uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

֎ تبرئة الخلفاء من شبهات السفهاء ֎

֎ تبرئة الخلفاء من شبهات السفهاء ֎

Відкрити в Telegram

🌏مرکز پاسخ به شبهات در مورد خلفاء ↓↓ دیگر کانال های ما ↓↓ رد نصوص امامت: @legend_of_Imamate ◽کانال تبرئه ام المؤمنین عائشه از شبهات رافضه: @ayesha_world ◽کانال رد افسانه شهادت حضرت فاطمه: @shahadatefatemeh ◽آرشیو pdf مناظرات و کنفرانس ها: @arshef_sonat

Показати більше
1 224
Підписники
+324 години
+87 днів
+830 днів
Архів дописів
🕌 بخشی از شمایل خلفای راشدین 🕌 رَضِيَ اللهُ تَعَالَی عَنْهُمْ ➊ حضرت ابوبکر صدّيق ➋ حضرت عمر فاروق ➌ حضرت عثمان شهيد ➍ حضرت علي مرتضی ➎ حضرت حسن مجتبی

🌴🕌 بِسۡـــمِ‌ٱلله‌ٱلرَّحۡمَـٰنِ‌ٱلرَّحِـــیمِ 🕌🌴 ⭕️ یکی از اساسی‌ترین سؤالات شیعیان : ✍🏻 چرا پیامبر خدا ﷺ برای حکومت و جانشینی بعد از خودش، کسی را تعیین نفرمود؟ آیا مگر دلسوز امّتش نبود، تا کسی را مشخّص کند و از اختلافات، جلوگیری نماید ⁉️ به‌عبارت دیگر : 🔺 آنحضرت ﷺ برای خلافت بعد از خودش چه کرد؟ و تا چه‌حد به‌این موضوع اهتمام ورزید ⁉️ ⓿ ابتدا پاسخ نقضی : پیامبرِ شیعه چه کرد؟ ✅ اینک پاسخ حلّي مَساعي و اهتمامات رسول خدا ﷺ در معرّفی خلیفه‌ی بعد از خودش و اشارات بر حضرت ابوبکر صدّيق {رَضِيَ اللهُ عَنْه} ⬇️ ➊ ابوبکر، اوّلین مسلمان ➋ ابوبکر، نخستین فرد بهشت ➌ ابوبکر، محبوب‌ترین فرد نزد پیامبر ➍ ابوبکر، افضل از تمام اهل‌بهشت ➎ ابوبکر، برتر از تمام مؤمنان ➏ ابوبکر، یار ویژه‌ی رسول الله ➐ ابوبکر، از همه باتقواتر ➑ ابوبکر، دلسوزترین فرد برای امّت ❾ ابوبکر، پیشوا و مقتدای تمام مؤمنان ❿ ابوبکر، شایسته‌ی خلافت بعد از من ⓫ خلافت، شورایی خواهد بود نکته : چرا خلافت شورایی بهتر است؟ ⓬ بعد از من، سراغ ابوبکر بروید ⓭ بعد از من، به ابوبکر اقتدا کنید ⓮ بیش از همه، ممنون ابوبکر هستم ⓯ ابوبکر، از همه به‌من نزدیک‌تر است ⓰ بعد از من، زکات را به ابوبکر بدهید ⓱ پیش‌نمازی ابوبکر در ایام بیماری پیامبر ⓲ قلم‌ودوات بیاورید تا ابوبکر را تعیین کنم ⓳ ابوبکر باید به‌جای من امامت کند ⓴ بیعت اهل‌بیت با ابوبکر صدّیق ⓿ بیعت کل مهاجرین و انصار و تمام مسلمانان @kholaf_a

كشف شبهات العقبة.pdf2.54 MB

📌 امام معصوم : یحیی از زکریا کتاب و حکمت را به ارث برد ! ✍🏼 شاید دیده باشید شیعیانی را که سنگ فدک را به سینه میزنند، و داد میزنند حق سیده فاطمه (رضي الله عنها) غصب شده، در حالیکه در روایات صحیح شان آمده است : عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : وفضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر النجوم ليلة البدر وإنّ العلماء ورثة الأنبياء إنّ الأنبياء لم يورثوا ديناراً ولا درهماً ولكن ورثوا العلم فمن أخذ منه أخذ بحظ وافر ✅ الرواية صحيحة الإسناد . 🔶🔸 ترجمه : از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: …. و برتری عالم بر عابد، چون برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است. و به‌راستی که علما، وارثان پیامبرانند؛ پیامبران دینار و درهمی به ارث نگذاشتند، بلکه دانش را به ارث نهادند. پس هر که از آن برگیرد، بهره‌ای فراوان برده است.» 👳‍♂️ حسین مظاهری می‌گوید : أمّا السند فصحيحٌ عند القدماء والمتأخّرين لا إشكال لأحدهم فيه . 📚 فقه الولاية والحكومة الإسلامية، ج 1، الشيخ حسين المظاهري، ص 210 ✍🏼 بعضا دوستان شیعی بی‌خبر از اقوال معصوم به آیاتی استناد میکنند تا ثابت بسازند پیامبران ارث میگذارند ! ☑️ در این خصوص امام معصوم پاسخ میدهد، منظور از ارث در آیات کتاب و حکمت هست نه آن موردی که شیعیان در ذهن دارند : 1 - عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن عيسى ،عن ابن محبوب ، عن هشام بن سالم ، عن يزيد الكناسي ، قال : سألت أبا جعفر عليه السلام …. ثم مات زكريا فورثه ابنه يحيى الكتاب والحكمة وهو صبي صغير ، أما تسمع لقوله عز وجل : " يا يحيى خذ الكتاب بقوة وآتيناه الحكم صبيا. 