uk
Feedback
هنر ظریف مشفق بودن

هنر ظریف مشفق بودن

Відкрити в Telegram

Compassion mind training(CMT) عطیه پورصالح رزیتا کارخانه روانشناس بالینی در این کانال قصد داریم مهر و آگاهی را گسترش دهیم. instagram| atiye_poursaleh Rozitakarkhaneh_

Показати більше
302
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+3430 днів
Архів дописів
. کارهای عالم بدین سان می‌رود. نبینی صلح و دوستیِ بهار در آغاز اندک اندک گرمی‌ای می‌نماید و آن گه بیش‌تر... و درختان نگر که چ
. کارهای عالم بدین سان می‌رود. نبینی صلح و دوستیِ بهار در آغاز اندک اندک گرمی‌ای می‌نماید و آن گه بیش‌تر... و درختان نگر که چون اندک اندک پیش می‌آیند: اول تبسّمى، آن گه اندک اندک رخت‌ها را از برگ و میوه پیدا می‌کند و درویشانه و صوفیانه، همه را در میان می‌نهد و هرچه دارد جمله درمی‌بازد. پس کارهای عالم را و عقبی را جمله را هرکه شتاب کرد و در اولِ کار مبالغه نمود، آن کار میسّرِ او نشد. #مولانای_جان، فيه ما فيه ______________________ برایتان آرزوی بردباری دارم، برایتان آرزو دارم شفقت در قلبتان جاری باشد، آرزو دارم در آرامش و صلح با خود و جهانتان باشید، آرزوی لحظات خوش پی در پی برایتان دارم... آرزوی روشنایی، متانت، رشد، معنایی برای زندگیتان و امید... امید... امید... تو نیز اینگونه برای من دعا کن... پیشاپیش سال نو مبارک ممنون همراهمون هستید❣️ با مهر، عطیه پورصالح🌱

Repost from Javad_Himself
احساسات با ما چه می‌کنند. این یک مجموعه است. مجموعه‌ای که قراره به ما کمک کنه درک بهتر و متفاوتی نسبت به هیجانات پیدا کنیم. توی این قسمت رفتیم سراغ شرم ناسالم حجمش رو تا اونجایی که می‌شد کم کردم. اگر دوست دارین فقط صدا گوش بدین، لینک کست‌باکس رو هم می‌ذارم: https://castbox.fm/vb/562745709 این هم لینک یوتیوب اگر راحت ترین: https://youtu.be/LFhpQZRZRyc

Repost from Javad_Himself
احساسات با ما چه می‌کنند. این یک مجموعه است. مجموعه‌ای که قراره به ما کمک کنه درک بهتر و متفاوتی نسبت به هیجانات پیدا کنیم. توی این قسمت رفتیم سراغ پاسخ به بعضی پرسش‌ها حجمش رو تا اونجایی که می‌شد کم کردم. اگر دوست دارین فقط صدا گوش بدین، لینک کست‌باکس رو هم می‌ذارم: https://castbox.fm/vb/565526172 این هم لینک یوتیوب اگر راحت ترین: https://youtu.be/ShjgkKq6zm4

