uk
Feedback
دریچه کتاب

دریچه کتاب

Відкрити в Telegram

کتاب بخوانیم راه فردای ایران بهتر، از آگاهی و دانستن و فهمیدن می‌گذرد پس بخوانیم از ایران بخوانیم تا ملت تغییر نکند، هیچ چیز در این کشور تغییر نخواهد کرد تغییر را از خود شروع کنیم 📚 راهی برای ارتباط @Mshogh

Показати більше
1 352
Підписники
Немає даних24 години
+107 днів
+1830 днів
Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+12
в 1 каналах
серпень '26
+35
в 1 каналах
Get PRO
липень '26
+40
в 0 каналах
Get PRO
червень '26
+20
в 1 каналах
Get PRO
травень '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+33
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+10
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+41
в 1 каналах
Get PRO
листопад '25
+28
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+32
в 2 каналах
Get PRO
вересень '25
+16
в 1 каналах
Get PRO
серпень '25
+28
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+34
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+35
в 1 каналах
Get PRO
травень '25
+45
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+42
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+46
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+27
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+44
в 1 каналах
Get PRO
грудень '24
+89
в 3 каналах
Get PRO
листопад '24
+70
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '24
+52
в 5 каналах
Get PRO
вересень '24
+34
в 0 каналах
Get PRO
серпень '24
+58
в 3 каналах
Get PRO
липень '24
+51
в 3 каналах
Get PRO
червень '24
+31
в 2 каналах
Get PRO
травень '24
+41
в 5 каналах
Get PRO
квітень '24
+38
в 3 каналах
Get PRO
березень '24
+34
в 2 каналах
Get PRO
лютий '24
+26
в 3 каналах
Get PRO
січень '24
+28
в 4 каналах
Get PRO
грудень '23
+41
в 3 каналах
Get PRO
листопад '23
+52
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '23
+58
в 2 каналах
Get PRO
вересень '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+44
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+31
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+52
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+57
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+41
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+91
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+88
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+110
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+73
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+45
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+71
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+39
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+21
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+62
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+72
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+39
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+52
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+52
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+37
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+36