🔶🔸 ترجمه : از امام باقر (علیه‌السلام) پرسیدم … سپس زکریا درگذشت و پسرش یحیی، کتاب و حکمت را به ارث برد، در حالی که کودک کوچکی بود. مگر سخن خداوند عزوجل را نشنیده‌ای که فرمود: «ای یحیی، کتاب را با نیرو بگیر و ما در کودکی به او حکمت عطا کردیم.» 📚الکافي , الجزء۱ , الصفحة۳۸۲ ✅ تصحیح في الصحيح عن يزيد الكناسي 📚من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 176 الحديث الأول: كالصحيح 📚مرآة العقول، ج 4، العلامة المجلسي، ص 242 @kholaf_a

🛑برسی روایات کتب شیعه در مورد خلفای راشدین أحمد بن محمد عن عمر بن عبدالعزيز عن محمد بن الفضيل عن الثمالي عن علي بن الحسين قا
+1
🛑برسی روایات کتب شیعه در مورد خلفای راشدین
أحمد بن محمد عن عمر بن عبدالعزيز عن محمد بن الفضيل عن الثمالي عن علي بن الحسين قال: قلت له: أسألك جعلت فداك عن ثلاث خصال انفي عني فيه التقية، قال: فقال: ذلك لك، قلت: أسألك عن فلان وفلان، قال: فعليهما لعنة الله بلعناته كلها، ماتا والله وهما كافران مشركان بالله العظيم. 📚بصائر الدرجات ۱/۲۷۰
✍🏻بررسی ضعف سند: 👤عمر بن عبدالعزیز ← ضعیف [255] عمر بن عبد العزيز اسمه ونسبه: عمر بن عبد العزيز: يكنّى أبا حفص، ويلقّب بزحل، عربي بصري. خلاصة القول فيه: مخلّط، يروي المناكير، ضعّفه ابن شاذان، والنجاشي، وعدّه من الضعفاء: العلّامة وابن داوود والجزائري ومحمّد طه نجف والبهبودي. 📚الضعفاء من رجال الحديث ۲/۴۶۳ 👤 محمد بن الفضیل الصیرفي ← ضعیف [330]: محمّد بن الفضيل الأزدي‌ خلاصة القول فيه: ضعيف، غالٍ، ضعّفه الشيخ الطوسي، وعدّه من الضعفاء العلّامة الحلّي، وابن داوود، والجزائري، ومحمّد طه نجف، والبهبودي، وفي بعض رواياته يظهر منها الغلو والتخليط. 📚الضعفاء من رجال الحديث ۳/٢٥١ @kholaf_a

🔺 در این روزها که عده‌ای بیچاره و مفلس و بخت‌برگشته، مشغول لعن و توهین به یاران و جانشینان سیّدالمرسلین ﷺ هستند؛ 🫵🏻 تو امّا خدا و رسول را خشنود کن، و برای مهاجرین و انصار، دعای خیر بنما. 🕌 پروردگار ﷻ در سوره‌ی حشر، ابتدا سخن از #مهاجرین می‌آورد و می‌فرماید : ﴿لِلۡفُقَرَاۤءِ ٱلۡمُهَاجِرِینَ ٱلَّذِینَ أُخۡرِجُوا۟ مِن دِیَارِهِمۡ وَأَمۡوَالِهِمۡ یَبۡتَغُونَ فَضۡلࣰا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَانࣰا وَیَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۤۚ أُو۟لَـٰۤئِكَ هُمُ ٱلصَّادِقُونَ﴾ [الحشر ٨] سپس #انصار را می‌فرماید : ﴿وَٱلَّذِینَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِیمَـٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ یُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَیۡهِمۡ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمۡ حَاجَةࣰ مِّمَّاۤ أُوتُوا۟ وَیُؤۡثِرُونَ عَلَىٰۤ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةࣱۚ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُو۟لَـٰۤئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾ [الحشر ٩] ✅ و در نهایت فرمود : ﴿وَٱلَّذِینَ جَاۤءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ یَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَانِنَا ٱلَّذِینَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِیمَانِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلࣰّا لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ رَبَّنَاۤ إِنَّكَ رَءُوفࣱ رَّحِیمٌ﴾ [الحشر ١٠] 📖 و آنان که بعد از مهاجرین و انصار می‌آیند، می‌گویند : پروردگارا، ما را بیامرز و نیز برادران‌مان را که در ایمان آوردن، از ما سبقت گرفتند، رحمت کن. و در قلب‌های ما هیچ کدورتی از این مؤمنان قرار مده. خداوندا، تو بسیار رؤوف و مهربانی.

