❤زادگاه من چاپشلو❤
Canal cerrado
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Mostrar más1 522
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-430 días
Archivo de publicaciones
1 522
Repost from 🔔شخصیتین اؤیانیشی
🎯پیامها و فواید بازی:
بازی پارا/تَپُک، علاوه بر تقویت مهارتهای جسمانی، دقت، هماهنگی حرکتی و تمرکز را در کودکان بهبود میبخشید. همچنین، رقابت سالم، روحیه همکاری و نشاط اجتماعی را در میان نوجوانان تقویت میکرد. این بازی سنتی در استان خراسان شمالی به ثبت ملی رسیده و همچنان در برخی مناطق زنده است.
یکی دیگه از بازیهای نمادین ترکهای خراسان قولاق چکمه نام دارد که با محوریت عشق و همبستگی طراحی شده است که با جزئیات بیشتری به آن پرداخته میشود.
📍قولاق چکمه:
قولاق چکمه یکی از بازیهای قدیمی و جالب ترکهای خراسان است که علاوه بر سرگرمی، مفاهیمی چون همکاری، چابکی، رقابت، و هوشمندی را در خود جای داده است. این بازی بیشتر میان کودکان و نوجوانان انجام میشود و فضایی شاد و پرجنبوجوش ایجاد میکند.
این بازی زمانی آغاز میشود که یکی از افراد بازی با صدای بلند فریاد میزند: «قولاق چکمه!» (به معنای «گوش کشیدن»). با این اعلان، همه بازیکنان دور فرد اعلامکننده (منادی) جمع میشوند. منادی اعلام میکند که قصد دارد توپ یا هر وسیلهی بازی را «قولاق چکمه» کند، یعنی آن را به جمعیت پرتاب کند. از اینجا بازی وارد مرحله هیجانانگیز خود میشود.
✍️Dəmir Gücü
قوانین و نحوه بازی:
۱- مرحله اول: پرتاب توپ
منادی توپ را به سمت جمعیت بازیکنان پرتاب میکند.
بازیکنان باید تلاش کنند توپ را بردارند، اما هر کس که توپ را بردارد، بلافاصله با چالش «قولاق چکمه» دیگران مواجه میشود. دیگران او را تعقیب کرده و گوشش را میکشند تا او مجبور شود توپ را به هوا پرتاب کند.
۲- گزینه اول: فرار و رساندن توپ به منادی
اگر کسی از بازیکنان توپ را بگیرد و سریعتر از دیگران فرار کند، میتواند خود را به منادی (فرد پرتابکننده توپ) برساند.
با گرفتن دست منادی، او تحت حمایت قرار میگیرد و از کشیده شدن گوشها نجات پیدا میکند. پس از آن، فرد صاحب توپ شده و میتواند بازی را ادامه دهد یا خاتمه دهد.
۳- گزینه دوم: مخفی کردن توپ
در صورت شلوغی و هرجومرج، ممکن است فردی که توپ را به دست آورده، آن را زیر لباس یا در جیب خود مخفی کند و طوری وانمود کند که توپ نزد او نیست.
در این حالت، بازیکنان به یکدیگر مشکوک میشوند و تلاش میکنند توپ را پیدا کنند.
منادی وارد عمل شده و بازیکنی که توپ را مخفی کرده است، با گرفتن دست منادی اعلام میکند که توپ نزد اوست. این بازیکن نیز تحت حمایت منادی قرار میگیرد و بازی خاتمه مییابد.
⛹بازی با دو حالت پایان مییابد:
بازیکنی که توپ را گرفته، با موفقیت آن را به منادی میرساند.
بازیکنی که توپ را مخفی کرده، آن را به منادی نشان میدهد.
🎯پیام و فواید این بازی:
بازی «قولاق چکمه» با تقویت همکاری، رقابت سالم، و هوشمندی، به رشد اعتماد به نفس و مسئولیتپذیری کمک میکند. این بازی علاوه بر تخلیه انرژی و تقویت چابکی و مهارتهای حرکتی، تمرکز، حل مسئله، و روابط اجتماعی را نیز بهبود میبخشد و ارزشهای بومی چون اتحاد و دوستی را منتقل میکند.