یک گفتگوی شفابخش غم: "ببخشید، می‌دانم که نباید اینجا باشم. من به زودی می‌روم می‌دانم که لکه‌ای بر کمال تو هستم…” آگاهی: «نه. صبر کن.  مشکلی نیست.  شما اجازه دارید اینجا باشید! آروم باش!  کمی بمان!  دوستانت را دعوت کن!" غم: "یعنی من لکه‌ای بر کمال تو نیستم؟" آگاهی: «لکه؟ کمال؟ کی اون حرفای احمقانه رو بهت زد؟  چگونه می‌توانستم توسط تو یا هر کسی لکه‌دار شوم؟» غم: "اما آنها به من گفتند که نباید اینجا باشم!" آگاهی: "آه، آنها فقط از شما می ترسند، زیرا آنها نمی‌بینند که شما از من جدا نیستید!  آنها سعی می‌کنند در چیزی به نام آینده به چیزی به نام روشنگری برسند. خیلی دوست داشتنی است!» غم: "اما من نمی‌فهمم. فکر کردم شادی را به من ترجیح می‌دهی؟» آگاهی: «ترجیح؟ معنی آن چیست؟" غم: «اوه…  خوب من می‌دانم که چقدر منفی هستم و…” آگاهی: «منفی؟  آن چیست؟" غم: "می‌دونی، مثبت و منفی، نور و تاریکی، بهشت ​​و جهنم، من و تو؟" آگاهی: «نه. هرگز در مورد آن تقسیمات نشنیده‌ام. من حتی نمی‌دانم در حال حاضر با چه کسی صحبت می‌کنم!» غم: "بگذارید خودم را معرفی کنم. من غم هستم” آگاهی: «غم، غمگین بودن، جالب هست. می‌دانی، فقط به این دلیل است که تو آنقدر نزدیک هستی که نمی‌توانم مرزهایت را ببینم، بنابراین برایم سخت است که تو را با هر چیزی صدا بزنم.» غم: "اوه، تمام این مدت فکر می کردم اشتباه هستم. فکر کردم نباید اینجا باشم. من هرگز حتی برای چک کردن این موضوع با شما متوقف نشدم…” آگاهی: «بله، می‌دانم، عجیب است!  همه آنها به دلایلی همین کار را می‌کنند. ترس، عصبانیت، حتی درد، من نمی‌فهمم چرا همه آنها از من می‌ترسند.  من هرگز از آنها نخواستم که بروند و شادی، شادی، سعادت نیز - هرگز از آنها نخواستم که بمانند. همه یا سعی می‌کنند بمانند، یا سعی می‌کنند از من فرار کنند!  خیلی عجیب است.» غم: «پس همه اجازه دارند در تو بیایند و بروند؟  منظورم این است که شما همه چیز را اجازه می‌دهید؟» آگاهی: «خب... بیشتر از این!  می‌بینید، من در واقع نمی‌توانم به چیزی اجازه دهم یا از شر چیزی خلاص شوم. همش فقط خودم هستم می‌بینی؟  حتی شما" غم: «یعنی من نیستم؟ من آن چیزی که فکر می‌کنم نیستم؟ آگاهی: «البته که نه فرزند عزیزم!  تو از خودم ساخته شده‌ای من مثل تو و در شکل تو می‌رقصم” غم: «من تو هستم؟  اوه  پس چگونه می‌توانم شما را صدا کنم آگاهی؟” "دقیقا! بودن تو بدون حس جدایی  مشکلی نیست.» "و این جدایی هرگز وجود نداشت". غم:  "متاسفم که مدام فرار کردم." «متأسفم که احساس کردی نمی‌توانی بمانی». "این می‌تواند شروع یک دوستی زیبا باشد..." #جف_فاستر @compassionmindtraining

در این ویدئو دستورالعمل تمرین تماشای افکار آمده است. این تمرین یکی از تمرین‌های مراقبه‌ای ذهن‌آگاهی است. می‌تونید حین انجام این تمرین از دستورالعملی که این‌جا اومده پیروی کنید و اون را دنبال کنید. قبل از شروع تمرین مطمئن بشید که در مکانی هستید که عوامل حواس‌پرتی برای شما حداقله. اگر سئوال و ابهامی دربارهٔ اجرای اون داشتید یا تجربه‌ای که بخواهید بیان کنید، لطفاً در قسمت کامنت‌‌ها مطرح کنید. مدرس: سحر محمدی(رواندرمانگر و کوچ) این تمرین از مجموعه تمرین‌های ذهن‌آگاهی است و می‌تواند برای مدیریت خشم، مدیریت استرس و مدیریت اضطراب بسیار سودمند باشد. https://youtu.be/IwYzeVYZ6r0