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+47
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+55
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+54
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+45
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+353
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
07 вересня+1
06 вересня0
05 вересня+2
04 вересня+2
03 вересня+1
02 вересня+4
01 вересня+2
Дописи каналу
آدمیان در راه کسب ثروت هزار بار بیشتر می‌کوشند تا در کسب فرهنگ،حال آنکه به یقین، «آنچه هستیم» بسیار بیشتر موجب سعادتمان می‌شود تا «آنچه داریم.» #درباب_حکمت_زندگی #آرتور_شوپنهاور ✅دریچه کتاب @daricheketab

2
(رباط پشت بادام) بماند یا نماند؟ بخواند یا نخواند؟ رویای رهایی و پرواز در آسمان و دیدن طلوع خورشید در آزادی پرنده را درون قفس
(رباط پشت بادام) بماند یا نماند؟ بخواند یا نخواند؟  رویای رهایی و پرواز در آسمان و دیدن طلوع خورشید در آزادی پرنده را درون قفس زنده نگهداشته و اگر نبود این رویا و این امید، و عشقی که میان تاریکی چراغیست بین امید و رویا، پرنده سالها بود که دیگر پرنده نبود و روحش در اتش تنهایی سوخته بود، و پرنده در هوای مرز سحر و صبح، چشمانش را می بندد و نفس می کشد و می خواند از عشق و خود را در میان اسمانی که انتهایی ندارد می بیند، پرنده ذهنش آزادست بالش بسته و پس می خواند تا فرو نپاشد ذهنش و باورش شود قفس صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء دوشنبه شانزدهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
66
3
کم پیش می‌آید روانشناس ها چیزی را به طور قطعی بدانند؛ اما یکی از چیزهایی که آن را قطعی می‌دانند این است که آسیب‌های دوران کودکی می‌تواند ما را نابود کند. #اوضاع_خیلی_خراب_است #مارک_منسن ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 491
4
می توان در هوای خوب صبح خوابید، طلوع خورشید را ندید و صدای آواز پرندگان را نشنید و رویاها را خواب دید و می توان در هوای خوب و
می توان در هوای خوب صبح خوابید، طلوع خورشید را ندید و صدای آواز پرندگان را نشنید و رویاها را خواب دید و می توان در هوای خوب و پاک صبح همراه با آواز پرندگان عاشقی که از عشق می خوانند، قدم برداشت و بسوی رویاها رفت و رویاها را ساخت، انتخاب آسان است، خواب یا بیداری؟! رفتن یا نرفتن؟ نشستن یا برخاستن!؟ گفتن یا نگفتن؟ زندگی کردن یا نکردن؟ عشق ورزیدن یا نورزیدن؟ بودن یا نبودن؟ صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء یکشنبه پانزدهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
82
5
«شایسته‌سالاری معکوس» و پیامدهای سازمانی آن می‌گویند: اسکندر پس از حمله به ایران مستأصل بود. از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر می‌فهمند حکومت کنم؟‌ یکی از مشاوران می‌گوید: کتاب‌هایشان را بسوزان، خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که پاسخ داد: نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آن‌ها را که نمی‌فهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آن‌ها که می‌فهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بی‌سوادها و نفهم‌ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ‌گاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده‌ها و با سوادها هم یا به سرزمین‌های دیگر کوچ می‌کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه‌ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد! *تحلیل