uk
Feedback
خون و نقره.

خون و نقره.

Відкрити в Telegram

ایوانْدِر هستم و می‌نویسم. —درصورت اشتراک متن‌ها، ممنون می‌شم نامم رو و یا آدرس چنل رو زیرش بنویسید. —درصورتی که چیزی رو خودم ننوشته باشم، منبعش رو زیرش می‌نویسم. دیلی: https://t.me/+pmosn7XNhuYzZTRk

Показати більше
664
Підписники
-124 години
+27 днів
+1530 день
Архів дописів
Repost from N/a
bodies as souvenirs, memories as tombs, recollection as a funeral, departure as a sin.

«اجازه بده، من تو را به چیزی جز تو و هرآنچه تو هستی، تبدیل کنم.»

photo content
+1

.•.

شعری برای انار. @Silverandblood

حیرت بی‌اندازه‌م از گم‌گشتگی بی‌حدم هیچ کمکی به حرکت کردن نمی‌کنه. باز بید مجنونم.

Repost from افرا
photo content

بعد از پوست‌اندازی، گوشت و پوست باقی‌مونده ی بدن داغ‌تره. ملتهب‌تره. به طرز ناراحت‌کننده‌ای داغ‌تره.

Ecdysis.

photo content

photo content

وونیا، عاجزانه ازت خواهش می‌کنم این بدن، این سرزمین رو ترک کنی. و دیگه برنگردی.

.

Repost from N/a
I play god in my breaks from life. I pick the most fluid and torture myself as I desperately yearn to turn it into something physical I can hold. I am human as I fail, broken as it leaks from the space inbetween my fingers.

جلوی خودم رو نخواهم گرفت، کیمیای وجودت رو دست‌کاری خواهم کرد.

—خیام.
—خیام.

«و تو چه دانستی که هر چیز که در ترس تبدیل به آنی، روزی از همان بودن به این روز تغییر کرده‌ و ترس تو گواه بر ترک آن سرزمین بوده است.» —فرامدان.

«و تو چه دانستی که هر چیزی که در ترس تبدیل به آنی، روزی از همان بودن به این روز تغییر کرده‌ و ترس تو گواه بر ترک آن سرزمین بوده است.» —فرامدان.

بار دیگر، تغییر باید کرد. نوبهارا، از ابتدا باید شد.

No one dares to write of the sins of the saint.