251
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
+230 días
Archivo de publicaciones
251
Repost from Mahan Twitter
من پذیرفته بودم که بعضی «روز»ها، روز من نباشن
ولی «ماه» و «سال» یکم سخته
251
دیگه در خونه رو بزنی یه جعبه از شیرینی مورد علاقمم دستت باشه درو واست باز نمیکنم عزیزم.
بلاخره باید یکی یادت بده «دیر شدن» یعنی چی.
251
من دلم برای ادما تنگ میشه؛ برای جاها٫ حس هایی که داشتم٫ روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم، و این همیشه برام غم میاورده.
251
غمگین میکرد اما میتوانستم رهایش کنم٫ گمان میکردم او اخرین کسی است که٫ در من حسی ایجاد میکند
251
غمگین میکرد اما میتوانستم رهایش کنم٫ گمان میکردم او اخرین کسی است که٫ در من حسی ایجاد میکند
