fa
Feedback
قصه

قصه

رفتن به کانال در Telegram

‏با صدایی ناتوان‌تر زآنکه بیرون آید از سینه راویان قصه‌های رفته از یادیم.

نمایش بیشتر
465
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
اجرای زنده‌ی ماکان اشگواری در عمارت روبرو @Qessehh

این آهنگ رو داریوش خونده ولی خانم گوگوش به زیبایی در اجرایی تمرینی، این آهنگ رو بازخوانی میکنن:)

تو این یکی دو هفته‌ی گذشته (مخصوصا بعد از خوندن کتاب مرگ ایوان ایلیچ) سوالی که هر روز بش فکر میکنم اینه که آیا واقعا زندگیی وجود دارد که ارزش زیستن داشته باشد؟؟؟؟

مرحله‌ی آخر: پذیرش @Qessehh

مرحله‌ی چهارم: افسردگی @Qessehh

مرحله‌ی سوم: جدال @Qessehh

مرحله‌ی دوم: خشم @Qessehh

مرحله‌ی اول: انکار @Qessehh

انگار یکی از دوستامونو از دست دادیم. چندلر بینگ عزیز عزیزم💔

خانم میم که تقریبا خانم مسنی هم هست با شوق به آقای نون که جوان است گفت: این کتاب ابن سینا رو عرب دونسته.(احتمالا خواسته بود سر صحبت را باز کند) و در ادامه پارگراف مربوطه رو خواند. آقای نون که حوصله‌ی صحبت نداشت با لحنی خشک گفت: خب زبان نوشتن ابن سینا عربی بوده. خانم میم (شاید) توقع داشت که بحث به مام وطن و میهن و ایران و اعراب و جمهوری اسلامی و... برسه اما نشد. بحثی شکل نگرفت. بعد از سکوتی کوتاه، نون لبخندی مصنوعی زد و نهایت ابراز احساسش نسبت به نیاز میم این بود که زیاد سخت نگیرید. @Qessehh

photo content