🎥 انیمیشن ( پسر، موش ‌کور، روباه و اسب ) 📃 #زیر‌نویس‌چسبیده‌فارسی 📥 کیفیت : 720 @PinkNetflix

کتاب تامل برانگیز پسرک موش مور روباه و اسب @compassionmindtraining

پرورش خودِ شفقت ورز نویسنده: پل گیلبرت/ مترجم: پیمان دوستی ما از تکه‌ها و قطعات مختلفی ساخته شده‌ایم. به عنوان مثال، یک بخش خشمگین وجود دارد که می‌تواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش مضطرب که می‌تواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش “مملو از عشق” که می‌تواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ و بخش “سقوط کرده از عشق” که می‌تواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند. حالا می‌توانید مغز خود را مانند یک درخت کریسمس تصور کنید که الگوهای مختلفی را روشن می‌کند. هنگامی که عصبانی هستید، مغز شما الگوی خاصی را روشن می‌کند که متفاوت از سایر الگوها مثل الگوی اضطراب، محبت یا آرامش می‌باشد. اگرچه برخی الگوها تمایل به منظم‌تر شدن دارند و می‌توانند شدیدتر از سایرین باشند، اما فکر کردن درباره آنچه در ذهن‌مان می‌گذرد می‌تواند مفید باشد- چیزهایی مثل اینکه الگوهای مختلف با قسمت‌های مختلف‌مان پیوند خورده است، نه اینکه هویت ما با یک مورد خاص مشخص شود. این موضوع مهم است، زیرا می‌خواهیم قسمت شفقت‌ورز شما یا الگوی شفقت‌ورزیِ درون شما را توسعه دهیم. می‌توانیم از این قسمت استفاده کنیم تا بخش‌های دیگرتان را بررسی کنیم. به عنوان مثال، چگونه قسمت خودِشفقت‌ورز به قسمت‌های خشمگین یا مضطرب، یا بخشی از شما که تقلا می‌کند زندگی‌تان و روشی که دوست دارید را کنترل کند، نگاه می‌کند (یا درباره آن فکر می‌کند)؟ این به معنای تمرین فکر کردن درباره تصور، و تمرکز بر آن چیزی است که معنای یک فرد شفقت‌ورز به دور از قضاوت کردن را می‌دهد. اگر ذهن ما در الگوی اضطراب یا خشم باشد، می‌توانیم سعی کنیم به طور آگاهانه روی ایجاد الگوی شفقت‌ورزی متمرکز شویم- به جای اینکه فقط اجازه دهیم الگوی خشم یا اضطراب نشان داده شوند. بنابراین، خودِشفقت‌ورز بخشی از شما یا الگویی در درون شماست که می‌خواهیم از طریق تمرین تلاش کنیم آن را توسعه دهیم که در این صورت می‌تواند برای کنار آمدن با جنبه‌های دشوارتر خودمان مفید باشد. خودِشفقت‌ورز به شیوه‌ای فکر، احساس و رفتار خواهد کرد که بتواند بیشتر الگوهای خشم و اضطراب شما را خنثی کند. @compassionmindtraining

وقتی به عاقبت نهایی همه‌چیز نگاه می‌کنی، فایده‌ای در این همه جنجال نمی‌بینی.. ‏⁧#اروین_یالوم
وقتی به عاقبت نهایی همه‌چیز نگاه می‌کنی، فایده‌ای در این همه جنجال نمی‌بینی.. ‏⁧#اروین_یالوم

+1
شیوه های رهایی از دام احساسات دردناک دکتر صاحبی باشد که رها از رنج باشیم🌱 @CompassionMindTraining

تمرین مراقبهٔ درست این است که طوری بنشینی انگار در اوج عطش به آب رسیده‌ای. @compassionmindtraining
تمرین مراقبهٔ درست این است که طوری بنشینی انگار در اوج عطش به آب رسیده‌ای. @compassionmindtraining

