طیماث
Відкрити в Telegram
263
Підписники
+424 години
+347 днів
+3330 днів
Архів дописів
264
چند ماه پیش بین آبرنگ و رنگ روغن مونده بودم و آبرنگ خریدم. حالا پشیمونم. سلول به سلول بدنم رنگ روغن طلب میکنه. من آدمی نیستم که بشینم پای یه کاری و تمومش کنم ولی آبرنگ اینجوریه. آبرنگ خیلی زود اتفاق میافته و برای آدم آروم و باحوصلهای مثل من مناسب نیست. من دوست دارم یه روز نقاشی بکشم برم ۱۰ روز دیگه برگردم. دلم کثیف کاری با رنگارو میخواد. دلم خشونت روی بوم میخواد. دلم یه صفحه بزرگ و خالی میخواد که وقتی جلوش میشینم ندونم باهاش چه کار کنم. دلم میخواد هی گند بزنم و گند بزنم و گند بزنم؛ بعد دو هفته برگردم گندی که روی بوم به بار آوردمو نگاه کنم، از خرابکاریم حرص بخورم و ازش یه چیز بهتری در بیارم.
البته اونقدرم پول نداشتم که بتونم از پس هزینههای رنگ روغن بر بیام.
