1 549
Подписчики
+124 часа
Нет данных7 дней
-730 день
Архив постов
1 549
چشمهای تو
ستارههای نجات من بودند
در شبی که کشتی شکست
دستهای تو
آویزگاه نجات من بودند
در میانهی سقوط از صخره
و صدای تو پچ پچی
که صاحب اسب در گوشش کرد
و اسب تا ابد دوید
1 549
Repost from گنگ خوابدیده
همهچیز برام غمانگیزه. رفتن غمانگیزه، موندن غمانگیزتر. تغییر غمانگیزه، درجا زدن غمانگیزتر. فقط دور خودم میچرخم و نمیدونم.
