1 534
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-530 дней
Архив постов
1 534
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمار، خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
خیام
1 534
چشمهای تو
ستارههای نجات من بودند
در شبی که کشتی شکست
دستهای تو
آویزگاه نجات من بودند
در میانهی سقوط از صخره
و صدای تو پچ پچی
که صاحب اسب در گوشش کرد
و اسب تا ابد دوید