مدیریتی: استراتژی انهدام از درون (درس اسکندر) ​داستان منسوب به اسکندر و مشاور جوانش، فراتر از یک روایت تاریخی، بیانگر یک فاجعه مدیریتی به نام «جابجایی نخبگان با کوتوله‌های اجرایی» است. در علم مدیریت مدرن، این وضعیت را می‌توان از چند زاویه تحلیل کرد: *شایسته‌سالاری معکوس (Reverse Meritocracy): وقتی جایگاه‌های استراتژیک به افراد فاقد صلاحیت داده می‌شود، این افراد نه بر اساس توانمندی، بلکه بر اساس «بدهکاری به سیستم» وفادار می‌مانند. آن‌ها چون می‌دانند در یک شرایط منصفانه هرگز به چنین جایگاهی نمی‌رسیدند، تمام تلاش خود را صرف حفظ وضع موجود و سرکوب تغییرات می‌کنند. *فرار مغزها و هزینه‌ی فرصت: مدیری که نخبگان را به کارهای پست می‌گمارد، عملاً دارایی‌های فکری سازمان را به «زباله» تبدیل می‌کند. نتیجه این استراتژی، مهاجرت سیستماتیک استعدادهاست. سازمان (یا جامعه) هزینه تربیت نیروی متخصص را می‌پردازد، اما سود آن را رقیب یا کشورهای دیگر می‌برند. *انزوای سازمانی و مرگ نوآوری: افراد باسواد و بافهم در چنین ساختاری دچار «فرسودگی شغلی» و «انزوای خودخواسته» می‌شوند. وقتی پاداش با عملکرد و تخصص رابطه معکوس داشته باشد، سکوت جایگزین خلاقیت می‌شود و سازمان از درون تهی می‌گردد. پایداری ظاهری، فروپاشی تدریجی: اگرچه مشاور اسکندر این روش را راهی برای جلوگیری از «طغیان» می‌داند، اما در مدیریت استراتژیک، این یک پیروزی کوتاه‌مدت و شکست بلندمدت است. ساختاری که توسط افراد ناتوان اداره شود، در برابر کوچک‌ترین بحران‌های خارجی (اقتصادی، سیاسی یا رقابتی) به شدت شکننده است و در نهایت فرو می‌پاشد. *​نکته مدیریتی: اگر در مجموعه‌ای دیدید که افراد کوچک در صندلی‌های بزرگ نشسته‌اند و متخصصان در حاشیه هستند، بدانید آن سازمان نه در حال مدیریت، بلکه در حال «تخریب برنامه‌ریزی شده» است. و حال به اطراف خود و ادارات و سازمان ها و شرکت های بزرگ نگاه کنید چه می بینید؟! ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 771
6
یک طلوع زیبای خورشید دیگر. یک صبح رویایی دیگر، یک شروع نو و آغاز دوباره ای دیگر، یک هوای تازه دیگر و یک فرصتی دوباره برای نفس
یک طلوع زیبای خورشید دیگر. یک صبح رویایی دیگر، یک شروع نو و آغاز دوباره ای دیگر، یک هوای تازه دیگر و یک فرصتی دوباره برای نفس کشیدن و بودن و عشق ورزیدن و زندگی را زندگی کردن، و امروز رویا چیست و مقصد کجاست و نگاه و ذهن در پی چی می گردد و دل به کدامین سو می رود؟! صبح زیباست و پر از بوی عطر و زیبایی و در هر صبح، صبح را به گونه دیگری ببینیم و با لحظه هایش همراه شویم، صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء شنبه چهاردهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
76
7
نعمت‌هایتان را بشمارید! چقدر کم از این موعظه‌ی ساده بهره می‌بریم؛ به طور معمول آنچه داریم و آنچه می‌توانیم بکنیم از حیطه‌ی آگاهی‌مان می‌گریزد، آنچه نداریم با نمی‌توانیم بکنیم، دل‌مشغولمان می‌کند و دلواپسی‌های ناچیز و خطر از دست دادن اعتبار و غرورمان، آنچه داریم را کوچک جلوه می‌دهد. با یادآوری مرگ فرد به مرتبه‌ی قدردانی و امتنان از موهبت‌های بی‌شمار هستی گام می‌گذارد. منظور رواقیون هم از عبارت «اگر می‌خواهید چگونه زیستن را بیاموزید درباره‌ی مرگ بیندیشید.» همین بوده است. پس این دستور فراخوانی بیمارگونه برای توجه به مرگ نیست بلکه مقصود این است که با اصرار به تمرکز بر این زمینه، هستی آگاهانه می‌شود و زندگی باشکوه‌تر. به قول سانتایانا: «پس زمینه‌ی سیاه و تیره‌ی مرگ، رنگ‌های لطیف زندگی را با همه‌ی خلوصشان آشکار می‌کند و به چشم می‌آورد. #روان‌درمانی_اگزیستانسیال #اروین_د_یالوم ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 827