یکی دیگر از بازیهای نمادین ترکهای خراسان قَره گُردِم نام دارد که با جزئیات بیشتری به آن پرداخته میشود.
✍️Dəmir Gücü
📍قَره گُردِم:
بازی قَره گُردِم، یکی از بازیهای شبانه و گروهی ترکهای خراسان است که معمولاً پس از تاریک شدن هوا در گروههای بالای ۲۰ نفر انجام میشد. این بازی شامل دو مرحله اصلی بود:
انتخاب تیمها: اوستاهای گروه، رمزی به بازیکنان میدادند و با "پؤچ، بو ائلدی" مشخص میکردند کدام گروه ابتدا پنهان شود.
پنهان شدن و جستوجو: گروه برنده، از نقطهای به نام "ملته" حرکت کرده و پنهان میشد. گروه دیگر باید آنها را پیدا میکرد. اگر گروه پنهان شده سریعتر به ملته بازمیگشت، برنده میشدند. این بازی، تمرینی برای تقویت سرعت، دقت، و کار تیمی بود.
مَلتهَ:
مکانی که با کشیدن یک دایره یا علامت روی دیوارهای گلی مشخص میشد و نشان شروع یا پایان بازی بود.
💢احیای ورزشهای سنتی: راهکاری برای پیوند نسلها
با توجه به اهمیت ورزشهای سنتی در تقویت هویت فرهنگی، ضرورت دارد که برنامههای منسجمی برای احیای این ورزشها تدوین شود. از جمله اقدامات مؤثر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- برگزاری جشنوارههای ورزشی: این جشنوارهها میتوانند به معرفی و گسترش ورزشهای سنتی در میان نسل جوان کمک کنند.
۲- آموزش بازیها در مدارس: ایجاد کلاسها و برنامههای آموزشی برای آشنایی کودکان و نوجوانان با بازیها و ورزشهای سنتی.
۳- مشارکت رسانهها: تولید مستندها، برنامههای تلویزیونی و محتوای دیجیتال برای بازتاب این ورزشها و بازیها در سطح ملی و بینالمللی.
۴- ایجاد مراکز فرهنگی و ورزشی: مراکزی که به حفظ و توسعه ورزشها و بازیهای سنتی ترکهای خراسان اختصاص دارند.
1 522
Repost from 🔔شخصیتین اؤیانیشی
مقدمه
ورزشهای سنتی در هر جامعهای نمایانگر ریشههای تاریخی و فرهنگی آن ملت هستند. ترکهای خراسان نیز با داشتن پیشینهای غنی از فرهنگ و آدابورسوم، ورزشهای سنتی خاصی را به عنوان بخشی از هویت فرهنگی خود حفظ کردهاند. این ورزشها نهتنها به عنوان سرگرمی بلکه به عنوان ابزارهایی برای انتقال ارزشهای اجتماعی، تقویت هویت جمعی و ایجاد همبستگی میان نسلها نقشآفرینی کردهاند. مقاله حاضر به بررسی تأثیر ورزشهای سنتی و بازیهای بومی محلی ترکهای خراسان، به ویژه کشتی چوخه، در تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی میپردازد.
ورزش سنتی کشتی چوخه: نماد هویت و اقتدار
کشتی چوخه یکی از برجستهترین ورزشهای سنتی ترکهای خراسان است که ریشه در فرهنگ بومی این منطقه دارد. واژه «چوخه» به معنای بالاپوش نمدین و پشمی است که در گذشته توسط چوپانان، کشاورزان و ریشسفیدان به تن میشد. این لباس نمادی از زندگی ساده، مقاوم و ارزشهای اخلاقی ترکانخراسان بوده است.
