Lyrics Notes
Відкрити в Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Показати більше1 688
Підписники
+324 години
+47 днів
+3030 день
Архів дописів
1 688
Repost from موسیقی ما
«نیلوفر لاریپور» (ترانهسُرا) به تازگی گفتوگویی انجام داده و در آن گفته است: «خوانندگان به خواندن ترانههای مجانی عادت کردهاند!» او میگوید خوانندهها نمیخواهند برای ترانه هزینه کنند و روی آوردهاند به خواندن هر ترانه رایگانی که دستشان میآید.
طبق گفتهی «لاریپور» ترانهسرایان مطرح، ترانههایشان را به شکل رایگان به خوانندگان معروف میدهند تا خوانندگان گمنام از آنها ترانه بخرند و این روند سبب شده تا خوانندگان معروف به تدریج از دور خارج شوند.
☑️ @musicema
1 688
.
ای زمزمهی نشسته بر جان!
ای زیر و بمِ #دوتار #عثمان!
از موسیقیِ امیدواری
بر شعر جهانِ من بلغزان!
همین هفتهی پیش بود که ترانهای به خوانندهی عزیزی سپردم که این چند سطرش را به عنوان ترجیعبند انتخاب کردیم.
یادش گرامی
@LyricsNotes
1 688
در فضای موسیقی پاپ معمولا بیشترین حواشی حول خوانندهها شکل میگیرد. البته این امری طبیعی است چون بیشترین توجهات هم سمت آنهاست. اما در فضای موسیقی باکلام فارسی و مشخصا ایرانی و در ارزیابی اتفاقات و حواشی باید به تفاوتهای عمیق میان جریان خلق ترانهی فارسی و غیرفارسی هم توجه شود.
ما در فرهنگی شعرمدار زندگی میکنیم. شعر، یگانه آوردهی فرهنگی ما در آوردگاه جهانی فرهنگ و جز فرهنگ است که برایمان باقی مانده.
از این روست که عامترین مخاطب موسیقی باکلام فارسی هم عموما به کلام اثر توجهی ویژه دارد و آن را دستمایهی ارزیابی خود میکند.
به همین دلیل است که تجربیات خنیاگری به معنای خلق همزمان ملودی و کلام توسط یک نفر و اجرای تلفیق این دو توسط خودش در فرهنگ معاصر به نسبت دیگر شیوههای خلق و اجرای ترانه بسیار کمیاب جلوه میکند.
موزیسینها برای خلق موسیقی باکلام مانند هنرمندان رمانتیک غرب همچنان سراغ شعرا و ترانه سرایان میروند و خوانندگان هم عموما نیازی به آموزشهای لازم در موسیقی و ادبیات حس نمیکنند.
این رویه به ایجاد یک فرهنگ مشخص در ترانهسازی رسیده است. فرهنگی که در آن شاعر و ترانهسرا فقط باید سراغ خلق کلام برود و موزیسین هم به ملودی و تنظیم بپردازد و خواننده هم صرفا یک مجری نهایی است. آن هم یک مجری که عمدتا در اجرای آثار نیازی به مرور کارنامهی کیفی و خط فکری آثار گذشتهاش نیست و مهم اجرای موردپسند و سطح تأثیرگذاریاش بر مخاطب است.
در آثار شاخص موسیقی پاپ در غرب بسیار کمتر از فضای ایرانی، فراز و نشیبهای شدید و تناقضات در اندیشه و سیر محتوایی آثار خوانندگان شاخص دیده میشود زیرا خواننده عمدتا خودش خالق اثر است. به همین دلیل معمولا خوانندگانی مثل باب دیلن، جان لنون، شارل آزناوور، ادل، تیلور سوویفت و ... مخاطبانشان را در درازنای عمر فعالیتشان در محتوای آثار، سرخورده نمیکنند و اکثرا چیزی ارائه میدهند که اگر بهتر از قبل نباشد دستکم قابل اعتناست.
اما عمدهی خوانندگان ما به دلیل رویهی متفاوت و عدم آشنایی کافی با موسیقی و ادبیات و اجرای آثار دیگران و در نتیجه فقدان یک خط مشخص فکری، همیشه در معرض ناامیدکردن مخاطبند.
