1 152
Підписники
+324 години
-87 днів
-1530 день
Архів дописів
غربت قرآن در زندگی امروز ما
✍ انوارالحق مولویزاده
ای دریغا و وا حسرتا…
که در این عهدِ غفلتپرور، کتابی که باید مُحییِ قلوب و مُنیرِ عقول باشد، مهجورِ طاقچهها گشته و محجوبِ سینهها مانده است؛ حضوری دارد در ظاهر، و هجرتی دارد در باطن، و این جمعِ ضدّین، خود حکایتِ غربتی است جانسوز و اندوهافزا.
قرآن… این خطابِ ازلی و نداءِ سرمدی، که از افقِ وحی بر جانِ انسان تابید تا عقل را به نورِ یقین بیاراید و دل را به شرابِ حضور بنوازد، امروز در میانِ ماست و با ما نیست؛ تلاوتش بسیار، اما تخلّق به آن اندک؛ صوتش رفیع، اما صبغهاش در جانها ضعیف.
چه بسیار بیوت که به زیورِ او مزیّن است، و چه اندک قلوب که به نورِ او مُستنیر؛ چه بسیار زبانها که به الفاظش مترنّم، و چه اندک جانها که به معانیاش متحقّق؛ و این خود برهانی است واضح بر انفصالِ علم از عمل، و انفکاکِ لفظ از معنا.
گویی میانِ ما و حقیقتِ این کتاب، حجابی از عادت و الفت افکندهاند؛ میخوانیمش، نه از برای فَهم، بلکه از بهرِ رفعِ تکلیف؛ میشنویمش، نه از جهتِ تحوّل، بلکه از برای تبرّک و تعارف؛ و بدینسان، کلامِ الهی در سطحِ صوت میماند و به عمقِ وجود، راه نمییابد.
ای دل!
چه شد آن انجذابِ نخستین، آن اضطرابِ مقدّس، آن خشوعی که چون برق، جان را میگرفت و دیده را به باران مینشاند؟ کجا رفت آن حضور که با آیهای، عالمی در درون منقلب میگشت و انسان را از خویش به حق میکشاند؟
امروز، غربتِ قرآن، غربتِ حضور است در میانِ صورت؛ بُعدی است میانِ دانستن و بودن؛ شکافی است میانِ ادراکِ ذهنی و تحقّقِ وجودی؛ و این، نه از قلّتِ وصول، بلکه از فقدانِ قبول است، که ما از او دور نشدیم، بلکه او را در حاشیهٔ حیات نهادیم و متنِ زندگی را به غیر سپردیم.
ای کاش…
بازگشتی باشد، نه به تکرارِ الفاظ، بلکه به تجدیدِ حیات؛ نه به قرائتی عادتگونه، بلکه به قرآنی زیستن؛ آنسان که آیه، نه در زبان، بلکه در جان جاری گردد، و حکم، نه بر صفحه، بلکه بر سلوک حاکم شود.
که اگر چنین گردد…
عقل به نورِ هدایت مُؤیَّد شود، دل به سکینهٔ ایمان مطمئن گردد، و انسان، از کثرتِ پراکندگی به وحدتِ حضور باز آید.
پس پیش از آنکه این غربت، به نسیانی مطلق انجامد… و پیش از آنکه نام بماند و نشان برود… باید که برخیزیم، و از حاشیه به متن آییم و قرآن را، از طاقچه به سینه، و از صوت به سیرت، بازگردانیم.
به امید چنین روزی!
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
☀️روز کتاب بر همگان مبارک!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با سلام به همه همراهان خوب الفباء!
لیست ثبت کتاب مطالعه، به هدف استفاده خدمتتان تقدیم است؛ تا با بهره بردن از این روش، بتوانید کتب مطالعاتی خویش را پیشاپیش نوشته و به شکل مسلسل مطالعه کنید و همچنین در خلال گذشت زمان، با مراجعه به لیست، بدانید چه زمانی چه کتابهایی را در خلال چه مدتزمانی خواندهاید!
▫️الفباء؛ روزنهای به روشنی و کانالی تخصصی در عرصهٔ مطالعه و نویسندگی
#هدیه_الفباء
#کتاب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
Repost from الفباء
❤️ رهنمود زندگی...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 امروز برای آن روز!