✍️Dəmir Gücü
کشتی چوخه در واقع فراتر از یک ورزش است؛ این ورزش در جشنها و مراسم رسمی منطقه جایگاه ویژهای دارد و به نوعی نمایانگر روحیه پهلوانی، همبستگی اجتماعی و حفظ سنتهای قدیمی است. کشتیگیران هنگام مسابقات، چوخهای مخصوص بر تن میکنند که به نوعی به گذشته تاریخی و فرهنگی آنها ارجاع میدهد. این کشتی هر ساله در دو مراسم اصلی در قراوول چینگه (شیرکوه) شیروان (۱۲ فروردین) و گود زینلخان اسفراین (۱۴ فروردین) برگزار میشود و به بستری برای نمایش اتحاد و افتخار ملی ترکهای خراسان تبدیل شده است.
💢بازیهای سنتی ترکهای خراسان: پل ارتباطی نسلها:
علاوه بر کشتی چوخه، تورکهای خراسان بازیهای سنتی متعددی دارند که هر یک حامل پیامهای فرهنگی و اجتماعی خاصی است. این بازیها، همچون چِلِّی، مَزَلاق، هوَلَندِه،قَره گُردِم، قُلاق چکمَه و گؤز باقلَنده، پارا/تَپُک، آلیش گلیش، یاغاجکی، باغلانچه، اُپشتک، ابزارهایی برای تقویت روابط اجتماعی، آموزش غیرمستقیم ارزشها و انتقال فرهنگ شفاهی به نسلهای جوانتر بودهاند.
این بازیها که اغلب در فضای باز و به صورت گروهی انجام میشدند، علاوه بر سرگرمی، ارزشهایی چون همکاری، مسئولیتپذیری و رقابت سالم را تقویت میکردند. به طور مثال، بازیهایی مثل یومورتا اویونو و دونقوز با تمرکز بر دقت و تمرکز، و بازیهایی مانند تسمه تسمه و آغ تاراق گؤی تاراق با ایجاد روحیه تیمی، نمونههایی از این میراث فرهنگیاند.
یکی از بازیهای نمادین ترکهای خراسان پارا/تَپُک نام دارد که جزو اشتراکات فرهنگی تورک ها هستش که حتی بین ازبک ها، قزاقها، قرقیزها و... رواج دارد که با جزئیات بیشتری به آن پرداخته میشود.
📍پارا/تَپُک (لامپا):
یکی از بازیهای سنتی و مهیج ترکهای خراسان که میان کودکان و نوجوانان معمولا پسر رایج بود، بازی پارا یا تَپُک است که به نام لامپا نیز شناخته میشود. این بازی معمولاً در فصل پاییز، همزمان با بازگشایی مدارس، در کوچهها، محوطه مدارس و فضای باز برگزار میشد.
🛠ابزار موردنیاز:
▫️پوست گوسفند یا بره (به زبان تورکی خراسانی=دَری): بهصورت دایرهای برش داده میشد.
▪️سرب ذوبشده (به زبان تورکی خراسانی=قُرقوشوم): سرب در دربهای نوشابه شیشهای ذوب و به شکل دایره درآمده و سپس با نخ و سوزن به مرکز پوست دوخته میشد.
🔺🔻مراحل ساخت ابزار:
ابتدا پوست را دایرهای میبریدند و سرب ذوبشده را بهصورت یک دیسک کوچک درمیآوردند. این سرب با استفاده از نخ محکم به مرکز پوست وصل میشد. نتیجه، ابزاری کوچک، سبک و مناسب برای ضربهزدن و بازی بود.
✍️Dəmir Gücü
⚖قوانین بازی و مراحل:
بازی بین دو نفر انجام میشد و در چهار مرحله مختلف طراحی شده بود. هر مرحله نیازمند تمرکز، دقت و مهارت بیشتر بود:
۱- پنجتایی: بازیکن باید پنج ضربه ساده به پوست میزد و در نهایت آن را با دست میگرفت. هر ضربه با صدای بلند شمرده میشد: "بیر سانا، ایکی سانا..."
۲- پارا: در این مرحله، هر دو ضربه یک شمارش محسوب میشد و بازیکن باید تا پنج پارا را بدون خطا اجرا میکرد.
