قصه
Відкрити в Telegram
با صدایی ناتوانتر زآنکه بیرون آید از سینه راویان قصههای رفته از یادیم.
Показати більше465
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+230 день
Архів дописів
465
این آهنگ رو داریوش خونده ولی خانم گوگوش به زیبایی در اجرایی تمرینی، این آهنگ رو بازخوانی میکنن:)
465
تو این یکی دو هفتهی گذشته (مخصوصا بعد از خوندن کتاب مرگ ایوان ایلیچ) سوالی که هر روز بش فکر میکنم اینه که آیا واقعا زندگیی وجود دارد که ارزش زیستن داشته باشد؟؟؟؟
465
خانم میم که تقریبا خانم مسنی هم هست با شوق به آقای نون که جوان است گفت: این کتاب ابن سینا رو عرب دونسته.(احتمالا خواسته بود سر صحبت را باز کند) و در ادامه پارگراف مربوطه رو خواند. آقای نون که حوصلهی صحبت نداشت با لحنی خشک گفت: خب زبان نوشتن ابن سینا عربی بوده.
خانم میم (شاید) توقع داشت که بحث به مام وطن و میهن و ایران و اعراب و جمهوری اسلامی و... برسه اما نشد. بحثی شکل نگرفت. بعد از سکوتی کوتاه، نون لبخندی مصنوعی زد و نهایت ابراز احساسش نسبت به نیاز میم این بود که زیاد سخت نگیرید.
@Qessehh