#افسانه‌ی #نهم_ربیع ⭕️ یکی از بدعت‌های شاخدار که عده‌ای از روافض، گرفتار آن هستند؛ همین مسأله‌ی #نهم_ربیع است. 🔆 عده‌ای به‌گمان اینکه چنین روزی، سالروز شهادت حضرت عمر است، جشن می‌گیرند!!! و درود بر «ابولؤلؤه آتش‌پرست» قاتل حضرت عمر می‌فرستند!! 📆 این درحالی است که حضرت عمر فاروق (رَضِيَ ٱللَّهُ تَعَالَی عَنْه) در 26 ذی‌حجه ضربت خورده و در شب اول محرم، از دنیا رفته است. ♻️ تمام علمای اهل‌سنت و تاریخ‌نویسان، همگی اجماع دارند که امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب (رضي الله عنه) در اواخر ذی‌حجه از دنیا رفته. و جالب است بدانید که علمای شیعه نیز، همگی همین نظر را دارند. و هیچ عالم معتبری، وفات ایشان را در #نهم_ربیع ندانسته است. 📝 در اینجا سخنان بزرگان رافضه را در باب «روز شهادت حضرت عمر» را ذکر می‌کنیم: 1⃣ شيخ مفيد: در روز 26 ذی‌حجه سال 23 هجری، عمر بن الخطاب ضربت خورد. 📚مسار الشیعة ص42 2⃣ علامه حلّی: در 26 ذی‌حجه سال 23 هجری، عمر بن الخطاب ضربت خورد و در 29 این ماه (شب اول محرم) از دنیا رفت. 📚تذكرة الفقهاء ج6 ص195 3⃣ علامه ابن‌ادریس حلی: در روز 26 ذی‌حجه سال 23 هجری، عمر بن الخطاب ضربت خورد. و بر بعضی شیعیان اشتباه شده که وفات او در نهم ربیع الاول است. که این قطعا خطاست بر طبق اجماع مورّخین و سیره نویسان. چنانکه شیخ مفید نیز همین را محقق دانسته. 📚السرائر ج1 ص418 4⃣ علامه مجلسی: اینکه ذکر شد که وفات عمر بن الخطاب در ماه ذی‌حجه بوده، این قولِ مشهور بین فقهای شیعه است. شیخ کفعمی می‌گوید : بسیاری از شیعیان خیال میکنند که روز نهم ربیع الاول، روز وفات عمر بن الخطاب است. اما این صحت ندارد. علامه ابن‌ادریس نیز میگوید : هرکس خیال کند که عمر بن الخطاب در نهم ربیع الاول از دنیا رفته، طبق اجماع مورّخین و سیره نویسان، اشتباه کرده. شیخ مفید نیز همین را در کتاب تاریخ گفته. لذا عمر بن الخطاب در دوشنبه 26 ذیحجه سال 23 هجری از دنیا رفت. علمای شیعه مثل علامه ابن ادریس حلی وشیخ مفید وابن طاوس و.. همگی تصریح به این موضوع کرده اند. بلکه باید گفت که اجماع علمای شیعه ونیز اهل سنت، بر این واقع شده (که روز وفات او در 26 ذی‌حجه بوده) 📚بحار الانوار ج31 ص118 5⃣ شیخ کفعمی: عمر بن خطاب در 27 ذى‏الحجه ضربه خورد. و هرکس خیال کرده که او در نهم ربیع به قتل رسیده، بى‌گمان اشتباه کرده است. 📚المصباح ص510 6⃣ شیخ عباس قمی: بدان كه گاهى كه عمر بن الخطاب در جناح سفر آخرت بود، امر خلافت را در ميان شش نفر به شورى افكند ومدت آنرا سه روز قرار داد چنانكه روز بيست وششم ذي‌حجه معلوم شد. پس از آنكه عمر در سلخ ماه ذی‌الحجة درگذشت تا سه روز كار خلافت به جهت شورى تأخير افتاد وعاقبت بر عثمان قرار گرفت. 📚وقايع الايام ج8 ص15 7⃣ شیخ رضی الدین حلی: در روز 26 ذی‌حجه سال 23 هجری، ابوحفص عمر بن الخطاب القرشی، ضربت خورد. 📚العدد القویه ص328 8⃣ علامه عسگری: ابولؤلؤه، بَرده مغیره، در 26 ذی‌حجه سال 23 عمر بن الخطاب را ضربت زد و او در شب اول محرم سال 24 در حجره پیامبر ﷺ و کنار ابوبکر دفن شد. 📚احادیث ام المؤمنین ج1 ص85 9⃣ علامه نمازی: عمر بن الخطاب بن نفیل القرشی ابوحفص، دومین خلیفه اهل سنت؛ در 26 ذی‌حجه سال 23 هجری، ضربت خورد و از دنیا رفت. 📚مستدرک سفینه ج7 ص424 🔟 سید جعفر مرتضی عاملی: اینکه ادعا می‌شود عمر بن الخطاب در چنین روزی (نهم ربیع‌الاول) به دست ابولؤلؤه از دنیا رفته، صحت ندارد. زیرا وفات او در 26 ذی‌حجه بوده نه ربیع‌الاول. ومراجعه به کتب تاریخی، بیانگر همین مطلب است. 📚مختصر مفید ج6 ص241 1⃣1⃣ علامه بهاءالدین عاملی: در 26 ذی‌حجه، ابولؤلؤ، عمر بن الخطاب را خنجر زد. و او در 29 این ماه (شب اول محرم) از دنیا رفت. 📚توضیح المقاصد ج1 ص33 2⃣1⃣ علامه محمد امین زین: وفات او در اواخر ذی‌حجه سال 23 به دست ابولؤلؤه بَرده مغیره بود. ابولؤلؤه، نصرانی و یا آتش‌پرست بود. 📚الشیعة في التاریخ ج11 ص105 3⃣1⃣ آیت الله خوئی: این ادعا که خلیفه دوم در نهم ربیع الأول ترور شده داستانی است که در میان عوام، و نه عالمان، شهرت یافته است؛ زیرا گزارش های تاریخی خلاف این ادعا را ثابت کرده و روز 26 ذی حجه را سالروز وقوع این حادثه می داند. 📚موسوعة الامام الخوئي ج10 ص50 ⁉️ آیا یک ایرانی مسلمان، از شهادت کسی که اسلام را برای او آورده، خوشحال می‌شود؟! فتأمّلوا.......