8
پشت دیوار سکوت شب، فریاد و اواز صبحست که با کنار رفتن پرده سیاه شب و طلوع خورشید، می شکند و فرو می پاشد و می پیچد صدای ظلمت ش
پشت دیوار سکوت شب، فریاد و اواز صبحست که با کنار رفتن پرده سیاه شب و طلوع خورشید، می شکند و فرو می پاشد و می پیچد صدای ظلمت شکن پرنده های عاشق رها شده از سکوت و سیاهی در میان کوه و جنگل و دشت و دریا و کویر و آسمان و می رود تا هر جا که گوشی برای شنیدن و دلی برای لرزیدن و ذهن و چشمی برای بیدار شدن و قدمی و توانی برای رفتن و نفس کشیدن هست، و این قصه ای است که در هر صبح گفته و روایت می شود، یک تکرار که اگر رویایی همراهش نباشد، امروز و دیروز و این فصل با ان فصل رفته، هیچ تفاوتی نخواهد داشت. صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء جمعه سیزدهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
86
9
۲۱ درس برای قرن ۲۱ مروری بر کتاب #۲۱_درس_برای_قرن_۲۱  اثر #یووال_نوح_هراری *تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنید که هوش مصنوعی، اتوماسیون، زیست‌فناوری، شبکه‌های اجتماعی و تحولات اقتصادی با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییرند. شغل‌ها دگرگون می‌شوند، اطلاعات لحظه‌ای تولید می‌شود و بسیاری از باورهایی که زمانی قطعی به نظر می‌رسیدند، دوباره زیر سؤال می‌روند. *در چنین جهانی، سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که «چه چیزهایی می‌دانیم؟»؛ بلکه این است که برای جهانی که هنوز نمی‌دانیم چگونه خواهد بود، چگونه آماده شویم؟ * هراری در «۲۱ درس برای قرن ۲۱» برخلاف «انسان خردمند» که بیشتر به گذشته بشر و «انسان خداگونه» که بیشتر به آینده او می‌پردازد، نگاه خود را بر مسائل و چالش‌های زمان حال متمرکز می‌کند؛ از فناوری و سیاست گرفته تا آموزش، ملی‌گرایی، مهاجرت، تروریسم، دین، حقیقت، عدالت و معنای زندگی. *یکی از محوری‌ترین بحث‌های کتاب، انقلاب فناوری است. هوش مصنوعی و اتوماسیون ممکن است فقط برخی مشاغل را حذف نکنند؛ بلکه ساختار بازار کار را نیز تغییر دهند. در گذشته، انسان می‌توانست با یادگیری یک مهارت جدید از شغلی به شغل دیگر منتقل شود؛ اما اگر سرعت تغییر فناوری از سرعت یادگیری انسان بیشتر شود، مسئله فقط «بیکاری» نیست؛ بلکه ممکن است با پدیده‌ای روبه‌رو شویم که می‌توان آن را بی‌اعتبار شدن سریع مهارت‌ها دانست. * از این منظر، یکی از مهم‌ترین توانایی‌های قرن ۲۱، سازگاری با تغییر است. دانشی که امروز ارزشمند است، ممکن است چند سال دیگر اهمیت سابق را نداشته باشد. بنابراین آموزش واقعی نباید فقط انتقال اطلاعات باشد؛ باید توانایی یادگیری، فراموش کردن و دوباره یاد گرفتن را در انسان تقویت کند. * اما برای سازگار شدن با جهان بیرون، ابتدا باید خودمان را بهتر بشناسیم. هراری بر اهمیت خودشناسی تأکید می‌کند؛ شناخت احساسات، ترس‌ها، خواسته‌ها و نقاط ضعف. زیرا در دنیایی که الگوریتم‌ها می‌توانند رفتار ما را تحلیل و حتی پیش‌بینی کنند، کسی که خودش را نمی‌شناسد، ممکن است بیش از آنچه تصور می‌کند تحت تأثیر دیگران و فناوری قرار بگیرد. * فناوری فقط شغل ما را تغییر نمی‌دهد؛ توجه و تصمیم‌های ما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌ها می‌توانند تشخیص دهند چه چیزی ما را هیجان‌زده، خشمگین یا سرگرم می‌کند. بنابراین در عصر دیجیتال، یک سرمایه مهم انسان دیگر فقط «اطلاعات» نیست؛ بلکه توانایی مدیریت توجه و ذهن است. * اینجا پرسش مهمی درباره آزادی مطرح می‌شود: اگر سیستم‌های هوشمند بتوانند ما را بهتر از خودمان پیش‌بینی کنند، تا چه اندازه انتخاب‌های ما واقعاً انتخاب‌های خودمان هستند؟ * فناوری همچنین می‌تواند مسئله نابرابری را پیچیده‌تر کند. دسترسی نابرابر به سرمایه، داده، آموزش و فناوری ممکن است شکاف میان افراد و جوامع را افزایش دهد. در آینده، تفاوت فقط میان «ثروتمند و فقیر» نخواهد بود؛ بلکه ممکن است میان کسانی باشد که می‌توانند خود را با تغییرات فناوری هماهنگ کنند و کسانی که از این تغییرات عقب می‌مانند. * از سوی دیگر، بسیاری از چالش‌های قرن ۲۱ مرز جغرافیایی نمی‌شناسند. تغییرات اقلیمی، بیماری‌های فراگیر، فناوری و برخی بحران‌های اقتصادی و امنیتی، مسائلی جهانی‌اند. بنابراین حل بسیاری از مشکلات بزرگ، نیازمند همکاری فراتر از مرزهای ملی است. * یکی از جذاب‌ترین بحث‌های کتاب نیز به اطلاعات و حقیقت مربوط می‌شود. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی داریم؛ اما اطلاعات بیشتر الزاماً به معنای تصمیم‌گیری بهتر نیست. اخبار جعلی، تبلیغات، اطلاعات ناقص و روایت‌های احساسی می‌توانند ذهن انسان را از واقعیت دور کنند. * بنابراین یکی از مهارت‌های حیاتی عصر اطلاعات، توانایی تشخیص تفاوت میان واقعیت، نظر، تبلیغ و روایت است. در چنین جهانی، گفتن «نمی‌دانم» الزاماً نشانه ضعف نیست؛ گاهی نشانه بلوغ فکری است. انسانی که می‌پذیرد پاسخ همه پرسش‌ها را نمی‌داند، آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد. *این مسئله به آموزش نیز مربوط می‌شود. آموزش قرن ۲۱ نباید انسان را فقط به حفظ کردن پاسخ‌ها عادت دهد؛ باید به او یاد بدهد چگونه سؤال درست بپرسد، اعتبار اطلاعات را ارزیابی کند، با ابهام کنار بیاید و در شرایط جدید دوباره یاد بگیرد. *برای مدیران، پیام کتاب بسیار کاربردی است. سازمان آینده به کارکنانی نیاز دارد که صرفاً مجری دستورها نباشند؛ بلکه بتوانند مسئله را تشخیص دهند، یاد بگیرند، با تغییر سازگار شوند و در شرایطی که پاسخ مشخصی وجود ندارد، تصمیم بگیرند ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 977
10
‍ ۲۱ درس برای قرن ۲۱ مروری بر کتاب #۲۱_درس_برای_قرن_۲۱ (21 Lessons for the 21st Century) اثر یووال نوح هراری (Yuval Noah Harari) نشر: گاهنامه مدیر *تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنید که هوش مصنوعی، اتوماسیون، زیست‌فناوری، شبکه‌های اجتماعی و تحولات اقتصادی با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییرند. شغل‌ها دگرگون می‌شوند، اطلاعات لحظه‌ای تولید می‌شود و بسیاری از باورهایی که زمانی قطعی به نظر می‌رسیدند، دوباره زیر سؤال می‌روند. *در چنین جهانی، سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که «چه چیزهایی می‌دانیم؟»؛ بلکه این است که برای جهانی که هنوز نمی‌دانیم چگونه خواهد بود، چگونه آماده شویم؟ * هراری در «۲۱ درس برای قرن ۲۱» برخلاف «انسان خردمند» که بیشتر به گذشته بشر و «انسان خداگونه» که بیشتر به آینده او می‌پردازد، نگاه خود را بر مسائل و چالش‌های زمان حال متمرکز می‌کند؛ از فناوری و سیاست گرفته تا آموزش، ملی‌گرایی، مهاجرت، تروریسم، دین، حقیقت، عدالت و معنای زندگی. *یکی از محوری‌ترین بحث‌های کتاب، انقلاب فناوری است. هوش مصنوعی و اتوماسیون ممکن است فقط برخی مشاغل را حذف نکنند؛ بلکه ساختار بازار کار را نیز تغییر دهند. در گذشته، انسان