﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Відкрити в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Показати більше2 276
Підписники
+124 години
+37 днів
-330 днів
Архів дописів
2 379
𝑃𝑟𝑜𝑓𝑖𝑙𝑒 𝑔𝑖𝑟𝑙
از معاشرت با دو قشر بپرهیز...
پولدار بیشعور،
بی پول ادایی!
🤷🏻😐
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
2 379
عاشق شدن رو تو یک مصرع سعدی خلاصه کرده
"نقشِ او در چشم ما هر روز خوشتر میشود..."
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
از سرِ تعمیرِ دل بگذر که معمارانِ عشق
روز اول رنگ این ویرانه ویران ریختند!(:
_👐🏻🖤_
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 148✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
یکدفعه طیلا به جا سامان جواب داد
طیلا٫ عاااا اونا اونجی عاشق هم شدن یک عشق رویایی
بعد ازی گپ خنده سامان قطع شد طرف مه دید خیره مم طرفیو خیره شدم واو غرق شده بودیم نه او نگاه ور میدیشت نه مه میتونستم
سورج٫ هووووی الوووو بخوردین همدیگر 🤣اینجی مجرد شیشته هست
اییییی خدااا امشو چیقدر سوتی میدم مه آخه اینبار از پیش دخترا نمیروم بد قم به زیر ظربین گرفتم مر 😂
نون هم خورده شد همگی ما به منزل پایین رفتیم که کلن دهلیز بود خیلی لوکس تیار کرده بود اونجی مه بودم سامان مهرسام فردوس هوری هانا میترا مهرداد ارسلان هم بود خودی ماری اههه
آهنگی روشن کرد طیلا همگی ما گرد شدیم به رو زمین شیشتیم از ما رقص ساده بود افغانی همیته که بمه آو خوردن بود ولی باید خودی سامان یکدفعه میرقصیدم ارسلان نستاد برفت آخیش خوب شد معذب بودم یک آهنگ آبشاری بیاور گفت به همی کم شروع کردم شال خو وردیشتم خیلی یاد دیشتم رقصه او هم آبشاری سامان همگی خیره شده بودن هانا گفت سامان تو هم برو او هم بیامد خوب بود او هم یاد دیشت کم کم نزدیکیو شدم کمی به پا خو خم شدم قر دادم کمر خو که همگی جیغ کشیدن دست زدن سامان هم دست از رقص وردیش خیره شد بمه خلاصه همگی تمرینا خو بکردم قرار شد مهرسام مهرداد مر از باله پله ها تار بیارن به پیش سامان خودی سامان هم هانا وهوری بعد رقص دیشتن باز میترا و سورج هم اضافه میشدن به ای بین ماری حرص میخورد
خیلی تشنه شدم برفتم بالا آو خردم جکی هم بیاوردم به دیگرا دیدم که ماری پیش سامان شیشته هست دستیو محکم برگرفته باله پاها خو گذیشته سامان هم سرخ شده بود از بس اعصابیو خراب شده بود و ای دختره هم میخندی و عشوه میآمد مم مغبول جک یگرفتم برفتم باله سریونا ایستاده شدم جک خالی کردم باله ماری و گفتم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 147✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
آییش گند بزنن تور تینا آخه او چی خبره عشق تو خودیو هست ایشتع اعصابیو خراب شد خو احمق مرده دیگع اههه نو مهربان شده بود
خو خیر برفتم یک آوی به روخو بزدم بیرون شدم کمی منظم کردم چشم بفتاد باله آرایشاییکه هانا بمه تازه خریده بود برفتم کریم ساده بزدم خاطری روخو نو شستم بعد یک ریملی زدم بعد یک رژ همرنگ پرن خو صورتی کم رنگی ای هم ا آرایش بعد بیرون شدم
که همگی هستن بابا مهرسام و شو عمه یو
برفتم سلام کردم خو ی همگی طرف سامان سیل کردم که خیره سیل میکنه طرف مه مم طرفیو خیره شدم و چنتا پاک پشت سر هم تیر تیز بزدم که سامان خنده گرفت ولی کنترول کرد خودخو ازیبر هم ماری آمد تا ماست بره پیش سامان برو مبل دونفره بشینه خودخو بنداختم برفتم پیش سامان او هم همینه خشک ایستاد شد مم طرفیو یک لبخند حرص دار زدم گفتم
عه
ببخشید دیگع گلم اینجی فقط و فقط جامه هست بفرما بدو برو پیش دادسی خو
به ای لحن مه هانا طیلا بخنده شدن دیگران هم بزور خودخو کنترول میکردن و هم تعجب کردن که مه چری ایته کردم طرف خاله و شوخاله سیل کردم که با لبخند تحسینی طرف میدیدن دیگرا هم مشکوک منظور مه طیلا خوری میترا اینا بودن طرف سامان سیل کردم که سرخ شده بود از بس کنترول میکرد خور مم کله خو ببردم به دم گوشیو گفتم خیلی فشار نبچیار آزاد کن خور گپا او شاو که یاد تو نرفته هموته میشه باز