ای به فدای دستخط مبارکت 🕌 کوری چشم رافضه و دشمنان صحابه، باستان‌شناسان به‌تازگی دستخطي مربوط به صدر اسلام یافته‌اند که توسط یکی از صحابه [احتمالاً به‌دست خود حضرت عمر] نوشته شده : 🌴 اللهُ وَلِيُّ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ 🌴 ✍🏻 «الله» یار و یاور و پشتیبان «عمر بن خطّاب» در دنیا و آخرت است. هیچ معبودی به‌جز «الله متعال» نیست. ﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ یُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَاتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾ [البقرة ٢٥٧] @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 حَدَّثَنَا مُوسَى قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ قَالَ : حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ عُمَيْرٍ، عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ : «شَكَا أَهْلُ الْكُوفَةِ سَعْدًا إِلَى عُمَرَ {رَضِيَ اللهُ عَنْهُ} فَعَزَلَهُ وَاسْتَعْمَلَ عَلَيْهِمْ عَمَّارًا، فَشَكَوْا حَتَّى ذَكَرُوا أَنَّهُ لَا يُحْسِنُ يُصَلِّي، فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ فَقَالَ : يَا أَبَا إِسْحَاقَ، إِنَّ هَؤُلَاءِ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ لَا تُحْسِنُ تُصَلِّي؟ قَالَ أَبُوإِسْحَاقَ : أَمَّا أَنَا، وَاللهِ فَإِنِّي كُنْتُ أُصَلِّي بِهِمْ صَلَاةَ رَسُولِ اللهِ ﷺ مَا أَخْرِمُ عَنْهَا، أُصَلِّي صَلَاةَ الْعِشَاءِ، فَأَرْكُدُ فِي الْأُولَيَيْنِ، وَأُخِفُّ فِي الْأُخْرَيَيْنِ. قَالَ : ذَاكَ الظَّنُّ بِكَ يَا أَبَا إِسْحَاقَ. فَأَرْسَلَ مَعَهُ رَجُلًا، أَوْ رِجَالًا، إِلَى الْكُوفَةِ فَسَأَلَ عَنْهُ أَهْلَ الْكُوفَةِ، وَلَمْ يَدَعْ مَسْجِدًا إِلَّا سَأَلَ عَنْهُ، وَيُثْنُونَ مَعْرُوفًا، حَتَّى دَخَلَ مَسْجِدًا لِبَنِي عَبْسٍ، فَقَامَ رَجُلٌ مِنْهُمْ يُقَالُ لَهُ: أُسَامَةُ بْنُ قَتَادَةَ، يُكَنَّى أَبَاسَعْدَةَ قَالَ : أَمَّا إِذْ نَشَدْتَنَا فَإِنَّ سَعْدًا كَانَ لَا يَسِيرُ بِالسَّرِيَّةِ، وَلَا يَقْسِمُ بِالسَّوِيَّةِ، وَلَا يَعْدِلُ فِي الْقَضِيَّةِ، قَالَ سَعْدٌ: أَمَا وَاللهِ لَأَدْعُوَنَّ بِثَلَاثٍ: اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ عَبْدُكَ هَذَا كَاذِبًا، قَامَ رِيَاءً وَسُمْعَةً، فَأَطِلْ عُمْرَهُ، وَأَطِلْ فَقْرَهُ، وَعَرِّضْهُ بِالْفِتَنِ. وَكَانَ بَعْدُ إِذَا سُئِلَ يَقُولُ: شَيْخٌ كَبِيرٌ مَفْتُونٌ، أَصَابَتْنِي دَعْوَةُ سَعْدٍ. قَالَ عَبْدُ الْمَلِكِ : فَأَنَا رَأَيْتُهُ بَعْدُ قَدْ سَقَطَ حَاجِبَاهُ عَلَى عَيْنَيْهِ مِنَ الْكِبَرِ، وَإِنَّهُ لَيَتَعَرَّضُ لِلْجَوَارِي فِي الطُّرُقِ يَغْمِزُهُنَّ.» ✍🏻 در صحیح شریف بخاري از قول حضرت جابر بن سَمُره آمده که : حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} آنقدر به سخنان رعیت گوش می‌داد و مردم به‌راحتی نزد ایشان از والیان و کارگزاران انتقاد می‌کردند و ایشان ترتیب‌اثر می‌داد. تا جایی که اهل کوفه به حضرت عمر نامه نوشته بودند و انتقادشان این بود که : والی ما، نماز عشاء را طول می‌دهد! 📚 صحيح البخاري ١/‏١٥١ @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ : أَخْبَرَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرِ بْنِ رَبِيعَةَ، وَكَانَ أَبُوهُ شَهِدَ بَدْرًا : إِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ، اسْتَعْمَلَ قُدَامَةَ بْنَ مَظْعُونٍ عَلَى الْبَحْرَيْنِ وَهُوَ خَالُ حَفْصَةَ وَعَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ. فَقَدِمَ الْجَارُودُ سَيِّدُ عَبْدِ الْقَيْسِ عَلَى عُمَرَ مِنَ الْبَحْرَيْنِ فَقَالَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ قُدَامَةَ شَرِبَ فَسَكِرَ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ حَدًّا مِنْ حِدُودِ اللَّهِ حَقًّا عَلَيَّ أَنْ أَرْفَعَهُ إِلَيْكَ. فَقَالَ عُمَرُ : «مَنْ يَشْهَدُ مَعَكَ» قَالَ : أَبُوهُرَيْرَةَ: فَدَعَا أَبَاهُرَيْرَةَ فَقَالَ : بِمَ أَشْهَدُ؟ قَالَ : لَمْ أَرَهُ يَشْرَبُ وَلَكِنِّي رَأَيْتُهُ سَكْرَانَ. فَقَالَ عُمَرُ : لَقَدْ تَنَطَّعْتَ فِي الشَّهَادَةِ. قَالَ : ثُمَّ كَتَبَ إِلَى قُدَامَةَ أَنْ يَقْدِمَ إِلَيْهِ مِنَ الْبَحْرَيْنِ... فَقَالَ عُمَرُ لِقُدَامَةَ : «إِنِّي حَادُّكَ» فَقَالَ : لَوْ شَرِبْتَ كَمَا يَقُولُونَ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تَجْلُدُونِي. فَقَالَ عُمَرُ : «لِمَ؟» قَالَ قُدَامَةُ : قَالَ اللَّهُ تَعَالَى ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا﴾ الْآيَةُ. فَقَالَ عُمَرُ : «أَخْطَأْتَ التَّأْوِيلَ إِنَّكَ إِذَا اتَّقَيْتَ اجْتَنَبْتَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْكَ»... وَأَصْبَحَ يَوْمًا وَقَدْ عَزَمَ عَلَى جَلْدِهِ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ : «مَاذَا تَرَوْنَ فِي جَلْدِ قُدَامَةَ» قَالُوا : لَا نَرَى أَنْ تَجْلِدَهُ مَا كَانَ ضَعِيفًا فَقَالَ عُمَرُ : «لَأَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَحْتَ السِّيَاطِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَلْقَاهُ، وَهُوَ فِي عُنُقِي ائْتُونِي بِسَوْطٍ تَامٍّ» فَأَمَرَ بِقُدَامَةَ فَجُلِدَ. ✍🏻 عبدالله بن عامر می‌گوید : به حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} خبر رسید که یکی از والیان ایشان بر بحرین، فلان خطا را کرده. آنحضرت جستجو کرد و دید که خبر حقیقت دارد. آن والی را [با اینکه برادرخانم حضرت عمر بود] بلافاصله عزل کرد و دستور داد به مدینه بیاورند و شخصاً بر او حد زد! 📚 مصنف عبد الرزاق ٩/‏٢٤٠ ✅ إسناد صحيح @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ نُمَيْرٍ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنْ أَنَسٍ قَالَ : «تَقَرْقَرَ بَطْنُ عُمَرَ قَالَ : وَكَانَ يَأْكُلُ الزَّيْتَ عَامَ الرَّمَادَةِ وَكَانَ قَدْ حَرَّمَ عَلَيْهَا السَّمْنَ، قَالَ : فَنَقَرَ بَطْنَهُ بِإِصْبَعِهِ وَقَالَ : «تَقَرْقَرْ تقرقرك، إِنَّهُ لَيْسَ لَكَ عِنْدَنَا غَيْرُهُ حَتَّى يَحْيَى النَّاسُ» و في رواية أخری : قَالَ «وَاللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا مَا تَرَى حَتَّى يُوَسِّعَ اللَّهُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ» ✍🏻 خادم رسول‌الله ﷺ حضرت انَس بن مالک می‌گوید : در عام‌الرماده که قحطی آمده بود، حضرت عمر را دیدم که روغن زیتون می‌خورد و کره را بر خود ممنوع کرده بود. [روغن زیتون در آن زمان، به‌علت طعم و بوی نامطبوع، بسیار ارزان و ناچیز بوده و بیشتر کره‌ی حیوانی می‌خوردند.] راوی می‌گوید : حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} به‌شدت گرسنه بودند و به شکم خود زد و گفت : غیر از همین اندک، چیز دیگری نداریم! تا آن زمانی که وضع بقیه مردم نیز بهبود شود. 📚 طبقات ابن‌سعد ٣١٣/٣ 📚 الزهد لأحمد بن حنبل ١/‏٩٦ 📚 تاريخ المدينة لابن شبة ٢/‏٧٤٢ ✅ سند صحيح @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 وَأَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ الْحَافِظُ، حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُثْمَانَ التَّنُوخِيُّ، حَدَّثَنَا مُعَاوِيَةُ بْنُ حَفْصٍ الْكُوفِيُّ، أَنْبَأَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ عَنْ هِشَامٍ عنِ ابنِ سِيرِينَ قَالَ : إِنْ كَانَ عُمَرُ {رَضِيَ اللهُ عَنْهُ} لَيَسْتَشِيرُ فِي الْأَمْرِ، حَتَّى إِنْ كَانَ لَيَسْتَشِيرُ الْمَرْأَةَ، فَرُبَّمَا أَبْصَرَ فِي قَوْلِهَا، أَوِ الشَّيْءَ يَسْتَحْسِنُهُ، فَيَأْخُذُ بِهِ. ✍🏻 امام ابن‌سیرین فرمود : حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} در امر حکومت، همیشه از همه مشورت می‌گرفت. تا جایی که از زن‌ها نیز مشورت می‌گرفت و از نظرات‌شان استفاده می‌نمود. 