Ghost town🩸
Відкрити в Telegram
It was a black and white night, no wait. It was a black and white night t.me/HidenChat_Bot?start=5555456856
Показати більше958
Підписники
-424 години
-277 днів
-13230 днів
Архів дописів
958
من واقعا ناراحتم.از اینکه پیشم نیستی تا دستتو بکنی تو موهام و انقد نازم کنی تا خوابم بگیره و بعدش انقدر انگشتاتو رو صورتم بکشی که نذاری بخوابم،ناراحتم.از اینکه پیشم نیستی که وقتی سرت درد میکرد ببوسمت و تو با چشمای پر دردت با عشق نگام کنی،ناراحتم.از اینکه فکرم اونجاست قلبم اونجاست روحم اونجاست ولی خودم اونجا نیستم،ناراحتم.از اینکه هرروز مرورت کنم تا فراموش نشی، ناراحتم.از روزی ۷۸بار گوش کردن اهنگ موردعلاقت تو تنهاییم،ناراحتم.از زندگی که تو صفحه اولش ننوشته بود من و تو برای همیم،ناراحتم.از زمین و زمان ناراحتم.چون تو مهربون و پاکی اگه یه روز فرشته مهربونو دیدی بهش بگو یه کوله پشتی پر از خوراکی و سیگار برام بیاره؛یه راه مخفی از زیرزمین اتاقامون به یه جنگل سرسبز و خوشبو مثل موهات،ظاهر کنه که هروقت همه خواب بودن یواشکی بریم اونجا و انقدر سیگار بکشیم که هواشو آلوده کنیم.لطفا به فرشته مهربون بگو زودتر بیاد وگرنه انقدر قلبم پر از دلتنگی میشه که جایی برای تو نمیمونه.
