مصدع اوقات
Відкрити в Telegram
895
Підписники
Немає даних24 години
+177 днів
+6630 день
Архів дописів
895
سلام عزیزانم. من هی منتظرم اینترنت مثل قبل شه که بگم خیلی دلتنگ شما و دلتنگ اینجا بودم، هی نمیشه. ظاهراً هم که کلا نمیخواد بشه.
شاید واقعا مطرح کردن چنین موضوعی از حوصلهی جمع خارج باشه و قابل درک هم هست حقیقتاً، اما دیگه از اونجایی که الان اول اردیبهشته و همونطور که اطلاع دارید اول اردیبهشت روز بزرگداشت استاد سخن فارسی، جناب آقای سعدیه، گفتم بیام و یک اظهار کسشری کنم و برم. امیدوارم آقای سعدی بابت داشتن چنین طرفداری جلوی رفقا (علیالخصوص آقای زبان پنهان) شرمنده نباشه. تعریف از خود نباشه اگر آقای سعدی استاد سخن هستن بنده هم خودم دکترای کسشر گفتن دارم؛ یعنی بیمبالغه همین پست رو میتونم تا فردا بیوقفه بنویسم و باز هم کسشر برای گفتن کم نیارم. اما چه کنم که دل مهربان و رئوفی دارم و دلم برای خواننده میسوزه. قصه رو کوتاه کنم، استاد در مورد ظلم قطعهی نغزی دارن که به نظرم خوندنش خالی از لطف نیست:
«حاکم ظالم، به سِنانِ قلم
دزدیِ بیتیروکمان میکند
گَلّهی ما را، گِلِه از گرگ نیست
اینهمه بیداد، شبان میکند
آنکه زیان میرسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان میکند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد؟ که ناطور، همان میکند»
مواعظ سعدی- قطعات- شمارهی ۸۹.
895
من فکر میکنم این چپ و چولهها با کاکولد بودنشون هیچ مشکلی ندارن. تنها چیزی که ناراحتشون میکنه اینه که بهشون یادآوری کنی ابله و کودن هستن. مثلا یهو بگی آهای زنجنده میگن جانم.
895
تو دو روز اخیر متوجه شدم صدای جلز و ولز چپها یکی از بهترین white noiseهای موجود در دنیاست.
895
با کمال احترام کیرم تو زنده و مردهی هر شخصی که الان تو اینستاگرام فعالیتِ مثلا طنزش رو دوباره از سر گرفته باشه. کیرم تو قوهی طنزت. اگه بنا بر عادیسازی باشه اول از همه مادرت رو عادی خواهم کرد.
895
حتی از آسمون و زمین و خود خورشید هم عصبانیام و واقعا برام سواله مادرجنده تو اصلا چطور روت شد بعد اون شب دوباره طلوع کنی؟
895
بابت همهچیز انقدر ناراحتم احساس میکنم تمام آدمهای جهان به ما ایرانیها بدهکارن (هستن)
895
ظرفیتم برای کسشر شنیدن مدتهاست که تموم شده. اگر علاقهای به شنیدن «کس مادرت» ندارید برای بنده سخنرانی نکنید. متشکرم.
895
این رو هم موقتاً میگم؛ اگه هرگونه صحبت با مضامین کسشری که ذرهای از رادیکال بودن دور باشه دارید اصلا باهام صحبت نکنید. من حوصلهی کسشر مسشر ندارم راستش. ناله کردن و «آی معصومه علینژاد چه حرف خوبی زد» و «آی من بین فلانی و بهمانی فرقی نمیبینم» و اینها به من گفتن یعنی کونتون میخاره. من هم الان واقعا حوصله و اعصاب خاروندن ندارم یهو دیدید با پا رفتم تو کونتون.
895
فکر هزاران هزاران نفری که دستگیر شدن و کسی ازشون خبر نداره، حتی اونهایی که کسی ازشون خبر داره. آخه اسم چند نفر رو باید صدا بزنیم؟
895
من به هر چیزی فکر میکنم تا در موردش بنویسم، متوجه میشم شدتش بسیار فراتر از اونه که من حقیر بتونم با کلمه توصیفش کنم. مثل جون عزیز آدمها که حالا فقط یه عدد شده. دست خودم نیست من واقعا نمیتونم چیزی بنویسم یا حتی به زبون بیارم. صلاحیت و شایستگی توصیف اتفاقات اخیر رو در خودم نمیبینم. یا هیچ واژهای اونقدر قدرتمند نیست، یا مغز من به معنای واقعی کلمه فلج شده. امیدوارم زنده و در سلامت باشید.
895
دروغ چرا دارم از استرس میمیرم، «اما در تاریخ ایران مقدر چنین بوده است که هرگز اهریمن را در این سرزمینِ فروغِ جاوید، امکان پای گرفتن نباشد». دوستتون دارم و مراقبت کنید.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
