𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Відкрити в Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Показати більше2 024
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2030 днів
Архів дописів
2 024
هم زمان...
انسان در مسیر عمر خود مگر چند بار میتواند به دوستانی بربخورد که از میان آنها همزبانی بیابد، همزبانی که همدل باشد و مگر دوستی از آن مایه که به رفاقت بیانجامد چند بار میتواند رخ بدهد و در چند مقطع عمر. 🧡
— محمود دولتآبادی
Book... 🐘
2 024
📚
هرگز همراهی ندیدم که به اندازه تنهایی بتواند با انسان همراه شود.
— مت هیگ / کتابخانه نیمه شب
Book... 🐘
2 024
— نگاهی از گوشهی یک چشم…
لوییسا والنسوئلا
دستش را گذاشت روی لنبر من و موقعی که اتوبوس از جلو کلیسایی گذشت و او صلیب کشید، میخواستم داد بزنم سرش، اما به خودم گفتم لابد آدم حسابی است. شاید عمدی نبود، شاید دست راستش از دست چپش خبر نداشت. سعی کردم از دسترس او دور شوم، رفتم ته اتوبوس.
ادامهی داستان…
🔗 👉 link 👈 🔗
2 024
وقتی به دنیا میآییم، به این خاطر گریه میکنیم، که به صحنهی نمایش بزرگ احمقها وارد شدهایم. 😧
— ویلیام شکسپیر / شاه لیر
Book... 🐘
2 024
📚
نمیتوانید بدانید در جایی که همه کورند چشم داشتن یعنی چه...
من که اینجا ملکه نیستم، نه، فقط کسی هستم که برای دیدن این کابوس به دنیا آمدهام. شما حسش میکنید ولی من هم حس میکنم و هم میبینم. 💀
— ژوزه ساراماگو / کوری
Book... 🐘
2 024
درک عشق تنها به یک دلیل سخت است، کسی باورش نمیشود که از غرورش، دست کشیده. 💞
— سجاد صابر
Book... 🐘
2 024
در چشمهایش، در چشمهای سیاهش، شب ابدی و تاریکی متراکمی را که جستجو میکردم پیدا کردم، و در سیاهی مهیب افسونگر آن غوطهور شدم. مثل این بود که قوهای را از درون وجودم بیرون میکشند. 🐱
— صادق هدایت / بوف کور
Book... 🐘
2 024
سختترین کار دنیا این است که منطقی رفتار کنی، در حالی که احساسات دارد خفهات میکند. 😭
داستایوفسکی
Book... 🐘