✍ صبغت الله جلالی
تصور کنید پیر شدهاید و تقریبا ایام آخر زندگیتان رسیده است. دستهایتان چملک شده است و کمرتان کوز و موهایتان سفید و برفی، و هر بار که میخواهید از جای خود برخیزید، باید از عصا یا دیوار کمک بگیرید؛ اما امروز اتفاق عجیبی افتاده است. به شما یک فرصت دیگر داده شده است، به صورت جادویی بر گشتهاید به سنی که اکنون هستید و دو باره جوان شدهاید؛ البته فقط برای یک روز. چگونه آن روز را سپری خواهید کرد؟ با دوستان و نزدیکان خود چگونه رفتار خواهید کرد؟ روی چه چیزهایی تمرکز خواهید کرد؟ آیا این مسائلی که اکنون شما را نگران کرده، آن وقت برایتان مهم خواهند بود؟ از آن روز چگونه لذت خواهید برد؟
#رهنمود_زندگی
@Alefba99 | الفباء
♦️حکم استخاره با قرآن کریم؟
🔸پرسیدهاند:
آیا استخاره به این شکل درست است که روی چند کاغذ مینويسند و آن ها را بالای قرآن کریم می اندازند و بعد با چشم پت یکی را بر میدارند. همان که برداشتن صحیح میدانند وبه آن عمل میکنند.
🔸الجواب:
نه خیر، این استخاره نه بلکه بختآزمایی است، کاری که در خود قرآن به شدت منع شده و فقها آن را گناه کبیره میگویند وچنین با قرآن عمل کردن، گناه و جفا با قرآن محسوب میشود.
در اسلام، استخاره به شکل واضح مشخص شده است، طوریکه ما را از مراجعه به این کارهای جاهلی بینیاز میسازد.
✍ضیاءاحمد فاضلی مسئول مدرسه احیاءالعلوم
Repost from ایمن العتوم | فارسی
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ هذه سبیلی| این است راه من
🔸 فصل سوم (مطالعه)
◽ قسمت ۸۴
🔸 لیست سر پایی ۸۳ کتاب
در ماه مارس سال ۱۹۹۷ میلادی، پس از سپری کردن هشت ماه زندان به خاطر قطعه شعری که سروده بودم، در شرف آزادی بودم. اشتیاق من برای آزادی، مانند اشتیاق هر زندانی دیگری بود که بی صبرانه ساعتها را برای رسیدن به لحظۀ آزادی میشمارد.
در بحبوحۀ آماده شدنم برای مرتب کردن بقیه لباسها و کاغذها در کیفم، «عکرمه» با اشاره از من خواست اندکی بنشینم و آرام باشم. نمیدانستم از من چه میخواست؛ با اینحال اضطراب و آشفتگیام در جمعآوری وسایل، اشتیاقم برای بیرون رفتن به دنبال آزادی، و اینکه خود را در آخرین لحظات جمعوجور کنم و آمادۀ آزادی باشم، باعث شد از شنیدنِ این گفته طفره بروم و آن را نشنیده بگیرم. با اینحال، لبهایش را که به سختی از زیر موهای ریش و سبیلهای درشت و بلندش دیده میشدند، جمع کرد و قلمی به دست گرفت و تکه کاغذی خواست تا چیزی بر آن بنویسد؛ اما کاغذی نیافت، پس چیزی از تکه کاغذی که از آشپزخانه آورده بود یا چیزی شبیه به آن، و یا ورقی که قسمت سمت راستش را نوشته بود، برید و نیمۀ سمت چپش را تا زد و با عجله شروع کرد به نوشتن چیزی به روی آن تا اینکه بیشترین تعداد... را بنویسد.
من نمیدانستم مشتاق نوشتنِ چه چیزی بر روی کاغذ است؛ اما وسایلم را پیش پایم گذاشتم و خود را وادار کردم به او نزدیک شوم تا ببینم چه میکند. او هر چیزی را که میخواست من از مجموعه کتابهایی که فهم و طرز فکر وی را شکل داده بود بعد از آزادی بخوانم، برایم مینوشت. در عرض چند دقیقه نام ۸۳ عنوان از ارزشمندترین کتابهایی که در زندگی خویش خوانده بود را نوشت و به من توصیه کرد به محض اینکه از زندان رفتم و اوضاع و احوالم روبهراه شد، همۀ آنها را بخوانم. کاغذ حاوی لیست را از دستش گرفتم. خطش که به خط میخی نزدیکتر بود، نشان میداد بدون تمرکز روی خط و طرز نوشتن، افکارش را فشرده و بر ذهنش فشار آورده بود تا در کمترین زمان، بیشترین تعداد ممکن را بنویسد.
