uk
Feedback
هزارو‌ یک شب

هزارو‌ یک شب

Відкрити в Telegram

هزارو یک شب من پر از صدای ت‌ُ بود 🖤

Показати більше
1 347
Підписники
-424 години
-117 днів
-3630 день
Архів дописів
من همه‌ی تقصیر هارو گردن گرفتم؛ میرم ناپدید میشم و دیگه برنمیگردم، انگار که هیچوقت وجود نداشتم.

در نهایت آدم‌ها فقط بلدن گند بزنن به تصوراتی که ازشون ساختی.

‏خدایا من خیلی مراقبم ولی اگه تو دیدی که من ناخواسته دلیل درد کسی بودم . لطفا خوبش کن و منو ببخش.

یه وقت هایی هم تکلیف مشخصه، آدم دلش نمی‌خواد بپذیره.

اونجا که علی قاضی نظام میگه: “تازه داشت حالمان خوب می‌شد که باز کسی را باور کردیم”

باشد که همه‌ی چیزهای خوب دنبالت بیایند پیدایت کنند و با تو بمانند.

تو واسه حس قشنگی که بهت داشتم زیادی بی لیاقت بودی.

‏-بدترین لحظه؟ ‏ادم مورد علاقت، هیچ تلاشی برای نگه داشتن تو نمیکنه..

اما اگر مرگ من فرا رسید، و ما همدیگر را ندیدیم، این را بدان که من تو را بسیار آرزو کردم..!

‏انسان یهو به خودش میاد و می‌بینه‌ جدی جدی گناه داره.

هیچ مدرکی برای اثبات حرفم ندارم ولی تا جایگزینی نباشه سرد شدنی در کار نیست.

‏تو شریک خوبی برای رویاها و خیال‌بافی های من نبودی.

هیچوقت نگران این نباشید که ارزشتون رو فهمیدن یا نه، آدم‌ها به وقتش میدونن چی رو از دست دادن.

آدما بهت یاد میدن که هیچی بهتر از تنهایی نیست. ❤️

اشتباه من این بود که نذاشتم هیچوقت دلش برام تنگ شه همیشه بودم، انقدر که بودنم به چشم نیومد.

آدم اگه بخواد، بلده اگه نخواد هم "بهونه" بلده!

حق با حامد بهداد بود: تو منو از خوب بودن خودم پشيمون كردی.

آخرش قبول می‌کنیم که بعضی ها برای ما نیستن، مهم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.

ازم قول موندن گرفتی،موندم چرا رفتی

دیدم که آدمی می تواند شفای آدمی شود...