1 541
Підписники
-124 години
-37 днів
-930 день
Архів дописів
1 541
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمار، خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
خیام
1 541
چشمهای تو
ستارههای نجات من بودند
در شبی که کشتی شکست
دستهای تو
آویزگاه نجات من بودند
در میانهی سقوط از صخره
و صدای تو پچ پچی
که صاحب اسب در گوشش کرد
و اسب تا ابد دوید