من هنوز آن لیست ارزشمند را دارم. این فهرست، شامل کتابهایی از «عطار»، «شیرازی»، «مالک بن نبی»، «جابری»، «روژه گارودی»، «جورج اورول»، «تولستوی»، «رسول حمزاتوف»، «فرانتس فانون» و دیگران بود.
طوری که او توصیه کرده بود، من همه یا بیشتر این کتابها را خواندم. این زیباترین روش وداع با من از سوی دیگر زندانیان و همبندانم بود به هنگامی که قدمهایم را به سمت آستانۀ بیرونی زندان بر میداشتم تا به روی آزادی آغوش بگشایم.
✍️ ایمن العتوم
📖 هذه سبیلی
#راه_و_زندگی
@ayman_Alotoom
Repost from مدرسه احیاءالعلوم هرات
🔲 حجاج عازم ما را با این توصیههای مهم سفارش نمایید:
تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات.
1- توبه، زیرا حج آغاز یک زندگی نو است.
2- جبران حق الناس وبحل داشتی از آنان.
3- اخلاص وللهیت و پرهیز از سر وصدا.
4- مصرف از حلال.
5- تحصیل علم قبل ازسفر ودرجریان آن (هم احکام وهم حکمتها)
6- پرهیز از بدعت ها و خرافات (متابعت سنت)
7- پرهیز از جدال وجنگ لفظی {فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ} [البقرة: 197]
8- اغتنام وقت (جماعتها ونوافل فوت نشود = اجتناب از کوچه گردی)
9- مطالعه یک کتاب در سیرت نبوی(ص) عهد مکی ومدنی آن. (بخاطر حصول معیت درعالَم عاطفه)
10- بازدید از اماکن تاریخساز وتفکر درآنها (حرا، ثور، اُحد، قباء، و..)
11- برگشتی متواضعانه (بدون سروصدا وطمطراق)
12- پرهیز از تشریفات در تحایف (به عوض جای نماز و.. آب زمزم و دعاکافی است)
ـ اگر بیشتر میخواهید: پس، مسواک، کتاب ورساله های دعا را هدیه بدهید!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشههای ناب
#پیام_هفته
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from N/a
اندوه از رنجهای امت و مظلومان، نشانهٔ زنده بودن دل است؛ اما اندوهی که انسان را ناتوان و افسرده سازد، نه به دیگران سود میرساند و نه به خود او.
احساسات سوزان خود را به «انرژی عمل» تبدیل کن: برایشان دعا کن، به اندازه توانت کمک مالی کن، و آگاهی درست را گسترش بده.
آرامش زمانی حاصل میشود که احساس کنی «جزئی از راهحل» هستی، نه صرفاً «ناظری اندوهگین».
ـــــــــــــــــــــ
✍️ د. عبدالکریم بکّار
📝 د. احمدالله مهاجر
🆔 @A_Bakar3
Repost from الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک عاشق کتاب، هرگز از جمعآوری کتابها و شنیدن خبرهای تازه در مورد آنها خسته نمیشود؛ او همیشه در پی خرید کتاب است، مطالعه را دوست دارد و از آنچه در برگهای کتاب نهفته است بهره میبرد. روز یک عاشق کتاب خالی از مطالعه نیست؛ دهها صفحه را ورق میزند تا از فوایدشان سیراب شود و گنجینههایشان را به دست آورد. او میکوشد درک و دانش خویش را از کتابها افزوده، در مفاهیمشان تأمل کند و اندیشههایشان را برای خویش برگزیند. با اینهمه، او همیشه با سطرهای کتاب همصحبت میشود و گنجهای ارزشمند آن را کاوش میکند.