می‌توانست با یادگیری یک مهارت جدید از شغلی به شغل دیگر منتقل شود؛ اما اگر سرعت تغییر فناوری از سرعت یادگیری انسان بیشتر شود، مسئله فقط «بیکاری» نیست؛ بلکه ممکن است با پدیده‌ای روبه‌رو شویم که می‌توان آن را بی‌اعتبار شدن سریع مهارت‌ها دانست. * از این منظر، یکی از مهم‌ترین توانایی‌های قرن ۲۱، سازگاری با تغییر است. دانشی که امروز ارزشمند است، ممکن است چند سال دیگر اهمیت سابق را نداشته باشد. بنابراین آموزش واقعی نباید فقط انتقال اطلاعات باشد؛ باید توانایی یادگیری، فراموش کردن و دوباره یاد گرفتن را در انسان تقویت کند. * اما برای سازگار شدن با جهان بیرون، ابتدا باید خودمان را بهتر بشناسیم. هراری بر اهمیت خودشناسی تأکید می‌کند؛ شناخت احساسات، ترس‌ها، خواسته‌ها و نقاط ضعف. زیرا در دنیایی که الگوریتم‌ها می‌توانند رفتار ما را تحلیل و حتی پیش‌بینی کنند، کسی که خودش را نمی‌شناسد، ممکن است بیش از آنچه تصور می‌کند تحت تأثیر دیگران و فناوری قرار بگیرد. * فناوری فقط شغل ما را تغییر نمی‌دهد؛ توجه و تصمیم‌های ما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌ها می‌توانند تشخیص دهند چه چیزی ما را هیجان‌زده، خشمگین یا سرگرم می‌کند. بنابراین در عصر دیجیتال، یک سرمایه مهم انسان دیگر فقط «اطلاعات» نیست؛ بلکه توانایی مدیریت توجه و ذهن است. * اینجا پرسش مهمی درباره آزادی مطرح می‌شود: اگر سیستم‌های هوشمند بتوانند ما را بهتر از خودمان پیش‌بینی کنند، تا چه اندازه انتخاب‌های ما واقعاً انتخاب‌های خودمان هستند؟ * فناوری همچنین می‌تواند مسئله نابرابری را پیچیده‌تر کند. دسترسی نابرابر به سرمایه، داده، آموزش و فناوری ممکن است شکاف میان افراد و جوامع را افزایش دهد. در آینده، تفاوت فقط میان «ثروتمند و فقیر» نخواهد بود؛ بلکه ممکن است میان کسانی باشد که می‌توانند خود را با تغییرات فناوری هماهنگ کنند و کسانی که از این تغییرات عقب می‌مانند. * از سوی دیگر، بسیاری از چالش‌های قرن ۲۱ مرز جغرافیایی نمی‌شناسند. تغییرات اقلیمی، بیماری‌های فراگیر، فناوری و برخی بحران‌های اقتصادی و امنیتی، مسائلی جهانی‌اند. بنابراین حل بسیاری از مشکلات بزرگ، نیازمند همکاری فراتر از مرزهای ملی است. * یکی از جذاب‌ترین بحث‌های کتاب نیز به اطلاعات و حقیقت مربوط می‌شود. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی داریم؛ اما اطلاعات بیشتر الزاماً به معنای تصمیم‌گیری بهتر نیست. اخبار جعلی، تبلیغات، اطلاعات ناقص و روایت‌های احساسی می‌توانند ذهن انسان را از واقعیت دور کنند. * بنابراین یکی از مهارت‌های حیاتی عصر اطلاعات، توانایی تشخیص تفاوت میان واقعیت، نظر، تبلیغ و روایت است. در چنین جهانی، گفتن «نمی‌دانم» الزاماً نشانه ضعف نیست؛ گاهی نشانه بلوغ فکری است. انسانی که می‌پذیرد پاسخ همه پرسش‌ها را نمی‌داند، آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد. *این مسئله به آموزش نیز مربوط می‌شود. آموزش قرن ۲۱ نباید انسان را فقط به حفظ کردن پاسخ‌ها عادت دهد؛ باید به او یاد بدهد چگونه سؤال درست بپرسد، اعتبار اطلاعات را ارزیابی کند، با ابهام کنار بیاید و در شرایط جدید دوباره یاد بگیرد. * برای مدیران، پیام کتاب بسیار کاربردی است. سازمان آینده به کارکنانی نیاز دارد که صرفاً مجری دستورها نباشند؛ بلکه بتوانند مسئله را تشخیص دهند، یاد بگیرند، با تغییر سازگار شوند و در شرایطی که پاسخ مشخصی وجود ندارد، تصمیم بگیرند. ✅دریچه کتاب @daricheketab
1
11
دیوار سکوت شب را می شکند صدای نغمه و اواز پر از شور عشق پرنده ای که با طلوع خورشید رها شده از قفس سیاه شب، دل به اسمان سپرده