مخاطبی که در صدای خوانندهی محبوبش در مقطعی، رویکردهای تکنیکی و محتوایی ترانهسرایان و آهنگسازان مشخصی را دنبال کرده ناگهان و با تغییر خالقان آثار دچار شوک و گاه سرخوردگی میشود، زیرا تصور این مخاطب از اندیشهی خواننده، همان خط سیر فکری است که در آن ترانهها شنیده و حالا تغییر بنیادین آن محتوا برایش قابل هضم نیست.
با این احوال فعلا ماجرای خوانندگی در فرهنگ ما همین است و رویهی فکری ترانههای خواننده به تبع تغییر ترانهسرا و آهنگساز تغییر میکند.
طرفه آنجاست که خواننده به عنوان شخصیتی مستقل روبهروی مخاطب مینشیند و نوعی از رفتار و گفتار را به نمایش میگذارد که هیچ سنخیتی با همان محتوای به شدت گونهگون و کولاژوارهی کارنامهی خود هم ندارد و باز مخاطب و طرفدارش را دچار شگفتی میکند، حال این که اتفاقا هیچ جایی برای شگفتزدگی نیست!
جا دارد آن دسته از مخاطبان موسیقی پاپ ایرانی که هنوز ترانهها را کلا حاصل اندیشهی خواننده میدانند و وقتی با «خوانندهی اندیشمند مورد انتظار» روبهرو نمیشوند به عمق چالهی حیرت فرو میروند با این حقایق روشن کنار بیایند و انتظاراتشان را از خواننده به دنیای واقعی بیاورند.
@LyricsNotes
1 688
در میان خیل خوانندگانی که هر ساله در ترکیه و اطراف ایران کنسرتهایشان سولدآوت میشود سراغ تتلو میروند چون قرار است مثلا از امثال او آثارش برائت بجویند! مثلا نگران خروج ارز از کشورند!
اما اگر رفقای تهیهکنندهشان در داخل کشور با خوانندهنماهایی که سایهای از همین تتلو نیستند جیب مردم را بزنند و ارزها را در مقیاس بسیار بزرگتر از ایران خارج کنند اشکالی ندارد!
بماند که ارزهایی که روزانه از این کشور به شیوههای گوناگون برای مصارف غیروطنی خارج میشود قابل مقایسه مجموع سالانهی این ارزی که مال خود مردم است و اختیارش را باید داشته باشند نیست.
@LyrucsNotes
1 688
.
«گوگوش» در میان ستارگان هنر و سرگرمی ایران بیشک از بزرگترین و برجستهترین نامهاست.
مهمترین جریانهای هنر و سرگرمی مدرن تاریخ معاصر جهان که از اوایل دههی شصت میلادی آغاز و در دههی هفتاد به اوج رسیدند در ایران نیز موجد آثاری نو شدند و نسلی از این توفان نوآوری و نوگرایی در آن ایام سربرآورد.
زمانی که این نسل در نوجوانی با تقلید از آرتیستها و گروههای غربی و با تشکیل بیتبندهای نوجوانانه و اجراهای آماتور در کافهها و کابارههای نوجوی دههی چهل مشغول تجربههای اولیه بودند اما گوگوش که طبیعتا به عنوان همنسل آنها باید در همان مسیر میبود تقریبا یک دهه زودتر از نسل خود شکوفا شد.
او فرزند استیج بود؛ ناگزیر بود از ستارهشدن!
پیش از آنکه خودش بخواهد تبدیل به ستارهی صحنهها شده بود.
ترانههایی که تا اواخر دههی چهل اجرا میکرد به دلیل همراهی خالقان نسل اول، رقیب ترانههای ستارههای آن نسل بود. او برای خوانندگان نسل اول هم چهرهای برجسته و رقیبی محترم محسوب میشد. پیش از آن که «به من نگو دوست دارم» و «عطش» و «همسفر» و ... خوانندگان همنسلش را در مسیر ستارهشدن بگذارد، گوگوش سالها از ستارهشدنش گذشته بود.
اما در طلوع ترانهی نوین هم او پرچمدار خوانندگان شد. ترانههای شهیار و ایرج و اردلان پیش از همراهی با همعصرانش با صدای او به اوج رسیدند. ملودیها و تنظیمهای مقصدی و واروژان و افشار و آندرانیک بعدتر شماعیزاده و زلاند و دیگران برای به قله نشستن، صدای او را تنپوش کردند.