📝 ترجمه از عربی
#کتاب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
Repost from الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک عاشق کتاب، هرگز از جمعآوری کتابها و شنیدن خبرهای تازه در مورد آنها خسته نمیشود؛ او همیشه در پی خرید کتاب است، مطالعه را دوست دارد و از آنچه در برگهای کتاب نهفته است بهره میبرد. روز یک عاشق کتاب خالی از مطالعه نیست؛ دهها صفحه را ورق میزند تا از فوایدشان سیراب شود و گنجینههایشان را به دست آورد. او میکوشد درک و دانش خویش را از کتابها افزوده، در مفاهیمشان تأمل کند و اندیشههایشان را برای خویش برگزیند. با اینهمه، او همیشه با سطرهای کتاب همصحبت میشود و گنجهای ارزشمند آن را کاوش میکند.
#کتاب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشههای ناب
#پیام_هفته
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from تقویم و تاریخ
دهم اپریل
در چنین روزی از سال ۶۷۵ میلادی، «ابو ایوب انصاری» صحابی بزرگوار پیامبرمان در حومۀ قسطنطنیه درگذشت.
ابو ایوب انصاری در آن روز بیش از صد سال عمر داشت و با آنکه تا آن روز خدمات بزرگی برای اسلام و مسلمانان انجام داده بود، اما حاضر نشد خود را بازنشسته بداند و از رفتن به جهاد پا پس کشد؛ لذا به جهاد رفت تا خداوند متعال ضمن پاداش صحابی بودن، پاداش شهادت را نیز نصیب وی بگرداند. همین است فرق عمدهای که میان ما و مسلمانان صدر اسلام است؛ آنان اسلام را همۀ زندگیشان میدانستند و نه جزئی از آن. خداوند ما را ببخشد.
ابو ایوب انصاری از نخستین آوان، زندگی اسلامی را برگزید و طبق آن زیست. ایشان به بیعت عقبه حضور داشت و هیچ غزوهای را ترک نکرد و در همه غزوات در کنار پیامبر اسلام به جهاد و مبارزه پرداخت. این شرف و افتخاری است که میبایست بر آن غبطه خورد؛ اما شرف و افتخاری که حتی بقیۀ صحابه هم بر آن غبطه میخوردند، این بود که پیامبر اسلام روزی که به مدینه تشریف فرما شدند، به خانۀ ابو ایوب آمد و تا هنگامی که مسجد نبوی و خانههای پیامبر ساخته شد، در خانۀ ابو ایوب منزل گرفتند و دران روز به ابو ایوب گفتند: ای ابو ایوب برای ما جایی در خانهات فراهم کن.
آه چه چانسی ای ابو ایوب! به خانهات میروی تا برای پیامبر محبوب جای بودوباشی فراهم کنی؛ ببین سید مخلوقات عالم مهمانت شده است.
در اثنای فراهم کردنِ جای بودوباش برای پیامبر، ابو ایوب متوجه امری اساسی شد. خانۀ وی متشکل از دو طبقه بود که بنا به عادت، مهمان در طبقۀ پایین خانه جابهجا میشد و اهل خانه در طبقۀ بالا؛ اما ابو ایوب این عادت را تغییر داد و خود به طبقۀ پایین سکنی گزید و طبقۀ بالا را برای پیامبر مهیا ساخت و گفت: ای پیامبر خدا! من نمیتوانم به روی سقفی پا بگذارم که شما زیر آن قرار داشته باشید. بفرمایید شما به طبقۀ بالا بروید و ما به طبقۀ پایین خواهیم بود.
مادر ایوب برای پیامبر غذا آماده میساخت و سپس منتظر میماندند تا پیامبر از غذاخوردن فارغ شوند و بعد آنان بعد از پیامبر از غذا تناول نمایند. این از فقر و تهیدستیشان نبود؛ زیرا وضع مالی ابو ایوب خوب بود؛ بلکه برای آن بود تا او و همسرش بعد از پیامبر از جایی غذا بخورند که پیامبر غذا خورده و به قسمتی از ظرف دست بگذارند که پیامبر دستِ مبارکِشان را گذاشته بود.
گوارا باد برای ابو ایوب سقف و خانهای که بالای سرش پیامبر بنشیند و گوارا باد برای او و همسرش لقمهای که از جای دست پیامبر برگیرند!
آیا ابو ایوب میداند که ما حاضریم برای بهای همان لقمه، همۀ دنیا را بدهیم؟!
