6 336
Підписники
-124 години
-27 днів
+130 день
Архів дописів
بهم گفت :
هم خانواده مهمه،
هم وضعیت مالی،
هم گذشته فرد،
هم تروماهایی که تجربه کرده،
هم …
نمیدونم شاید خیلی هاتون نیاز داشته باشید که اینو بخونید:
"ببین اتفاق عجیبی نیوفتاده
فقط توی موقعیتی قرار گرفتی که قبلا توش نبودی،
واسه همین طبیعیه که کمی احساس گیجی کنی، بهش میگن تجربه
و امتداد همهی این تجربه ها اسمش زندگیه،
فقط داری زندگی میکنی!"
بدترین نوع کوری، کور شدن ذوقه.
لامصب وقتی از بین میره دیگه هیچ جوره برنمیگرده.
من در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار میزنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
يك روز ميفهمى
خيلى از چیز هایی كه دنبالش بودى،
قرار نبوده
به تو تعلق داشته باشند؛
فقط آمده بودند
تا سليقه ى قلبت را عوض كنند،
فهمت را عميقتر كنند،
و تو را براى نسخه ى تازه ترى از خودت
آماده كنند .
«تَسألْني: “ما أروعَ شُعور في الحُب؟”
فَأقولُ لَكَ: “اَلأمان، أن تَشعَرَ أن أحَدَهُم مَمَسَك بِقَلبِك لٰا بِيَدَك…!”»
«میپرسی از من: “کدامین احساس در عشق شگفتانگیز است؟”
میگویم: “احساس امنیت، اینکه حس کنی کسی قلبت را تنگ در آغوش میگیرد، نه دستانت را…!”»
فرمول آرامش اینه که بدونی رفتنی میره، اومدنی میاد، موندنی میمونه، شدنی میشه، نشدنی نمیشه و غصه خوردن تو هم هیچ تاثیری تو این رفت وآمدها و شدن و نشدنها نداره!