و باز این همهی ماجرا نبود! او به عنوان مجری و میزبان برنامههای نوی رادیو و تلویزیون هم ستاره بود! همانگونه که از اواخر دههی سی به عنوان بازیگر قدم در مسیر چهرهشدن گذاشت و در دههی پنجاه، ستارهی بلامنازع بازیگری در سینمای ایران شد.
گوگوش در دههی بیست زندگی، معنای ستارگی را در آسمان هنر و سرگرمی به کمال رسانده بود.
این اندازه از صعود و اوج در وجوه مختلف، همتایی در تاریخ ندارد و به این زودیها هم همآوردی نخواهد داشت.
فراموش نکنیم که اسطورههای همعصرش عمدتا موهبت بهرهبردن از سالهای طلایی دهههای سی و چهل زندگیشان برای به جای گذاردن کارنامهای پربارتر را داشتهاند و گوگوش از این موهبت محروم بوده است.
تعارفات روشنفکرانه و متشرعانه و نقدهای سرگرمیستیزانه و پاپگریز را هم که به میدان بیاوریم باز همچنان گوگوش درخشانترین ستارهی این آسمان خواهد بود.
این جمله را خطاب به #گوگوش زمزمه کنید و ببینید چه کیفی دارد:
زادروزت مبارک! 🌹
@LyricsNotes
1 688
هر چند شهیارخان این متن را مشخصا در مواجهه با توجیه اسفندیار منفردزاده نوشته و از منظر «پرت بودن توجیه»، سخن درستی است اما برای شناخت انواع کنشهای هنری زمانه، گزیری از مرور آنها نیست.
نکته این است که در عصر تکنولوژی، برای دیدن و شنیدن آثار، لزوما نباید به کارناوال پروپاگاندای تفکر پشت اثر پیوست. قرار نیست برای شنیدن ترانهی هوروشبند حتما به کنسرتش برویم؛ برای دیدن فیلمهای رانتی یک سیستم معلومالحال، حضور در مراسم رونمایی لازم نیست! به ویژه اینکه در آن کنسرت و رونمایی ردیف ویآیپی را هم اشغال کنیم!
با این حال و با احترام به آن بخش انتقادی دیدگاه شهیارخان اما به گمان من هر اثری که کنجکاوتان میکند را با حفظ فاصلهی عقلانی و اخلاقی، ببینید و بشنوید!
@LyricsNotes
1 688
«دل من میگرید»
خواننده:همایون شجریان
شاعر: مهرانگیز سلحشور
آهنگ:علیرضا سپهوند
تنظیم: غلامرضا صادقی
@LyricsNotes
1 688
«دلسِتان»
خواننده: علیرضا افتخاری
شاعر: سعدی
آهنگ: همایون شجریان
تنظیم: عمادرضا نکویی
@LyricsNotes
1 688
«دیدهی بیخواب»
خواننده: محمدرضا شجریان
غزلسرا: سعدی
موسیقی: مجید درخشانی
آلبوم: در خیال
@lyricsnotes
1 688
«سعدی» را در ادبیات، نادیدهگرفتن یعنی محروم شدن از بخش باشکوه، عمیق و مهمی از هنر این سرزمین و حتی جهان. تاریخ ادبیات فارسی تا همین امروز بسیار مرهون سعدی و آثار اوست و تا ابد نیز در همین موضع خواهد ماند.
سعدی در سبک نوشتار، مضمونپردازی، معنا و محتوا و نگاه به موضوعات گوناگون، آموزگار بیبدیلی است.
تصنیف و ترانهی فارسی هم از این اقیانوس هنر سهم خود را هرچند هنوز ناکافی برداشته و برمیدارد و البته که نقش متقابل موسیقی ایرانی و آوازخوانان برجستهی آن در معرفی سعدی و اشعارش غیرقابلانکار است.
@LyricsNotes
1 688
«ندارمت»
خواننده: محسن یگانه
ترانهسرا: محسن یگانه
ملودی: محسن یگانه
تنظیم: علیرضا ریاضی
@LyricsNotes
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
