uk
Feedback
Gitme...💚

Gitme...💚

Відкрити в Telegram

•gitme ✔️ •İletişim:@vartolu1

Показати більше
1 892
Підписники
-124 години
+87 днів
+2330 день
Архів дописів
Bu kalp sevsin şimdi kimi söyle?

Yalanı Bırak-Sakiler&Oĝuzhan Koç.mp32.95 MB

Didi Paeezo - Moein Z .mp34.74 MB

بزرگترین اشتباه من تو زندگیم میدونی کجا بود؟ اونجایی بود که، به جای اینکه به خودم اهمیت بدم و خودمو دوست داشته باشم بقیه رو دوست داشتم و اولویت اولم بودن، تو همه شرایط به فکر بقیه بودم، همیشه سعی کردم اول به دیگران کمک کنم، خودمو نمیدیدم و بیشتر موقع‌ها فقط الکی وقتمو برای اونا هدر میدادم تا مشکلشون حل شه و زمانی که خرشون از پل میگذشت دیگه باهام کاری نداشتن، همیشه آدمای اطرافم موقعی که کارشون بهم لنگ بود میومدن سراغم و منم چقدر از سر سادگی کمکشون کردم و اونا هیچوقت ندیدن، انقدر این اتفاقا ادامه داشت که حس کردم محبت کردن، کمک کردن به بقیه وظیفم شده اونجا بود که حس حماقت و پشیمونی کل وجودمو پر کرد، اونجا بود که فهمیدم باید به خودم اهمیت میدادم، محبت میکردم نه به بقیه:)🙂

چرا آسمونِ زندگی من اینطوریه؟ منظورم اینه که همیشه شبه‌. هیچوقت صبح نمیشه، هیچوقت خورشیدی اونجا طلوع نمیکنه، حتی خبری از ماه و ستاره‌‌ها هم نیست. فقط تاریکیه مطلقه که همه جارو پر کرده و سیاهچاله‌‌هایی که هرزگاهی منو داخل خودشون میکشونن. نمیدونم راستش خوب نیستم. شاید حتی مُرده باشم و خودم متوجه نشدم... اما از این قضیه مطمئنم که هیچوقت شبای زندگی من تموم نمیشن و بخشی از وجود من برای همیشه توی اون سیاهچاله‌ها باقی میمونه.

حالم خوب نیست. همه‌اش می‌خوابم. به کارام نمی‌رسم. انقدر کابوس می‌بینم هر دو ساعت از خواب می‌پرم. دلم می‌خواد گریه کنم ولی حتی اشکم نمیاد. دوباره حال بدم مقارن شده با سرنوشت‌سازترین برهه‌ی زندگیم و فقط روزها رو می‌بینم که می‌سوزن و می‌رن. وقتی بیدارم فکر می‌کنم مشکلاتم حل شدن ولی وقتی می‌خوابم هی دوباره بهم یادآوری می‌شن و انگار همشون تازه‌ان. سردرگمم. بلد نیستم حرف بزنم. انقدر بی‌حالم که حتی به خودکشی هم نمی‌تونم فکر کنم. فقط اینجا گاهی به برون‌ریزی می‌رسم که اونم به نیت چاه کوفه‌س.

Çektiğim sancılar Etrafım yalancılar Gereksiz dedikodular

Her şey bitti-Esin Kaya.mp32.68 MB

"Ne Yaptıysak Zaten Yaranamadık ki..."

Ben hâlâ dolaşiyorum avare..

نمیدونم تاحالا تجربش کردی یا نه... نگاه میکنی به پشت سر میبینی چقدر بودی و چقدر نبوده کسی. بعد یهو به حدی از خستگی میرسی که هرچی میگردی هیچی پیدا نمیشه که بشه دلیل موندنت. به قول مهران مدیری؛ "رفتن که دلیل نمیخواد، اون موندنه که دلیل میخواد." و چقدر گم شدم توی این بی دلیلی... !

‏هرچی که از زندگیم گذشت‌ رو از دور نگاه می‌کنم، برای من همه‌چی موقتی بوده. خانواده، خونه، کار، عشق، دوستی، هم‌راهی، هم‌صحبتی. به معنی کلمه، آواره. از خونه‌ای به خونه‌ی دیگه، مکان‌های موقت، زمان‌های پاره‌پاره، دوستی‌هایی با تاریخ انقضاء، عشق‌های بریده‌ بریده، همراه‌های گم‌شده. من بیشتر از توانم گسسته‌م. ‏-رافائل.

فکر کن صبح از خواب پا میشی داری به خودت امید میدی برای استارت یه روز قشنگ. یهو سمت گوشی میای میبینی یکی از آدم مهمای زندگیت ازت خدافظی کرده. هیچی دیگه خیلی زیبا ریده میشه به کل روزت.

Ama zamanı değil Zamanı değil Gitmenin Kendimden sana

Susmuyor gecenin tam ortasından vurup yine ah Kalbime batıyor keskin

Bir yangındı bir ben yandım Bile, bile kandım

Bir savaşın sonundaki o yıkık dökük bir yerdeyim Yoruldum.

Nafas-Ali Hosseini&Mehryaar.mp34.03 MB

Zaman zaman sorarım "neden?" "Zaman nedir, sabah nedir?" Şimdi gitsem buralardan Bunu kim bilir, kim bilir?

Bak bana, bak bana Ne zerre kaldı benden