❤زادگاه من چاپشلو❤
Відкрити в Telegram
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Показати більше1 519
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+130 днів
Архів дописів
1 519
✍ همایون بادت این سال و همه سال ✨
هفت سین دلت را آنگونه بچین
که نه یک سال ، بلکه عمری را
زیبا به پایان برسانی
سلامتی را بگذار در بالاترین نقطه دلت
که هیچ چیز برتر از آن نیست
سعادت را از خدا بخواه
که او با لطف وکَرَمش به تو خواهد بخشید
سربلندی را در دلت جای ده
که بزرگت خواهد کرد !
ساده لبخند بزن و ساده زندگی کن
سکوت ،
سرزندگی و صلابت را فراموش نکن
گاهی باید سکوت کرد و انتظار کشید
سرزنده بود و زندگی کرد
سختی کشید و سنگ بود
امّاانسانیت و از یاد نبرد
مهرومحبت رافراموش نکرد
اعضای محترم گروه
سالی پراز عشق وسلامتی را براتون
آرزو میکنم
محمدرضا روحانی
🍀💐🍀💐🍀💐🍀💐✨✨❤️❤️
https://t.me/chapeshloo_1
1 519
نیایش ،الهی بر دلهایمان جز تخم محبت مکار و بر جانهایمان جز باران رحمت مبار.....الهی🙏🌷
1 519
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
شعر ترکی
#بهار_گلدی
شعر و تجرمه زنده یاد
#سیدعلی_میرنیا
ترجمه چنین است👇
بهار آمد وباز سال نو شد وباغ وچمن دشت ودَمن پراز گل گردید،درهرطرف گلهای رنگارنگ بازشده وبلبلان درگلستان چهچه می زنند،چقدر زیباست گلهای باغ وصحرا که عطر گل بیابانها را پُرکرده است هوا میغردو رعد وبرق می زندوباران نیسان درآن دم می بارد،سیل باصدای مهیب دردشت وصحرا جاری میشود وخرگوش درباغ ومرال درچمن پا به فرار میگذارند
گل لاله درهرطرف بازشده دلت روشن میشودکه بهنگام صبح با آنگاه مکنید،دختران دسته دسته به باغ میروند،وشیرین شیرین می گویند ومی خندند ومی گردند،شنیدی است صحبتهای دختران ،می کُشند هروقت باچشمان درشتشان نگاه کنند،دستمال دستمال ازسبزه ها جمع می کنند و گره مُراد را به سبزه ها می زنند ،خداوند مُراد هرکس را بدهد ودرسال نوقلبش را شاد نماید،دراین دنیا نمی ماند مگر چیز از آدمی عمل خوب ونام نیک👌🌺💐🌺🌸
https://t.me/chapeshloo_1
1 519
از ادمین های عزیز کانال سپاسگزارم در نبود بنده فعال بودن در کانال پست ومطلب گذاشتن سپاسگزارم 😍🌺🙏🌺🌺♥️
1 519
مراسم شال اندازی چهارشنبه سوری یکی دیگر از مراسم زیبایی که تقریبا در همه روستاها و شهرهای آذربایجان رواج دارد، « شال ساللاماق» یا « شال اندازی » است. همه جوانان برای این شب از قبل شال هایی تهیه می کنند و به پشت بام خانه ها می روند و در این شب بخصوص هیچ خانه ای از ورود افراد بیگانه به پشت بام خانه اش ممانعت نمی کند چون خود او هم در جوانی شال اندازی کرده است.
قیافه شال انداز باید دیده نشود. مسن ترین زن خانه بنا به عرف موظف است که در هر شالی که از بام خانه اش آویزان شده بسته به وسع و توانایی ، تخم مرغ پخته رنگ شده ، تخمه بوداده ، آجیل خانگی(توت، مغز گردو، برگه هلو، قیسی و آلبالو خشک) یا شیرینی بریزد و یا جوراب ببندد و در حالی که آن را تکان می دهد تا صاحبش بالا بکشد به صدای بلند برای صاحب شال و همه شال اندازان سالی خوش و رسیدن به همه آرزوها را آرزو می کند و بعد که شال انداز شالش را بالا کشید غنیمت بدست آمده را درون کیسه سفیدی که همراه دارد می ریزد و به سراغ بام و خانه دیگری می رود، تا چه نصیبش شود.