دیوار سکوت شب را می شکند صدای نغمه و اواز پر از شور عشق پرنده ای که با طلوع خورشید رها شده از قفس سیاه شب، دل به اسمان سپرده و بال می زند و نفس می کشد هوای تازه ای را که بوی عطر عشق و امید می دهد، و می رود بسوی رویایش که هر چه بال می زند به اوج آسمان و انجا که رویایش هست نمی رسد، و اما بال می زند، بال می زند، که به این امید هر صبح چشم باز می کند صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء پنجشنبه دوازدهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
99
12
ناگهان دلم خواست به چشمانت نگاه کنم و چشم ببندم و خواب روم بوی عطرت را شنیدم حس کردم در هوایی که تو هستی نفس می کشم و چشمانت آئینه ای است روبرویم اما همه جا تاریک بود اثری از چشم و نگاهت نبود و حیاط و باغچه در تاریکی پر شده بود از بوی عطر تن محبوبه شب فکر می کردم هستی، اما نبودی فقط بویت بود و جایت خالی... محمد رضا شوق الشعراء ۱۴۰۵/۶/۱۲ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
118
13
مردی که شنلش، تمامِ هستی‌اش بود آکاکی آکاکیویچ، کارمندی کوچک و بی‌صدا بود که جهان، او را نمی‌دید. تمامِ زندگی‌اش در همین دایره‌ی کوچک خلاصه می‌شد: نسخه‌برداری از نامه‌ها، خوردنِ ناهاری بی‌مزه و خوابیدن. اما وقتی یک روز تصمیم گرفت شنلی نو بدوزد، زندگی‌اش ناگهان معنا پیدا کرد. او ماه‌ها از نان شب زد، از گرمایشِ خانه گذشت و تمامِ وجودش را به تار و پودِ آن شنل گره زد. روزی که شنل را پوشید، آکاکی دیگر آن مردِ کوچکِ تحقیرشده نبود؛ او صاحبِ یک «هویت» بود. تراژدی داستان، دزدیده شدنِ شنل نیست؛ تراژدی اینجاست که وقتی شنل رفت، آکاکی هم انگار دیگر دلیلی برای نفس کشیدن نداشت. گوگول با این روایتِ تلخ، نشان می‌دهد که گاهی «چیزها» تنها پلِ اتصالِ آدم‌های نامرئی به جهانِ واقعی هستند. وقتی پل بشکند، آن‌ها دیگر نمی‌دانند چگونه به زندگی برگردند... #شنل» #نیکلای_گوگول ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 709
14
صبح برای (پرنده) عاشق از میان وحشت و تاریکی شب گذشته ای که عشق و رویایی دارد و با رنج بیداری به سپیده صبح رسیده و به تماشای ط
صبح برای (پرنده) عاشق از میان وحشت و تاریکی شب گذشته ای  که عشق و رویایی دارد و  با رنج بیداری به سپیده صبح رسیده و به تماشای طلوع و برآمدن خورشید ایستاده، زییاست و همه لحظه هایش خواستنی و دوست داشتنی و پر از فرصت است، فرصت هایی که همیشگی نیستند و در لحظه ای هستند و در لحظه ای از دست می روند، انگونه که انگارهیچگاه نبوده اند و فقط حسرتش باقی می ماند برای انکس که فرصت هست را هم بخاطر فرصت نیست شده از دست می دهد صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء چهار شنبه یازدهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
124
15
یک بیمار مبتلا به سرطان در فرآیند روان درمانی می‌گفت: «سرطان، اختلالات روانی را درمان می‌کند.»‌ گویی ابتلا به يک بیماری سخت مثل سرطان باعث می‌شود جزئیات رفتار سایرین و به طور کلی «جزئیات زندگی»، اهمیت خود را از دست بدهد. چون افراد، خود را در تقابل و رویارو با مرگ می‌بینند، پس عمیقا درک می‌کنند که فرصت کم است. آنها به جای درگیر کردن خود با جزئیات رفتار سایرین و اتفاقات روزمره و متعاقبا دچار اختلالات روانی شدن، کلیت و معنای کلی زندگی را می‌بینند. چون فکر می‌کنند فرصتی برای پرداختن به جزئیات ندارند. گویی درک گذرا و کوتاه بودن زندگی باعث می‌شود بیماران دریابند که حیف است زمان کوتاهی که دارند