۳- لنگی: بازیکن باید بدون گذاشتن پای خود روی زمین، پنج بار به پوست ضربه بزند و سپس آن را بگیرد. این مرحله دشواری بیشتری داشت و نیازمند تعادل و مهارت بود.
۴- لور: مرحله نهایی، ضربهزدن به پوست از پشت پای مخالف بود. بازیکن باید بلافاصله پس از ضربه، پوست را در هوا بگیرد. اگر پوست به زمین میافتاد، بازیکن خطا میکرد و نوبت به نفر دیگر میرسید.
1⃣2⃣3⃣...رقابت و امتیازدهی:
هر مرحله از بازی با افزایش تعداد ضربهها (هفتتایی، دهتایی و پانزدهتایی) سختتر میشد. بازیکنی که مراحل بیشتری را با موفقیت پشت سر میگذاشت، برنده بازی بود.
1 522
Repost from 🔔شخصیتین اؤیانیشی
مقدمه
ورزشهای سنتی در هر جامعهای نمایانگر ریشههای تاریخی و فرهنگی آن ملت هستند. ترکهای خراسان نیز با داشتن پیشینهای غنی از فرهنگ و آدابورسوم، ورزشهای سنتی خاصی را به عنوان بخشی از هویت فرهنگی خود حفظ کردهاند. این ورزشها نهتنها به عنوان سرگرمی بلکه به عنوان ابزارهایی برای انتقال ارزشهای اجتماعی، تقویت هویت جمعی و ایجاد همبستگی میان نسلها نقشآفرینی کردهاند. مقاله حاضر به بررسی تأثیر ورزشهای سنتی و بازیهای بومی محلی ترکهای خراسان، به ویژه کشتی چوخه، در تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی میپردازد.
ورزش سنتی کشتی چوخه: نماد هویت و اقتدار
کشتی چوخه یکی از برجستهترین ورزشهای سنتی ترکهای خراسان است که ریشه در فرهنگ بومی این منطقه دارد. واژه «چوخه» به معنای بالاپوش نمدین و پشمی است که در گذشته توسط چوپانان، کشاورزان و ریشسفیدان به تن میشد. این لباس نمادی از زندگی ساده، مقاوم و ارزشهای اخلاقی ترکانخراسان بوده است.
✍️Dəmir Gücü
کشتی چوخه در واقع فراتر از یک ورزش است؛ این ورزش در جشنها و مراسم رسمی منطقه جایگاه ویژهای دارد و به نوعی نمایانگر روحیه پهلوانی، همبستگی اجتماعی و حفظ سنتهای قدیمی است. کشتیگیران هنگام مسابقات، چوخهای مخصوص بر تن میکنند که به نوعی به گذشته تاریخی و فرهنگی آنها ارجاع میدهد. این کشتی هر ساله در دو مراسم اصلی در قراوول چینگه (شیرکوه) شیروان (۱۲ فروردین) و گود زینلخان اسفراین (۱۴ فروردین) برگزار میشود و به بستری برای نمایش اتحاد و افتخار ملی ترکهای خراسان تبدیل شده است.
💢بازیهای سنتی ترکهای خراسان: پل ارتباطی نسلها:
علاوه بر کشتی چوخه، تورکهای خراسان بازیهای سنتی متعددی دارند که هر یک حامل پیامهای فرهنگی و اجتماعی خاصی است. این بازیها، همچون چِلِّی، مَزَلاق، هوَلَندِه،قَره گُردِم، قُلاق چکمَه و گؤز باقلَنده، پارا/تَپُک، آلیش گلیش، یاغاجکی، باغلانچه، اُپشتک، ابزارهایی برای تقویت روابط اجتماعی، آموزش غیرمستقیم ارزشها و انتقال فرهنگ شفاهی به نسلهای جوانتر بودهاند.