📚 سنن البيهقي ١٠/‏١٩٣ ✅ إسناده حسن إلى ابن سيرين وروايته عن عمر مرسلة، وقد أثنى العلماء على مراسيله. [جامع التحصيل للعلائي/٩٠] @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِيٍّ الرُّوذْبَارِيُّ، أَنْبَأَنَا أَبُو عَلِيٍّ الْفَسَوِيُّ، بِالْبَصْرَةِ، حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ سُفْيَانَ، حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى، أَنْبَأَنَا يُوسُفُ الْمَاجِشُونُ، وَأَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْمَعْرُوفِ الْفَقِيهُ، أَنْبَأَنَا بِشْرُ بْنُ أَحْمَدَ الْإِسْفَرَايِينِيُّ، أنبأ أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ نَصْرٍ الْحَذَّاءُ، ثنا عَلِيُّ بْنُ الْمَدِينِيِّ، ثنا يُوسُفُ بْنُ الْمَاجِشُونُ، قَالَ: قَالَ لَنَا ابْنُ شِهَابٍ أَنَا وَابْنُ أَخِي، وَابْنُ عَمٍّ لِي، وَنَحْنُ غِلْمَانٌ أَحْدَاثٌ، نَسْأَلُهُ عَنِ الْحَدِيثِ : «لَا تَحْقِرُوا أَنْفُسَكُمْ لِحَدَاثَةِ أَسْنَانِكُمْ، فَإِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ {رَضِيَ اللهُ عَنْهُ} كَانَ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْأَمْرُ الْمُعْضِلُ دَعَا الْفِتْيَانَ فَاسْتَشَارَهُمْ، يَبْتَغِي حِدَّةَ عُقُولِهِمْ» ✍🏻 امام ابن‌شهاب زُهري فرمود : حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} هرگاه مسأله‌ای پیش می‌آمد، جوان‌ها را فرامی‌خواند و از آنها مشورت می‌گرفت. 📚 سنن البيهقي ١٠/‏١٩٣ ✅ صحيح إلی ابن شهاب @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ : أَخْبَرَنَا شُعَيْبٌ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ : أَخْبَرَنِي عُبَيْدُ اللهِ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُتْبَةَ : أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ قَالَ : «قَدِمَ عُيَيْنَةُ بْنُ حِصْنِ بْنِ حُذَيْفَةَ، فَنَزَلَ عَلَى ابْنِ أَخِيهِ الْحُرِّ بْنِ قَيْسٍ، وَكَانَ مِنَ النَّفَرِ الَّذِينَ يُدْنِيهِمْ عُمَرُ، وَكَانَ الْقُرَّاءُ أَصْحَابَ مَجَالِسِ عُمَرَ وَمُشَاوَرَتِهِ كُهُولًا كَانُوا أَوْ شُبَّانًا، فَقَالَ عُيَيْنَةُ لِابْنِ أَخِيهِ: يَا ابْنَ أَخِي، هَلْ لَكَ وَجْهٌ عِنْدَ هَذَا الْأَمِيرِ، فَاسْتَأْذِنْ لِي عَلَيْهِ، قَالَ: سَأَسْتَأْذِنُ لَكَ عَلَيْهِ، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: فَاسْتَأْذَنَ الْحُرُّ لِعُيَيْنَةَ، فَأَذِنَ لَهُ عُمَرُ، فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ: هِيْ يَا ابْنَ الْخَطَّابِ، فَوَاللهِ مَا تُعْطِينَا الْجَزْلَ، وَلَا تَحْكُمُ بَيْنَنَا بِالْعَدْلِ. فَغَضِبَ عُمَرُ حَتَّى هَمَّ أَنْ يُوقِعَ بِهِ، فَقَالَ لَهُ الْحُرُّ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّ اللهَ تَعَالَى قَالَ لِنَبِيِّهِ ﷺ: ﴿خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ﴾ وَإِنَّ هَذَا مِنَ الْجَاهِلِينَ، وَاللهِ مَا جَاوَزَهَا عُمَرُ حِينَ تَلَاهَا عَلَيْهِ، وَكَانَ وَقَّافًا عِنْدَ كِتَابِ اللهِ» ✍🏻 در صحیح شریف بخاري آمده که حضرت ابن‌عبّاس فرمود : قاریان و افراد قرآن‌شناس، مشاوران اصلی و همنشینان خاص حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} بودند. چه جوان و چه مُسِن. و حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} عادت‌شان بر این بود که اگر در مسأله‌ای به قرآن استناد می‌شد و از قرآن استدلال می‌شد؛ بسیار بسیار استقبال می‌کرد و بر همان، توقّف می‌کرد و اصلاً ادامه نمی‌داد. 📚 صحيح البخاري ٦/‏٦٠ @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 حضرت، شخصاً شبانه با لباس مبدّل در شهر می‌چرخید و حراست را زیر نظر داشت. 