بعد ازی گپ مه شلیک خنده سامان بالا رفت عش غش میخندید همگی تعجب کرده بودن
مهرداد٫ اوهوم آهام بمام بگین یکه نخندین پرنده های عاشق😂
سامان با خنده گفت شاو بام هرات یاد شما هست که بمه چی گفت همو گپ گفت😂
بعد دست خو دور داد دور شونه مه هییی خجالت کشیدم جلو همگی
بعد از گپ سامان همگی به خنده شدن
ماری هم به ناز گفت اینگار نه اینگار حمالی ها شد😒
ماری٫ چی بود واو شما بام هرات رفتین سامان
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 146✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
به راه رفتن چیزی باله بینی مه بیدار شدم چشما خو وا نکردم از رو بینی خو پس کردم دوباره شد که ماخکم بزدم رو بینی خو بدرقم درد جیغ کشیدم
تینا٫ آخخخخخ
بعد صدا خنده سامان بلند شد
چشما خو واکردم که باله تخت شیشته هست کمی از موها مم دستیونه هی میخندن
تینا٫ مررض داری 😒بینی مقبول مه بدرد آمد
سامان٫ هااا بینی مقبول خور پچخ کردی 🤣
آخ که مه چقدر خوش دیشتم ای سامانه که فقط وقتی تنها بودیم ایته میخندید البته از امرو ایته شده
تینا٫ هار هار تو همو سامان قبلی باشی بیتره حداقل سالم کو میمونوم
سامان٫ اگه مثل سامان قبلی رفتار کنم کووو فعلآ آزی وضعیت تو خوب سو استفاده میکردم
تینا٫ هم وضعیت ایشتع وضیعتی
یکدم چش مه بفتاد که بلیز مه از داخل دامن بیرون شده و کمی از کمر مه معلوم میشه و یخن مم کمی او طرف رفته خو دارو ندار مه معلوم میشد
هیییین کشیدم و جمع کردم خور که صدا خنده سامان بلند آه لعنتی خودی آزی خنده خو دل آدمه آو میکنه
طرفیو سیل کردم سرخ شدم لپا مه گل انداخت
سامان خنده یو قطع شد گفت وقتی خجالت میکشی خوردنی میشی
تینا٫ گمشو مه اصلأ هم خجالت نکشیدم درزن مه خوردنی نیم باشمم خوراک تو یکی نمیشم خوراک عشق خو میشم
به ای گپ مه سامان آخم کرد و جدی شد گفت
سامان٫ فعلآ زن نکاه شده مه هستی پس عشق مشق خو فراموش کن دزن بیا پایین که هوری مهرسام اینا آمدن شال خو هم سر خو کن بعد رفت از اتاق بیرون
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
#پارت: 145✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
مم بزور خودخو عادی نشون دادم یک لبخند مصنوعی هم بزدم
سامان٫ خو چیکار کنم
آخ دلم یخ کرد 😂
هانا یک خندی آشکارایی کرد که ماری چش غزه آیی بزو رفت
ماری٫ واااا یعنی چه که چه کنم میدونی من تورو چقدر دوست دارم
اهههه ننه ای چیقدر بیشرمه زنیو پیشیو شیشته میگه مه تور دوست دارم اههه
خودخو کنترول کردم آهسته به تح گوش سامان گفتم
تینا٫ اوه اوه آقای وسایل چیقدر خاطر خواه دیشته
سامان با حرص گفت
سامان٫ اهههه تینا نگوووو وسایل نگووو ای دختره احمق کم راه میره سر اعصاب مه که تو هم میری
تینا٫ خووو یعنی تو خوش تو نمیایع
سامان٫ نهههه
تینا٫ خو اگه مه یکاری بکنم ای دست از سر تو ورداره چی بمه میرسه😌چی میدی
سامان٫ یعنی میتونی
تینا٫ هه نشناختی مر هنوز 😏
سامان ٫ اوکی تو ایر از سر مه وا کن هر چی ماستی به تو میدم
ای کاش میتونستم بگم عشق بدی بهم
تینا٫ اوکی ولی حالی نه باشه کمی دیرتر امشو
سامان ماست وخزه بره که هانا گفت سامان هر جا میری زودی بیا که امشو میترا طیلا مهرسام مهرداد هوری فردوس میاین که خفتن رقص تمیرن میکنم و شما دونفر هم باید تمرین کنیم
بعد با صدا پر حیجانیی گفت صبا عروسییییههه🥳
سامان که از لحن میترا خنده گرفته بود گفت خوبه برفت
مم چون دیگع نگاها ای ارسلان تحمل کرده نمیتونستم وخیستم برفتم اتاق خو یک چش غزه آیی هم به ماری رفتم
ایییی ماری گگگ به تو نقشه ای دارم خخخخخ
برفتم رو تخت دراز کشیدم به خاو عمیقی رفتم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 379
2 379
2 379
2 379
اونجا که سیروان خسروی میگه:
با رفتن تو
از عشقم کم نمیشود
توی قلبم میمانی
برای همیشه
🙂🖤
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