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
Repost from مدرسه احیاءالعلوم هرات
💓قابل توجه همشهریان عزیز!
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
🔸جزوه حج آسان، از بندهی حقیر (ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسهی احیاءالعلوم هرات) در سالهای گذشته، ۸ بار چاپ و به حجاج توزیع شده است.
🔸اخیرا آن را به سایز مبایل آماده کردم.
🔸انشاءالله، به درد حجاجی که بتوانند از روی مبایل بخوانند میخورد.
💌برای دوستان تان که عازم بیت الله هستند، هدیه بدهید و در ثواب آن شریک شوید.
🎁اهدایی مدرسه احیاءالعلوم هرات.
🤲نویسنده را از دعای خیر فراموش نفرمایید.
♦️ نماز استخاره و دعای آن
💓به نام الله و با درود بر رسول الله و آل و اصحاب شان.
🔸جابر بن عبد الله رضی الله عنهما مىگويد: رسول الله صلی الله علیه و سلم استخاره را در هركارى همانند سوره اى از قرآن به ما مى آموخت و ميفرمود: هرگاه يكى از شما خواست كارى انجام دهد، غير از نماز فرض، دو ركعت نماز (نافله) بخواند، سپس [این دعا را]بخواند:
🔸اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ العَظِيمِ؛ فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلاَ أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلاَ أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلاَّمُ الغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأمْرَ - وَيُسَمِّي حَاجَتَهُ - خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي – أَوْ قَالَ: عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي ثمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي – أَوْ قَالَ: عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ – فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ وَاقْدُرْ لِيَ الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ)
🔸ترجمه:
اى الله! به وسيله ى علمت از تو طلب خير مى كنم، و بوسيله ى قدرتت از تو توانايى مى خواهم، از تو فضل بسيارت را مسألت مى نمايم، زيرا تو توانايى و من ناتوان، و تو مى دانى و من نمى دانم، و تو داننده ى امور پنهان هستى. الهى! اگر در علم تو اين كار 《این جا حاجت خود را نام ببرد》 باعث خير من در دين و آخرت است [يا مى گويد: در حال و آينده ى كارم] آن را برايم مقدور و آسان بگردان، و در آن بركت عنايت فرما، و چنانچه در علم تو اين كار برايم در دنيا و آخرت باعث بدى است [يا مى گويد: در حال و آينده ى كارم] پس آن را از من، و مرا از آن، منصرف بگردان، و خير را براى من هر كجا كه هست مقدّر نما، و آنگاه مرا به آن راضی بگردان.
🔶چند تذکر:
۱- استخاره در کارهایی مانند: سفر، ازدواج، معامله و مثل آن انجام می شود، نه در اموری که فرض است، مانند: نماز، دادن زکات و.. و نه هم در اموری که ناروا است، زیرا فرائض باید انجام شود و امور ناروا ترک گردد.
۲- نتیجه استخاره -بر خلاف باور عوام الناس- خواب دیدن نیست، بلکه اگر مورد قبول الله قرار گیرد (که شرط آن: اخلاص، عاجزی کردن به بارگاه الله و یقین داشتن به موثریت استخاره است) در دلش روشنی انداخته می شود، مثلا اگر آن کار به نفعش باشد، دلایلش برای وی روشن می شود تا جایی که با خود میگوید: آها! این کار که فلان و فلان فایده را هم داشته که من قبلا متوجه آن نمی شدم و آنگاه به آن شوق پیدا می کند..و اگر به ضررش باشد نیز به همین گونه برایش علم حاصل شده و برایش نفرت از آن کار پیدا می شود.
۳- اگر نتیجه به یک بار معلوم نشد، علما گفته اند که با بار بخواند تا نتیجه برایش معلوم گردد.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مدرسه احیاءالعلوم هرات
Repost from ایمن العتوم | فارسی
ــــــــــــــــــــــــــ
🏷 چرا کتاب میخوانیم؟!
✍️ دکتور ایمن العتوم
👤مترجم: عبدالرحمن عزام
🚨این یادداشت کوتاه، به چرایی مطالعه و کتابخوانی میپردازد و راههایی برای علاقمندی به کتاب و مطالعه پیشِ روی خواننده میگذارد.
#یادداشتها
@ayman_Alotoom
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشههای ناب
#پیام_هفته
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