🔺 عَبْدُ الرَّزَّاقِ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ عَنِ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ : أَنَّهُ حَرَسَ لَيْلَةً مَعَ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ بِالْمَدِينَةِ، فَبَيْنَا هُمْ يَمْشُونَ شَبَّ لَهُمْ سِرَاجٌ فِي بَيْتٍ، فَانْطَلَقُوا يَرُومُونَه، حَتَّى إِذَا دَنَوْا مِنْه، إِذَا بَابٌ مُجَافٍ عَلَى أَقْوَامٍ، لَهُمْ فِيهِ أَصْوَاتٌ مُرْتَفِعَةٌ وَلَغَطٌ، قَالَ: فَقَالَ عُمَرُوَ أَخَذَ بِيَدِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ : ثُمَّ قَالَ: أَتَدْرِي بَيْتَ مَنْ هَذَا؟ قَالَ : قُلْتُ: لَا، قَالَ: هُوَ بَيْتُ رَبِيعَةَ بْنِ أُمَيَّةَ بْنِ خَلَفٍ، وَهُمُ الْآنَ شَرْبٌ، فَمَا تَرَى؟ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ : أَرَى قَدْ أَتَيْنَا مَا نَهَانَا اللَّهُ عَنْه، فَقَالَ : ﴿وَلَا تَجَسَّسُوا﴾ فَقَدْ تَجَسَّسْنَا فَانْصَرَفَ عَنْهُمْ عُمَرُ وَتَرَكَهُمْ. ✍🏻 حضرت عبدالرحمن می‌گوید : شبی با حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} در کوچه‌های مدینه حراست می‌کردیم. خانه‌ای را دیدیم که چراغش روشن بود. عَمرو گفت : در این خانه، مشغول شُرب‌خَمر هستند. چه دستور می‌دهید؟ حضرت عبدالرحمن {رَضِيَ اللهُ عَنْه} فرمود : به‌نظرم به دستور خدا عمل کنیم که فرمود «تجسّس نکنید». سیدنا عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} پسندید و فرمود رها کنیم و به مسیرمان برویم. 📚 مصنف عبدالرزاق الصنعاني ٩/‏٤١٩ ✅ سند صحيح @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ، حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ عَنْ حُصَيْنٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ : «رَأَيْتُ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ {رَضِيَ اللهُ عَنْهُ} قَبْلَ أَنْ يُصَابَ بِأَيَّامٍ بِالْمَدِينَةِ... فَقَالَ عُمَرُ : لَئِنْ سَلَّمَنِي اللهُ، لَأَدَعَنَّ أَرَامِلَ أَهْلِ الْعِرَاقِ لَا يَحْتَجْنَ إِلَى رَجُلٍ بَعْدِي أَبَدًا. ✍🏻 در صحیح شریف بخاري از عَمرو بن مَیمون روایت است که گفت : چند روز قبل از وفات حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} از ایشان شنیدم که می‌فرمود : اگر عمر من کفایت بدهد، تدبیری اندیشیده‌ام که در سراسر عراق، هیچ زن بیوه‌ای باقی نماند که احتیاجی به چیزی داشته باشد و محتاج کسی نباشد. 📚 صحيح البخاري ٥/‏١٥

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنِي أبِي، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ يَزِيدَ، حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ : حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ خَدِيجٍ قَالَ : «بَعَثَنِي عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ إِلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ بِفَتْحِ الْإِسْكَنْدَرِيَّةِ، فَقَدِمْتُ الْمَدِينَةَ فِي الظَّهِيرَةِ فَأَنَخْتُ رَاحِلَتِي بِبَابِ الْمَسْجِدِ ثُمَّ دَخَلْتُ الْمَسْجِدَ إِذْ خَرَجَتْ جَارِيَةٌ مِنْ مَنْزِلِ عُمَرَ فَرَأَتْنِي سَاحِبًا عَلَى ثِيَابِ السَّفَرِ فَانْصَرَفْتُ، فَقَالَتْ : أَجِبْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَذَكَرَ الْحَدِيثَ قَالَ : يَا جَارِيَةُ هَلْ مِنْ طَعَامٍ؟ فَأَتَتْ بِخُبْزٍ وَزَيْتٍ قَالَ: كُلْ، فَأَكَلْتُ عَلَى حَيَاءٍ قَالَ: كُلْ فَإِنَّ الْمُسَافِرَ يُحِبُّ الطَّعَامَ، ثُمَّ قَالَ: يَا جَارِيَةُ هَلْ مِنْ تَمْرٍ فَأَتَتْنِي بِتَمْرٍ فِي طَبَقٍ قَالَ: كُلْ فَأَكَلْتُ عَلَى حَيَاءٍ ثُمَّ قَالَ: مَاذَا قُلْتَ يَا مُعَاوِيَةُ حِينَ أَتَيْتَ الْمَسْجِدَ؟ قَالَ قُلْتُ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَائِلٌ، [أي : نائم نوم القيلولة] قَالَ : بِئْسَ مَا قُلْتَ أَوْ بِئْسَ مَا ظَنَنْتَ لَئِنْ نِمْتُ النَّهَارَ لَأُضَيِّعَنَّ الرَّعِيَّةَ وَلَئِنْ نِمْتُ اللَّيْلَ لَأُضَيِّعَنَّ نَفْسِي، فَكَيْفَ بِالنَّوْمِ مَعَ هَذَيْنِ يَا مُعَاوِيَةُ» ✍🏻 معاوية بن خدیج می‌‌گويد : از مصر، به مدینه آمدم و خدمت حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} رفتم. ظهر بود، با خودم گفتم اکنون امیرمؤمنان مشغول استراحت و خواب قیلوله اند. اندکی بعد، حضرت عمر آمد و فرمود : چرا وارد نشدی؟ گفتم : گمان داشتم شاید خواب باشید. حضرت عمر فرمود : چه گمان اشتباهی کردی برادر! من اگر روز بخوابم، حق رعیت و مردم، تضییع می‌گردد. و اگر شب را تماماً بخوابم، خودم را تضییع کرده‌ام [یعنی از عبادت شباهنگاه، محروم شده‌ام] بنابراین ای معاویة بن خدیج، با این دو [یعنی حق خدا و حق مردم] چگونه وقت خود را به خواب بگذرانم! 📚 الزهد لأحمد بن حنبل ١/‏١٠١ ✅ سند حسن @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 🔺 مُعَاوِيَةُ بْنُ هِشَامٍ قَالَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي مِجْلَزٍ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ : يَا آلَ بَنِي تَمِيمٍ. فَحَرَمَهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ عَطَاءَهُمْ سَنَةً ثُمَّ أَعْطَاهُمْ إِيَّاهُ مِنَ الْعَامِ الْمُقْبِلِ. ✍🏻 ابوملجز می‌گوید : یکی از [کارگزاران] به قوم و قبیله‌ی خود افتخار کرد و سر و صدا راه انداخت که : آهای آل بنی‌تمیم! راوی می‌گوید : حضرت عمر آنها را یک‌سال، از خراج و عطاء [یارانه] محروم کرد. تا تنبیه شوند. و سال بعد، هردو خراج دو سال را به آنها پرداخت. 📚 مصنف ابن أبي شيبة ٧/‏٤٦٣ ✅ حدیث صحیح ✍🏻 وذلك تأديبًا لهذا الرجل الذي أراد إثارة العصبيات والحميات الجاهلية. ومن الآثار المروية عن عمر الدالة بمجموعها على معاقبة عمر من اعتز وتفاخر بقومه ونسبه. ✅ رواه عبد الرزاق / الأمالي ص ٧٨، ابن أبي شيبة / المصنف ٧/ ٤٦٣، صحيح من طريق عبد الرزاق. قال : أخبرنا ابن المبارك عن عاصم عن أبي عثمان، قال : بلغ عمر … الأثر. 📚 دراسة نقدية في المرويات الواردة في شخصية عمر بن الخطاب وسياسته الإدارية ٢/‏١٠٠٢ — عبد السلام بن محسن آل عيسى @kholaf_a

🕌 خلافت سراسر عدل و انصاف حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} 🌴 تقوای والیان و کارگزاران حضرت عمر 🔺 حَدَّثَنَا عَفَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ قَالَ حَدَّثَنَا حُصَيْنٌ عَنْ أَبِي وَائِلٍ قَالَ : جَاءَ سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ حِينَ نَزَلَ الْقَادِسِيَّةَ وَمَعَهُ النَّاسُ، قَالَ... قَالَ حُصَيْنٌ : وَكَانَ النُّعْمَانُ بْنُ مُقَرَّنٍ عَلَى كَسْكَرَ، قَالَ فَكَتَبَ إِلَى عُمَرَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّ مَثَلِي وَمَثَلَ كَسْكَرَ كَمَثَلِ رَجُلٍ شَابٍّ عِنْدَ مُومِسَةٍ تُلَوَّنُ لَهُ وَتُعَطَّرُ، وَإِنِّي أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ لَمَّا عَزَلْتَنِي عَنْ كَسْكَرَ، وَبَعَثْتَنِي فِي جَيْشٍ مِنْ جُيُوشِ الْمُسْلِمِينَ. قَالَ : فَكَتَبَ إِلَيْهِ : سِرْ إِلَى النَّاسِ بِنَهَاوَنْدَ فَأَنْتَ عَلَيْهِمْ، قَالَ فَسَارَ إِلَيْهِمْ فَالْتَقَوْا، فَكَانَ أَوَّلَ قَتِيلٍ. ✍🏻 با سند صحیح از حُصَین روایت است که گفت : حضرت نُعمان بن مقرن، والی «کسکر» بود. به حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} نامه نوشت که : ای امیرمؤمنان، مثَل من و ولایت «کسکر»، مانند یک جوان است که دختر خوش‌سیمائی خود را زیبا و عطرآگین کرده و او را وسوسه می‌کند. [خوف آن را دارم که ولایت و قدرت، خدای‌ناکرده مرا مغرور کند و پایم بلغزد] شما را به خدا قسم می‌دهم که مرا از این پُست، معذور بدارید و به لشکریان اسلام بفرستید که آنجا به مؤمنان خدمت کنم. راوی می‌گوید : حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} بلافاصله نامه نوشت که : مانعی ندارد؛ به‌سمت نهاوند برو و آنجا به مجاهدین بپیوند. او هم رفت و در جنگ نهاوند، اولین کسی بود که به‌شهادت رسید. 📚 مصنف ابن أبي شيبة ٦/‏٥٥١ ✅ سند صحيح اینها افسانه نیست. واقعیت‌های حکومت حضرت عمر {رَضِيَ اللهُ عَنْه} و کارگزاران آنحضرت است. @kholaf_a