uk
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

Відкрити в Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

Показати більше
1 073
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+2930 днів
Архів дописів
+5
Wilhelm_Furtwängler_Beethoven:_Violin_Concerto_in_D_Major,_Op_61:.mp355.33 MB

Repost from RADIO LEGATO

+1
Federico Albanese - Time Has Changed

Repost from RADIO LEGATO
Album: THE BLUE HOUR - 2016 Artist: Federico Albanese Origin: Italy @RADIOLEGATO
Album: THE BLUE HOUR - 2016 Artist: Federico Albanese Origin: Italy @RADIOLEGATO

اجرای زنده فرامرز اصلانی و بابک امینی از آهنگ «پیچک» اِبی

+2
l. Allegro -DEgrammophon

در رمان ⁧ #سفر_به_انتهای_شب⁩ ⁧ #لویی_فردینان_سلین⁩ که ترجمه‌ی قدیمی‌اش از ⁧ #فرهاد_غبرایی⁩ پس از سال‌ها ممنوعیت دوباره مجوز ا
+5
در رمان ⁧ #سفر_به_انتهای_شب⁩ ⁧ #لویی_فردینان_سلین⁩ که ترجمه‌ی قدیمی‌اش از ⁧ #فرهاد_غبرایی⁩ پس از سال‌ها ممنوعیت دوباره مجوز انتشار گرفته و ترجمه‌ی جدیدی هم از ⁧ #پیمان_خاکسار⁩ از زبان انگلیسی به فارسی منتشر شده، شخصیت اصلی ⁧ #باردامو⁩ شعری آنارشسیست برای دوستش ⁧ #آرتور⁩ می‌خواند: ‏Un Dieu qui compte les minutes et les sous, un Dieu désespéré, sensuel et grognon comme un cochon. Un cochon avec des ailes en or qui retombe partout, le ventre en l’air, prêt aux caresses, c’est lui, c’est notre maître. Embrassons-nous ! ‏غبرایی شعر را اینگونه برگردانده بود: ‏خدایی که دقیقه‌ها و سکه‌ها را می‌شمارد، خدایی نومید... ‏(تا اینجاش درست) ‏با بال‌هایی زرنگار گسترده بر سر عالم، با شکمی رو به آسمان، آماده‌ی نوازش‌ها. اوست خداوندگار ما. ببوسیم یکدیگر را. ‏غبرایی آغاز و پایان شعر را خوب و درست ترجمه کرده. حتی می‌شود گفت پایانش درخشان است. اما وسط شعر یک جمله‌ی اساسی جا افتاده: ‏خدایی نومید، شهوانی و غرغرو مثل یک خوک، خوکی با بال‌هایی طلایی که می‌افتد هرجا طاق‌باز... ‏در ترجمه‌ی غبرایی مقایسه‌ی خداوند با [خوکی شهوانی و غرغرو که می‌افتد هرجا] کاملا حذف شده و در واقع بخش آنارشیستی شعر دیگر وجود ندارد و شعر معنای دیگری به خود گرفته است. ‏ترجمه‌ی خاکسار از انگلیسی این‌گونه است: ‏یک ایزد که می‌شمارد دقایق و پول خردش را، یک ایزد هوس‌ران و مستأصل و بدعنق که مثل خوک خرخر می‌کند. خوکی با بال‌های زرین که به‌پشت می‌افتد و شکمش را هوا می‌کند تا نازش کنید! ‏اینجا می‌بینیم که خاکسار، در مقابل روش‌های سانسوری جدید ارشاد، برای اینکه بتواند از اصفات خوک و بدعنق و هوس‌ران استفاده کند، فاعل را به جای خدا [یک ایزد] ترجمه کرده. یک ایزد ذهن مخاطب را به سوی چندخداپرستی می‌برد و یرای سانسور اسلامی دیگر این اصفات برای خدایان مشرکین قابل قبول است. اما منظور سلین همین خدای یگانه است نه [یک ایزد]. ‏در پایان هم جمله‌ی ببوسیم یکدیگر را کاملا حذف شده. مشخص است که ارشاد گیرهای بسیار زیادی و ریزی به این ترجمه داده تا مجوز انتشار را بدهد. ‏خلاصه این‌که آنچه شما در حال حاضر به فارسی می‌خوانید سلین نیست و گاهی فقط برای اینکه به لویی فردینان نزدیک بشوید نیاز دارید دو ترجمه را با هم بخوانید و در ذهن‌تان معجونی از هر دو بسازید.

" شناختِ جهان غالباً و منحصراً همچون نمونه‌ای به جای پدیده‌ی در-هستن نشسته است، نه فقط برای نظریه‌ی شناخت زیرا رفتارِ عملی نیز به مثابه رفتاری «نانظری» و «غیر نظری» فهمیده شده است و [...] به علت این تقدمی که به شناخت داده شده، فهم ما از خودینه‌ترین نوعِ هستیِ در‌-هستن به گمراهی کشیده شده است ...." هایدگر - هستی و زمان - ترجمه‌ی رشیدیان " حلِ تناقضاتِ نظری تنها از راهی پراتیکی و تنها از طریق انرژی پراتیکیِ انسان امکان‌پذیر است، و در نتیجه حل آن به‌هیچ‌وجه صرفاً مسئله‌ای مربوط به شناخت نیست، بلکه مسئله‌‌ی واقعیِ زندگی است که از عهده‌ی فلسفه خارج است. دقیقاً به این خاطر که آن را به عنوان مسئله‌ای کاملاً نظری تصور می‌کند." مارکس - دستنوشته‌های اقتصادی - فلسفی ۱۸۴۴

شعرش شبیه داستان های پلیسی نوار هیچکاکی هست :) فریب و دادن سم بواسطه طبیب ، دادن بوسه ها به رقیب ... ملت چه روابط پیچیده ای دارند 😁

این آهنگ رو اول یه برنامه رادیویی می ذاشتند من هنوزم بفر سال ها با شروع این آهنگ پینک فلوید استرس می گیرم😁 چی بود این بچگی ما ! کلا استرس و اضطراب متحرک بودیم😂

خود فیلم Oz

photo content

It is truly strange how many synchronicities there are between the music and scenes in the film.

در کتاب پینک فلوید و فلسفه هم به این موضوع پرداخته شده.

photo content
+2