250
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-1530 день
Архів дописів
250
غمگین میکرد اما میتوانستم رهایش کنم٫ گمان میکردم او اخرین کسی است که٫ در من حسی ایجاد میکند
250
غمگین میکرد اما میتوانستم رهایش کنم٫ گمان میکردم او اخرین کسی است که٫ در من حسی ایجاد میکند
250
ادم فکر میکنه حالش خوبه
تا وقتی که میرسه خونه٫ میفته رو تخت و تازه میفهمه چقدر خسته بوده؛ نه فقط از روز٫ از همه چی.
250
میدانم زندگی میگذرد٫
میدانم درد هایمان کمرنگ میشود
ولی عزیزِ من٫ جوانیمان را از که پس بگیریم؟
250
میدانم زندگی میگذرد٫
میدانم درد هایمان کمرنگ میشود
ولی عزیزِ من جوانیمان را از که پس بگیریم؟