1 519
این روایت پریدن از روی آتش دل در شب چهارشنبه سوری
از نیمه اسفند ماه همچنان که زمین و طبیعت دچار تحول میشود ،من نیز گرفتار حول وولا میشوم و یک غمی ناشناخته بر دلم سنگینی می کند .پزشک می گوید یک نوع آلرژی است و ظاهراً درست می گوید با گذشت مدتی این اضطراب ، نیز رخت بر می بندد. شاید تن وجسم و روح به تحول بنیادین- روی داده بر زمین و طبیعت عادت می کند و جان عاشق, حالا آن را می طلبد وتن می سپارد به سبزه تازه, گیاه و غنچه ها و شکوفه ها که با تزیین زمین ،جلوه گری می کنند . اخرهای اسفند بیابانهای اطراف درگز پر می شود از سبزینه و بوته های اسفناج و تن به باد دردشت بیکران می سپاری وهم آغوش می شوی با طبیعت بکر و لذت افزا میشود، صدای چهچهه پرندگان تازه رسیده و نوبرانه زمین با اسفناج که دو دستی و با سخاوت تقدیمت می کند .فقط کافی است زنبیل و کیسه ای داشته باشی ،خم شوی و بوته های سبزینه را بکنی و بشوری و آماده کنی برای ماستافه آش خوشمزه شب چهارشنبه سوری .
نه اهل فشفشه ام ونه ترقه .سالهاست که دیگر از صدای هیچ انفجاری خوشم نمی آید .هیچ وقت خوشم نمی آمد .هوادار آب بر آتش دل سوخته ام .شب ، چهارشنبه سوری در درون خویش از روی این آتش می پرم . زندگی و طبیعت را دوست دارم و نو روز را و لحظه ها را و دورهمی فامیل با طعم آش ماستافه ( ماستابه) را ...
چه لذتی داشت این آش قوام آمده دست پخت کاته ننی ، مخلوط با ماست خلته!!
( ماست کیسه ،چکیده ) وسیر تازه .آیین وبازی ملاقه دوز .( قاشق زنی ) هنوز طنین قاشق برکف دیگ پنهان درزیر چادر ،مرا می برد به کوچه خاکستری .در چهارشنبه آخر سال می پریدم از روی آتش عشق او ،سارافون پوش رویاهایم .واو زیر چادر سفید گل گلی قاشق را به نرمی وبه طنازی چنان بر بدنه دیگ خالی می کوبید تا بدانم که اوست که در پرده وحجاب وتاریکی شب پنهان است .
سالها هرچهارشنبه سوری از روی آتش دل می پریدم و برای شنیدن زمزمه های خیال و رویای از دست رفته فالگوش می ایستادم .
بیاد دارم شبی که با کاسه ماستافه آمد دم در بر روی آش با ماست نقشی از دل کشیده بود .دلهره داشت که غیر من کس دیگری این نقش را نبیند و کاسه پر ،از اش را که به دستم داد گفت انگشت بزن و این نقش را زایل کن ومن با انگشت خط مستقیم از میان قلب کشیدم .به رسم ان روزگار .قلب تیرخورده .خنده ای کرد و چادر بر سر کشید و همانطور که براندام خود پیچ و تاب می داد درتاریکی شب چهارشنبه سوری ،ناپدید شد .و آن آش طعم دیگری داشت .انگار که با هیمه دلم طبخ شده بود ...
و تل خاکستری مانده بود از آتش افروخته شب چهارشنبه سوری در کوچه خاطره ها ،هنوز ولوله وشادی آن روزگار جلو دیدگانم رژه می رود : با چه شور و شعفی از روی آتش می پریدیم ویک صدا آوا که نه فریاد می زدیم : زردی من از تو سرخی تو از من .
ودر تب و تاب پریدن ،گونه هایش سرخ وگلگون می شد .انگار که آتش نیز صدای ما را شنیده بود وذره ای از وجودش را به او بخشیده بود ، می شد یه پارچه آتش که می گداخت من را ...
✓دیدم به آتش بازی ات، شوق
تماشایی به سر
آتش زدم درخود بیا، گر
خود تماشا می کنی
«شهریار»
چهارشنبه سوری مبارک
حسن دانایی
1 519
Repost from فرزندان ابیورد
عکسها و کلیپ وردی شهرباصفای چاپشلو
شنبه ۲۵ اسفند۱۴۰۳
/کانال فرزندان ابیورد👇👇👇
تمام عکسها و کلیپها و جدول کلمات ترکی
برای همیشه دراین👇کانال موجوداست.
https://t.me/+kR95xw2rs7U3MjZk
1 519
Repost from فرزندان ابیورد
عکسها و کلیپ وردی شهرباصفای چاپشلو
شنبه ۲۵ اسفند۱۴۰۳
/کانال فرزندان ابیورد👇👇👇
تمام عکسها و کلیپها و جدول کلمات ترکی
برای همیشه دراین👇کانال موجوداست.
https://t.me/+kR95xw2rs7U3MjZk
