uk
Feedback
شهر داستان | رمان

شهر داستان | رمان

Відкрити в Telegram

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу شهر داستان | رمان

Канал شهر داستان | رمان (@dastanromancity) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 25 151 підписників, посідаючи 1 274 місце в категорії Книги та 13 458 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 25 151 підписників.

За останніми даними від 30 червня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -556, а за останні 24 години на -21, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 11.78%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 4.03% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 2 965 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 013 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا.

📝 Опис та контентна політика

Опис каналу не надано.

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 01 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Книги.

25 151
Підписники
-2124 години
-1287 днів
-55630 день
Архів дописів
27 طیف خاکستری (۱) #تابو #مامان معمولا تابستونا عادت دارم موقع خواب پیرهنمو درمیارم میخوابم ولی اون شب وقتی رفتم زیر ملافه به سرم زد شلوار شرتمم دربیارم، کامل که لخت شدم گوشیمو برداشتم که ترق در اتاقم باز شد مامانم اومد داخل مامان: بیداری؟ من: آره ولی داشتم میخوابیدم لامپ اتاق خاموش بود ولی نور ماه و محیط بیرون کم و بیش اتاقو روشن نگهداشته بود اومد سمت تخت، منم برای اینکه کیرم زیر اون ملافه نازک تابلو نباشه چرخیدم به پهلو، لباسام که دراورده بودم اونطرف تخت رو زمین بود، نمی‌دید گفتم حتما ی کار کوچیک داره زود میره ولی اومد نشست لبه تخت من: چی شده؟ موضوع در مورد دختر یکی از آشناهامون بود که به مامانش به دروغ گفته بود من بهش چشم دارم و مزاحمش شدم، مامانشم به مامانم گفته بود، و حالا که بابا خوابیده بود مامان اومده بود ازم بپرسه جریان چیه. چون واسه شما جذابیتی نداره در همین حد بدونید و ازش میگذریم، خلاصه بعد که یکم حرف زدیم مامان قانع شد که اونطوری هم که تعریف کردن واسش نبوده بعد گفت یکم برو اونورتر و خودشم دراز کشید کنارم رو تخت، منم یکم رفتم اونور تر به پهلو بودن دیگه ناجور بود منم تخت خوابیدم و اونم شروع کرد از خاطرات و تجربیات خودش گفتن و ی جوریایی نصیحت کردنم که تو اونجور مواقع باید چطوری با خانما برخورد کنم عصبانیتم فروکش کرده بود الان من و مامان رو تخت دراز کشیده بودیم ی ملافه نازک روی من بود و یادم افتاد که لختم هستم! به هر حال تلاش میکردم شرایطو عادی جلوه بدم تا اینکه مامان چرخید دستشو گذاشت رو سینم، لبشو چسبوند رو لپم و لپمو بوسید و گفت پسر یکی یدونه خودمی، درحالی که دستش رو سینه اینوریم بود سرشو گذاشت رو سمت قلبم منم موهاشو بوسیدم دستمو گذاشتم رو دستش، ی پرانتز باز کنم (این صمیمیت و بغل کردن برای بار اول نیست و شما وسط ی داستان رو دارید میخونید اگه قسمت های قبل و بعد داستانو دوست دارید بخونید کانال تلگــرام، مینا۴۹۲ یا اسم “نویسنده داستان” ریل مام اند سان که انتهای متن هست کپی کنید سرچ کنید). یکم که گذشت دستش از زیر دستم سر خورد بردش به سمت پهلوم، خیلی حس آرامش بخشی بود بالاتنم که لخت بیرون ملافه بود مامانم بغل گرفته بود و منو به خودش فشار میداد، ی لباس نازک تنش بود با ی ساپورت مشکی و البته با پهلوم قشنگ حس میشد که سوتینم داره ولی خب بازم همه چیز نرم بود چیزی طول نکشید که ی پاشو انداخت رو پام، از اونجایی سرش رو سینم بود پاهاش با کیرم تماسی نداشت و قسمت زانوش رو رون پام قرار گرفت مامان: شلوار پات نیست؟ من: نوچ مامان: این چه وضعه خوابیدنه؟ هر شب اینطوری میخوابی؟ من: نه فقط امشب دراوردم یهو دیدم پاش که رو پام بود داره میاد بالا مامان: شورت که پاته؟ پاشو کشید بالا که ببینه شورت پامه یا نه ولی خیلی سریع پیش رفت تا خواستم چیزی بگم پاش رو کیرم بود، هر چی تلاش کرده بودم همه چیزو عادی جلوه بدم با این حرکت همش پرید کیرم هر لحظه داشت بزرگتر میشد با دست رون پاشو هل دادم پایین ولی باز پاشو گذاشت روش مامان: باشه شورت نپوشیدی قبول ولی چرا الان انقدر بزرگ شده؟ دستمو گذاشتم رو صورتم و گفتم خب پات چسبید بهش مامان: پای مامانته وحشی به خودت مسلط باش! من: من مسلطم ولی اونکه چشم نداره ببینه پای کیه مامان خندید و گفت پس باید تنبیه بشه پاشو فشار داد رو کیرم و با همون رون و زانو فشارش میداد، بدتر تحریک شده بودم دستمو دور کمرش حلقه کردم مامان: خب باشه ظاهرا خودتم داری از کنترل خارج میشی پاشو از رو پام برداشت، خواست پاشه که اجازه ندادم محکم گرفته بودمش مامان: چیکار میکنی من: میشه بمونی؟ مامان: بابات خونه س من: باشه یکم دیگه بمون مامان: داری خطرناک میشیا من: خطرناک تویی که ی موجود که نمیتونه ببینه چی روشه رو تنبیه میکنی ی نیش خند زد و گفت موجود!؟ من: آره خب ی موجود مظلوم همینطور که ریز ریز میخندیدیم مامان گفت الهی الان دل موجودتو شکستم؟ من: آره دلش شیکس مامان: ولم کن تا از دلش دربیارم دستم که دورش بود ول کردم پاشد نشست، با نوک سه تا انگشتش کشید رو ملافه رو شکمم تا جای دقیقشو پیدا کرد، با انگشت داشت کیرمو ناز میکرد، نگاهش کردم اون چهره سکسی و نازش، موهاش که ریخته بود رو شونه‌ش تو اون نور کم اتاق خیلی سکسی بود دستشو کم کم با ملافه دور کیرم گرفت یهو با تمام قدرت دو دستی فشار داد و گفت خب چی میگفتی؟ من: چیزی نگفتم طفلک انتظار داشت از درد الان به غلط کردم بی افتم ولی خب کیر شق، و زور ی خانوم، درد گرفتن؟ اصلا منطقی نیست به روی خودمم نیوردم که اونی که فشارش بدی درد میگیره تخمامه نه خود کیر مامان: درد نمیاد یعنی؟ من: نه مگه چقدر زور داری که دردم بگیره با خنده گفت اشغال بی ادب، کیرمو ول کرد و ی سیلی به کیرم زد ی مکث کرد و گفت ملافه رو رد کن ببینمش من: نه آخه مامان: زود یالا من: میخوای چیکار کنی؟