Repost from PersianRFT
🔸توضیحات ورکشاپ: ▫️ ورکشاپت "خود" در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT و نظریه چارچوب‌های ارتباطی RFT ▫️ مدرس: پروفسور "لویز م
🔸توضیحات ورکشاپ: ▫️ ورکشاپت "خود" در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT و نظریه چارچوب‌های ارتباطی RFT ▫️ مدرس: پروفسور "لویز مکیو" رئیس انجمن علم رفتاری بافتاری CBS انگستان و چپتر ایرلند ▫️تاریخ برگزاری: جمعه ١٨ اسفند،ساعت ١۴ تا ٢٠ (به مدت ۶ ساعت) ▫️هزينه ورکشاپ: 2.400 هزار تومان در طرح تخفیف 40% مبلغ 1.440 هزار تومان فقط برای ۴ نفر اول ثبت‌نام کنندگان میباشد (امکان واریز در ٢ مرحله)   ▫️ورکشاپ به صورت آنلاین و ترجمه‌ی همزمان بوده و تا یک‌ماه پس از تاريخ برگزاری، امکان مشاهده‌ی آفلاین برای متقاضی امکان‌پذير است. ▫️ثبت‌نام و پشتیبانی:09399995095 🔸 گروه Persian RFT آموزش، نظارت و یادگیری با تکیه بر علم بنیادی. Persianrft.ir

اجازه بده افکارت هر وقت خواستند بیایند و بروند، ولی لازم هم نیست به آنها چای تعارف کنی. @compassionmindtraining
اجازه بده افکارت هر وقت خواستند بیایند و بروند، ولی لازم هم نیست به آنها چای تعارف کنی. @compassionmindtraining

"انجام اقدامات مهم در فشارهای زندگی" کتابی خودآموز و مُصوَر است. سازمان بهداشت جهانی در اوایل همه‌گیری کرونا آن را منتشر کرد، تا در مقابله با "بحران کرونا" مفید باشد. راهکارهای این کتاب در کُلیت زندگی و برای هر شکلی از استرس می‌تواند سودمند باشد. این کتاب در همان ایام ترجمه و سپتامبر ۲۰۲۰ در این کانال بارگذاری شد. از آن‌جایی که این روزها حال قریب به اتفاق ما خوب نیست، هم در سوگ دختر ایران #مهسا_امینی، و هم با مشاهده‌ی تصاویر دلخراش و غم‌انگیزی که از سرکوب ملت شریف ایران در گوشه و کنار می‌بینیم. چه فعالانه در اعتراضات حضور داشته باشیم چه غیرمستقیم آن را مشاهده کنیم. برای همین لازم دیدیم باز هم فایل پی‌دی‌اف آن را این‌جا قرار دهیم. هر کسی در هر کجا می‌تواند از آن استفاده کند و آن را به اشتراک بگذارد. عنوان: انجام اقدامات مهم در فشارهای زندگی نویسنده: راس هریس مترجم: سحرمحمدی تهیه کننده نسخه اصلی: WHO  تهیه کننده نسخه فارسی: مدرسه‌ی شادمانی تعداد صفحات: ۱۲۷ از صمیم قلب امیدوارم آن را مطالعه کنید، و تمرین‌هایش را در عمل پیاده کنید. باشد که از رنج رها باشیم🕊 ✅ Channel: @school_of_happiness

حتی سقراط هم که خیلی ساده و با صرفه‌جویی زندگی می‌کرد دوست داشت به بازار برود. وقتی شاگردانش از او در این باره پرسیدند گفت «د
حتی سقراط هم که خیلی ساده و با صرفه‌جویی زندگی می‌کرد دوست داشت به بازار برود. وقتی شاگردانش از او در این باره پرسیدند گفت «دوست دارم بروم و همۀ چیزهایی را که بدون آنها شاد هستم ببینم» @compassionmindtraining

