ِّ💖🩸نِّبِّضِّ اِّحِّسِّاِّسِّ🩸💖
Відкрити в Telegram
بجای چند کانال یک کانال داشته باشید عکسای عاشقانه😍 کلیپ عاشقانه متن وعکس✍ شعر❤️ موسیقی🎤 دلنوشته✍ مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم ؛ اما تا دلت بخواهد همدرد دارد💔 لف نده بذار رو بی صدا👹✌️ بهترینیم، چون بهترینها مارو دنبال میڪنند👫✌ 👇👎 @axcbhg.
Показати більше1 031
Підписники
+124 години
+27 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
به جان میجویمت جانا، کجایی؟
ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست
چه دانم تا درین غوغا کجایی؟
فتاد اندر سرم سودای عشقت
شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟
✍ عراقی |
هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کردهام خاطر خود را به تمنای تو خوش
✍حافظ
خالی نمیگردد دلم از مستی چشمانِ تو
ترسم که لغزد این دلم، بارِ دگر عاشق شود
✍ راحم تبریزی
بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
غرضها تیره دارد دوستی را
غرضها را چرا از دل نرانیم؟
✍مولانا
پای اگر فرسودم و جان کاستم
آنچنان رفتم که خود میخواستم
✍ هوشنگ اِبتهاج
در میان شهر با تنهاییام گم گشته ام
بعد تو من ماندم و غم در خیابانی شلوغ
✍ بیتا خزلی
چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
وز می وصل، لبم بر لب جامی برسد
✍ خاقانی
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
ما بیخبر شدیم که دیدیم حسن او
او خود ز حال بیخبر ما خبر نداشت
✍خاقانی
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها
✍ مولانا
آنچنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا
✍ مولانا
قناعت میکنم با درد چون درمان نمی بینم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمی بینم
✍ سعدی
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود
✍ امیرحسین عشری
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
✍مولانا
هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛
گر میلِ خودت نیست به اصرار نیارزد
✍ مهدی آسترکی
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی
جفاهای چنین از خوی او هرگز نمیدیدی
✍ وحشی بافقی
اگر از من بگیری خنده های گه گُدارم را
کجا پنهان کنم اندوه های بی شمارم را؟
✍ لیلا حسن نیا
دل رُبایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای
از دلِ ما چه به جا مانده که باز آمدهای؟
✍ صائب تبریزی
صبح میخندد و من گریهکنان در غم دوست
ای دم صبح! چه داری خبر از مقدم دوست؟
✍ سعدی