این بازیها که اغلب در فضای باز و به صورت گروهی انجام میشدند، علاوه بر سرگرمی، ارزشهایی چون همکاری، مسئولیتپذیری و رقابت سالم را تقویت میکردند. به طور مثال، بازیهایی مثل یومورتا اویونو و دونقوز با تمرکز بر دقت و تمرکز، و بازیهایی مانند تسمه تسمه و آغ تاراق گؤی تاراق با ایجاد روحیه تیمی، نمونههایی از این میراث فرهنگیاند.
یکی از بازیهای نمادین ترکهای خراسان پارا/تَپُک نام دارد که جزو اشتراکات فرهنگی تورک ها هستش که حتی بین ازبک ها، قزاقها، قرقیزها و... رواج دارد که با جزئیات بیشتری به آن پرداخته میشود.
📍پارا/تَپُک (لامپا):
یکی از بازیهای سنتی و مهیج ترکهای خراسان که میان کودکان و نوجوانان معمولا پسر رایج بود، بازی پارا یا تَپُک است که به نام لامپا نیز شناخته میشود. این بازی معمولاً در فصل پاییز، همزمان با بازگشایی مدارس، در کوچهها، محوطه مدارس و فضای باز برگزار میشد.
🛠ابزار موردنیاز:
▫️پوست گوسفند یا بره (به زبان تورکی خراسانی=دَری): بهصورت دایرهای برش داده میشد.
▪️سرب ذوبشده (به زبان تورکی خراسانی=قُرقوشوم): سرب در دربهای نوشابه شیشهای ذوب و به شکل دایره درآمده و سپس با نخ و سوزن به مرکز پوست دوخته میشد.
🔺🔻مراحل ساخت ابزار:
ابتدا پوست را دایرهای میبریدند و سرب ذوبشده را بهصورت یک دیسک کوچک درمیآوردند. این سرب با استفاده از نخ محکم به مرکز پوست وصل میشد. نتیجه، ابزاری کوچک، سبک و مناسب برای ضربهزدن و بازی بود.
✍️Dəmir Gücü
⚖قوانین بازی و مراحل:
بازی بین دو نفر انجام میشد و در چهار مرحله مختلف طراحی شده بود. هر مرحله نیازمند تمرکز، دقت و مهارت بیشتر بود:
۱- پنجتایی: بازیکن باید پنج ضربه ساده به پوست میزد و در نهایت آن را با دست میگرفت. هر ضربه با صدای بلند شمرده میشد: "بیر سانا، ایکی سانا..."
۲- پارا: در این مرحله، هر دو ضربه یک شمارش محسوب میشد و بازیکن باید تا پنج پارا را بدون خطا اجرا میکرد.
۳- لنگی: بازیکن باید بدون گذاشتن پای خود روی زمین، پنج بار به پوست ضربه بزند و سپس آن را بگیرد. این مرحله دشواری بیشتری داشت و نیازمند تعادل و مهارت بود.
۴- لور: مرحله نهایی، ضربهزدن به پوست از پشت پای مخالف بود. بازیکن باید بلافاصله پس از ضربه، پوست را در هوا بگیرد. اگر پوست به زمین میافتاد، بازیکن خطا میکرد و نوبت به نفر دیگر میرسید.
1⃣2⃣3⃣...رقابت و امتیازدهی:
هر مرحله از بازی با افزایش تعداد ضربهها (هفتتایی، دهتایی و پانزدهتایی) سختتر میشد. بازیکنی که مراحل بیشتری را با موفقیت پشت سر میگذاشت، برنده بازی بود.
1 522
Repost from 🔔شخصیتین اؤیانیشی
+2
🔸 #مقاله 📚
✨ ورزش و فرهنگ: تأثیر ورزشهای سنتی بر تقویت هویت فرهنگی ترکهای خراسان
✍️Dəmir Gücü | محمد برزگر دِوین
📖 مطالعه کردهای؟ 🙏 اگر به نظرت مفید بود، برای دیگران بفرست!
🌾هویت ما، قدرت ماست.
