ}
«و اوست که قهر و اقتدارش،
مافوق بندگانش است..!☝️🏻♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