اوووووف عجب چیزیه😍😍

#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط مش
#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط   مشاهده و دانلود فیلم🔞

Repost from N/a

Repost from N/a

⏺ عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞
عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞

🔴 کراش فور اور این بانویی که مشاهده میکنید اسمش هاناس، یکی از خفن ترین یوتیوبراییه که تو کار گیم و استریمه و تو زمان خیلی کو
🔴 کراش فور اور این بانویی که مشاهده میکنید اسمش هاناس، یکی از خفن ترین یوتیوبراییه که تو کار گیم و استریمه و تو زمان خیلی کوتاه کیر میلیون ها جوون رو سیخ کرده و تونسته محبوب بشه. فیلمشو لخت کاملشو توی ربات واستون گذاشتم فقط زیاده روی نکنید پوست پوست نشه:)))) مشاهده ویدیو

اوووووف عجب چیزیه😍😍

#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط مش
#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط   مشاهده و دانلود فیلم🔞

Repost from N/a

Repost from N/a

⏺ عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞
عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞

اوووووف عجب چیزیه😍😍

#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط مش
#افشاوطنی 🇮🇷 دوست پسرشو آورده خونش جلو اینه قمبل داده کگیر پسره هم تو ک*.*ص داره تلم*.*.به خودشم فیلم میگیره آخ اوخش فقط   مشاهده و دانلود فیلم🔞

Repost from N/a

Repost from N/a

⏺ عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞
عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞

⏺ عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞
عکس لختیِ نيوشا بلخره در اومد مشاهده🔞