🔗 @xorasan_demir
____
👇
1 522
✍داستانکهای زیبا و آموزنده 📚
کشاورز فقیری برغالهای را از شهر خرید. همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز میگشت، تعدادی از اوباش شهر فکر کردند که اگر بتوانند بزغاله آن فرد از بگیرند میتوانند برای خود جشن بگیرند و از خوردن گوشت تازه آن بزغاله لذت ببرند. اما چگونه میتوانند این کار را عملی کنند؟ مرد روستایی قوی و درشت هیکل بود و این اوباش ضعیف نمیتوانستند و نمیخواستند که به صورت فیزیکی درگیر شوند. برای همین فکر کردند و تصمیم گرفتند که از یک حقه استفاده کنند.
وقتی مرد روستایی داشت شهر را ترک میکرد یکی از آن اوباش جلوی او آمد و گفت: «سلام، صبح بخیر» و مرد روستایی هم در پاسخ به وی سلام کرد. بعد آن ولگرد به بالا نگاه کرد و گفت: «چرا این سگ را بر روی شانههایت حمل میکنی؟»
مرد روستایی خندید و گفت: «دیوانه شدهای؟ این سگ نیست! این یک بز است.»
ولگرد گفت: «نه اشتباه میکنی، این یک سگ است و اگر با این حیوان بر روی دوش وارد روستا شوی مردم فکر میکنند که دیوانه شدهای.»
مرد روستایی به حرفهای آن ولگرد خندید و به راه خود ادامه داد. در راه برای اطمینان خود، پاهای بز را لمس کرد و خیالش راحت شد که حیوان روی دوشش بزغاله است. در پیچ بعدی اوباش دوم وارد عمل شد و دوباره سخنان دوست اوباش خود را تکرار کرد. مرد روستایی خندید و گفت: «آقا این بزغاله است و نه یک سگ.»
ولگرد گفت: «چه کسی به تو گفته است که این بزغاله است؟ به نظر میرسد کسی سر تو کلاه گذاشته باشد. این یک بز است؟» و به راهش ادامه داد.
روستایی بز را از دوشش پایین آورد تا ببیند موضوع چیست؟ اما آن قطعاً یک بز بود. فهمید هر دو نفر اشتباه میکردند اما ترسی در وجودش افتاد که شاید دچار توهم شده است. آن مرد همانطور که داشت به سمت روستای خود برمیگشت نفر سوم را دید که گفت: «سلام، این سگ را از کجا خریدهای؟»
مرد روستایی دیگر شهامت نداشت تا بگوید که این یک بز است. برای همین گفت: «آن را از شهر خریدهام.»
مرد روستایی پس از جدا شدن از نفر سوم، ترسی وجودش را گرفته بود. با خود فکر کرد که شاید بهتر باشد این حیوان را با خود به روستا نبرد چرا که شاید مورد سرزنش قرار بگیرد. اما از طرفی برای خرید آن حیوان پول داده بود. در همین زمان که دودل بود، اوباش چهارم از راه رسید و به مرد روستایی گفت: «عجیب است! من تا به حال کسی را ندیدهام که سگ را بر روی دوش خود حمل کند. نکند فکر میکنی که این یک بز است؟»
مرد روستایی دیگر واقعاً نمیدانست که این حیوان بز است و یا یک سگ. برای همین ترجیح داد خود را از شر آن حیوان خلاص کند. اطراف را نگاه کرد و دید کسی نیست. بز را که فکر میکرد دیگر سگ است آنجا رها کرد و به روستا برگشت. ترجیح داد از پول خود بگذرد تا اینکه اهالی روستا او را دیوانه خطاب کنند. با این حقه اوباشها توانستند بز را به راحتی و بدون هیچ گونه درگیری تصاحب کنند.
پی نوشت :شما روی شانههای خود چه چیزهایی حمل میکنید؟ آیا به آنها باور دارید؟ چگونه به آن باور رسیدهاید؟
https://t.me/chapeshloo_1
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
سلام اولسون الله اکبر داغنه
سلام اولسون درگزی آدنه....
شعر ترکی در وصف درگز
زنده یاد استاد محمد عرب خدری
روش شاد ویادش گرامی🥀🙏
https://t.me/chapeshloo_1
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
