uk
Feedback
| تعلق |

| تعلق |

Відкрити в Telegram

برای کلمات گرد هم آمدیم *در این جا صحبتمان از #آه‌ی رسوخ کرده در گوشه‌ی قلب و سیل احساسات است *بیان غیرمعمول احساسات عادی https://t.me/HarfChatBot?start=58b208467dbc Channel: @taallugh

Показати більше
599
Підписники
+324 години
+87 днів
+1930 день
Архів дописів
گول ،بلبله عاشق بلبل ،گوله عاشق قورخوم بودور بیر گون سنسیز أوله عاشق

ای روی تو آراسته بی آرایش #مجد_همگر

در میان نامه‌ی اعمال در محشر فقط.. روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی‌ست

السلام علیک یا سیدنا الغریب یا سیدنا مظلوم یا ابا عبدالله

رسید موسم حج تمتع مستان که بسته‌ایم به رختی ز خون دل احرام

مقیّدانِ تو از یادِ غیر خاموشند به خاطری که تویی، دیگران فراموشند... #بابا_فغانی_شیرازی پ‌ن‌) بعد یموت مدید ی عربیمون نشه؟

به صبح می‌رسد، این روزگارِ دائم شب #سید_تقی_سیدی

جانِ ما را مست کن از شربتِ دیدارِ خویش #اهلی_شیرازی

طوفان که نه! بگذار قیامت باشد من در بغلِ گرمِ تو جایم خوب‌ است #مهیا_غلامی

یأسم نداد رخصتِ اظهارِ ناله‌ای چندان شکست دل‌ که نفَس در غبار ماند... #بیدل_دهلوی

چنان در قلبِ من جا داده‌ای خود را که انگاری تو این‌جا خانه‌ات بوده است و من یک دل بنا کردم... #محمدمهدی_شفیعی

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست...؟ دیدم این پاسخ از آن پرسش سوالی‌تر شده...! #فاضل_نظری

حتی به جایگاه خدا غبطه می‌خورم بگذار که از رگ گردن ببوســــــــــمت

مادر ِاين بوسه هاي چون مسيحايي ولي مرده خيلي زنده كردي؛ پاكدامن نيستي #کاظم_بهمن

مشکلِ شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوه‌ی بیرون زده از باغ، حقِ عابر است #محمد_شیخی

گفت: زنده ماندید؟ گفتم: زنده ماندیم، اما زندگی در آن‌روزها متوقف شده بود. زمان می‌گذشت بی آنکه واقعاً بگذرد، نه داغ را سرد می‌کرد و نه درد را التیام می‌بخشید. #کیمیا_رجبی

من به چشم‌های بی‌قرارِ تو قول می‌دهم: ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد، ما دوباره سبز می‌شویم! #قیصر_امین_پور

گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم. #بهرام_بیضایی

عاقبت بگذرد این تیره شبِ غم، خوش باش #اهلی_شیرازی

و إن كنتِ سماء فأنا سحابك و الارض المتلهفة لعناقك و اگر تو آسمان هستی پس من ابرت و زمینِ در حسرت آغوشت