,دنیایسوفی؛
Відкрити в Telegram
فعلا باشیم تا ببینیم چی میشه؛ ناشناس: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN @Melinadaily_bot
Показати більше189
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
189
تنها شانسی که تو زندگیم آوردم اینِ که پسرداییم شباهت زیادی به شایع داره و میتونم باهاش شوآف کنم🌚
189
بهم گفت که بهت نگم. گفت اگه بهت بگم فقط سکوت میکنی. هیچی نمیگی و زل میزنی بهم. بهم گفت تو بیحسی، بخاطر همینه که فقط سکوت میکنی و بهم زل میزنی و تو نگاهت پر از حرفِ. راست میگه؟! تو بیحسی؟! فکر نکنم..
تو هیچوقت من نبودی. جای من نبودی، حتی نتونستی برای لحظههای کوتاهی مثل من باشی. تو هیچوقت فرار نکردی. همش موندی و جنگیدی. موندی و جنگیدی. موندی!
ولی من همش فرار کردم. از خودم به تو. از حال بد به حال خوب. از اونی که دوستم داشت به اونی که دوستم نداشت. اره من فرار کردم. فرار کردم از اونی که دوستش داشتم.
من گند زدم، شاید یچی بدتر از گند. دلم میخواست مثل تو باشم. میخواستم منم بمونم بجنگم. من فرار کردم که گم نشم ولی شدم. فکر میکردم بعد از اینکه فرار کردم گم شدم. اما نه من زودتر از این گم شده بودم. الان فهمیدم. بعد از این همه مدت فهمیدم. من خیلی وقته گم شدم. ازت ناراحتم. تو میدونستی من کجا گم شدم و نیومدی دنبالم. میدونستی مجبور میشم فرار کنم، ولی جلومو نگرفتی..
الان خوبی؟ حالت خوبه؟ جایی که رفتی خوشمیگذره؟ چشمات دیگه بارونی نیستن که؟ حواسشون بهت هست؟ بغلت میکنن؟ کسی جز تو اونجا هست؟ هنوز حرفای تو دلِتو مینویسی؟ اونا میدونن حرفات همش واقعیتِ؟ عکسی که بهت دادم همراهته؟ اونجایی که رفتی دریا داره؟ یعنی هنوز دلت دریاست؟ میشنوی صدامو؟ اصلا میبینی منو؟! نه، فکر نکنم. چون بهم گفت که بهت نگم اما من گفتم. کاش نمیگفتم. نگو این حرفا رو از من شنیدی. بهش نگو که بهت گفتم!
"بهم گفت که بهت نگم.."