را صرف جزئیات بی‌ارزش کنند. چقدر از اضطراب‌ها و افسردگی‌ها و استرس‌های ما ناشی از پرداختن به جزئیات رفتار اطرافیانمان است! تنها تفاوت بیمارِ مبتلا به سرطان و فرد سالم در این است که شخص بیمار، واقعیت گذرا و کوتاه بودن زندگی را عمیقا باور کرده، چون در بدنش دلیلی برای تایید آن وجود دارد؛ اما فرد سالم این حقیقت را عمیقا باور ندارد. حتی اگر به زبان آن را تایید کند. پس فرد سالم چنان با جزئیات خود را درگیر می‌‌کند که انگار هزاران هزار سال دیگر برای پرداختن به مسائل مهم‌تر فرصت دارد. #روان‌_درمانی_اگزیستانسیال #اروین_د_یالوم ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 540
16
سحر، همه شب میان سکوت و سیاهی، در انتظار سپیده می ماند و با صدای قدم های سپیده خواب می رود و رسیدن به صبح و دیدن طلوع خورشید،
سحر، همه شب میان سکوت و سیاهی، در انتظار سپیده می ماند و با صدای قدم های سپیده خواب می رود و رسیدن به صبح و دیدن طلوع خورشید، همچنان رؤیایی دست نایافتنی می ماند، همچون که برای سپیده رویاست سحر و آنچه که بین سحر و سپیده هست، فقط لحظه هایی است خاص و ناب، که نه با سحر است و نه با سپیده و سرشار از شور است و عشق و شوق و حس خوبی بی پایان، که نفس می شود هوایش برای رگ های بسته و  راهیان نفس بریده عاشق رفتنی که از سحر دل می کنند و به سپیده می رسند صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء سه شنبه دهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
148
17
در اردوگاهی که فردا معلوم نبود وجود دارد یا نه؛ آن‌هایی دوام آوردند که دلیلی برای زنده ماندن داشتند، نه شرایطی بهتر. #انسان_در_جستجوی_معنا #ویکتور_فرانکل ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 912
18
صدا. رنگ. نور. حرکت، و این آغاز نمایش خیره کننده و زیبا و رویایی خورشید در طلوع دوباره هست برای شروع یک روز خوب دیگر، روزی سر
صدا. رنگ. نور. حرکت، و این آغاز نمایش خیره کننده و زیبا و رویایی خورشید در طلوع دوباره هست برای شروع یک روز خوب دیگر، روزی سرشار از بی نهایت تصویر و بوسعت هزاران هزار لحظه ناب، که هر لحظه اش می تواند شروع و پایان یک حکایت و یک عشق و یک تولد و یک حادثه و یک مرگ و زندگی و اسارت و آزادی باشد، لحظه هایی که مدام می ایند و ردی برجای می گذارند و می گذرند و می روند و هستند و نیستند، و بهترین لحظه همان لحظه ای هست که الان هست و با ان هستی صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء دوشنبه نهم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
158
19
آنچه را آگاهانه از آن مى‌گريزيم، ناآگاهانه دوباره به سويش مى‌رويم؛ گويى روان، چيزى را كه نتوانسته بفهمد، مدام به صحنه‌ى زندگى باز مى‌گرداند تا شايد اين بار پايان ديگرى برايش بنويسد. #فروید ✅دریچه کتاب @daricheketab
1 856
20
نسیم از میان سیاهی شب می گذرد و می رسد به صبح و با طلوع خورشید، می پیچد لای تن شبنم زده یاس سپیدی که رها شده از تاریکی، در آغ
نسیم از میان سیاهی شب می گذرد و می رسد به صبح و با طلوع خورشید، می پیچد لای تن شبنم زده یاس سپیدی که رها شده از تاریکی، در آغوشش می رقصد و بوی عطر تنش را که بوی عشق می دهد با خود می برد  بسوی نفس های خسته ای که در هوای صبح، بهانه ای برای دوباره جان گرفتن و  ادامه دادن و رفتن و گذشتن و از پای نیافتادن می خواهند، گاه بهانه یک بوی است، گاه یک تصویر، گاه یک صدا، گاه یک نگاه و گاه یک رویا صبح بخیر سلام محمدرضا شوق الشعراء یکشنبه هشتم شهریور  ۱۴۰۵ ✅توفان یزد @Toofaneyazd
185