امروز صبح آماندا تا من را دیدگفت: "چه پولیور قشنگی، خیلی بهت می‌آد".بعد هم کله‌اش را فرو برد توی مانیتور و مشغول محاسبه‌ی سایز میل گرد‌های ستون‌های بتنی پل شد.همین دوجمله‌ی ساده، هزار ژول انرژی برایم تولید کرد. پارسال هم با دوستم رفته بودیم رستوران. گارسون‌مان یک دخترخیلی جوان بود که وقتی می‌خندید یک چاله‌ی گود می‌افتاد روی لپ راستش. غذا را که آورد رفیقم بهش گفت: چال گونه‌ات خیلی جذابه بعد هم با سر رفت توی کاسه سوپ قارچ و مشغول خوردن شد گارسون هم دو برابر لبخند زد برایمان و چال گونه‌ی راستش به اندازه یک بند انگشت گود شد. معلوم بود که همین یک جمله‌ی ساده کار خودش را کرده و روز گارسون را قشنگ کرده است.خود من هم چند سال پیش رفته بودم توی یکی از دهات شمال ایالت‌مان توی راه برگشت دم یک کافه نگه داشتم تا چای بگیرم. کافه‌دارش زن پیر و چروکی بودکه موهایش را آبی کرده بود. به نظرم خیلی قشنگ می‌آمدند. همین را بهش گفتم. آنقدر خوشحال شد که آمد این ‌طرف دخل و بغلم کرد. حالا بماند که چای‌اش مزه‌ی پشکل خشک می‌داد‌دارم یاد می‌گیرم که زیبایی‌ها را اعلام کنم. به شکل بی‌منظور و بی‌خطر باید اعتراف کنم که در کنار میلیاردها خاصیت خوبی که فرهنگ ما دارد، جای این یکی کمی خالی است. شایدهم من میترسم از این سلاح کاربردی برای خوب کردن حال دل ایرانی‌ها استفاده کنم. ترس از سوءِ ‌تعبیر.پارسال با دو نفر قرار داشتم شهرکتاب میدان ونک. خانم پشت دخل لبخند که می‌زد، امید به زندگی آدم سه برابر می‌شد، اما به هیچ وجه جرات نداشتم به آن خانم بگویم چه قدر لبخندتان قشنگ است. احتمالا بابت این تصور که از این سلاح، بی‌نهایت بار سواستفاده شده و کاربردش راه انداختن کارهایمان شده یا کشاندن پای صاحبِ قشنگی به رختخواب،حتی جرات نداشتم به راننده‌ی تاکسی ونک-آریاشهر بگویم که چه خالکوبی قشنگی روی گردنش دارد. به هر حال ممکن بود سو تعبیر کندو بگوید در خانه‌اش شتر سخن‌گو نگه می‌دارد ،بیا تا برویم،همین شد که با خیال راحت به پیرزن خارجی توی دهات گفتم چه موهایت قشنگ است اما به داخلی‌ها نگفتم. اما خب. تمرین لازم دارم. تعریفِ بی‌منظور و بی‌خطر، خیلی لذت‌بخش است،چه اشکال دارد به نگهبان ساختمان بگویم که موهایش را چه قشنگ کوتاه کرده. یا مثلا به ماموری که پای پاسپورت‌ها را مهر می‌زند بگویم چه سبیل‌های حقی داری یا به مهمان‌دار هواپیما بگویم رنگ چشم‌هایت مثل آسمان ماه نوامبر است. بعد هم راهم را بکشم و بروم. بی‌آنکه هیچ چیزی بخواهم بی‌منظور و بی‌خطر،چند لحظه آدم‌ها را از کثافت دنیا فارغ می‌کنیم.چی بهتر از این؟ | فهیم عطار | #داستانک #وبلاگ 📻 @tehranpodcast ❄️

#همکاری در #انسانها @drazarakhshmokri