uk
Feedback
⚫روان آنالیز⚫

⚫روان آنالیز⚫

Відкрити в Telegram

Показати більше
638
Підписники
Немає даних24 години
+177 днів
+2730 день
Архів дописів
سخنرانی دکتر آذرخش مکری در TEDxAlef ، بیستم آذر ۱۴۰۴ عنوان: “اگه راست میگی بگو”

‌‌ سلام بر مادر، اوّلین وطن‌ و آخرین تبعیدگاه‌. ‌ #محمود_درویش ❤️

هوش هیجانی «هوش هیجانی خیلی بالا مانع می‌شه بتونی از کسی کاملاً متنفر باشی، چون حتی دلایل اونم می‌تونی درک می‌کنی.»

✅ ایلان ماسک: "ویدئوهای کوتاه بدترین اختراع بشر است و مغز انسان را فاسد می‌کند." 🔸 ایلان ماسک، میلیاردر جنجالی و مالک شرکت‌ه
ایلان ماسک: "ویدئوهای کوتاه بدترین اختراع بشر است و مغز انسان را فاسد می‌کند." 🔸 ایلان ماسک، میلیاردر جنجالی و مالک شرکت‌هایی چون «تسلا»، «اسپیس‌اکس» و «ایکس»، در گفت‌وگویی که سه‌شنبه در یوتیوب پخش شد، ویديوهای کوتاه تیک‌تاک، اینستاگرام و یوتیوب را «بدترین اختراع سال‌های اخیر» نامید و گفت این ویديوهای کوتاه «مغز انسان را فاسد کرده‌اند» و تمرکز نسل جدید را از بین برده‌اند. 🔅 روز سه‌شنبه، دولت استرالیا استفاده از تمام پلتفرم‌های اجتماعی را برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع کرد. شرکت «ایکس» که مالکیتش با ماسک است، اعلام کرد ناچار است این قانون را «به‌طور کامل اجرا کند». 🔅 در همین حال، نتایج پژوهشی جدید از موسسه کارولینسکا سوئد و دانشگاه اورگن آمریکا نشان می‌دهد کودکان روزانه بیش از ۱٫۴ ساعت در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند و این الگوی وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی با افزایش علائم حواس‌پرتی و اختلال تمرکز (ADHD) مرتبط است. در این مطالعه، تماشای تلویزیون و بازی‌های ویدیویی چنین اثری نداشتند، اما شبکه‌های اجتماعی «عامل اصلی فرسایش تمرکز» معرفی شدند. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

تحقیقات جنجالی نشون داده؛ پیک خلاقیت حوالی ۴۰سالگیه و ازونجا به بعد شکوفایی واقعی شروع میشه. این تحقیق روی افرادی که نوبل گرفتن و مخترعان بزرگ انجام شده. پس میشه گفت، یونگ خیلی هم الکی نمیگفت؛ زندگی واقعی از ۴۰سالگی شروع میشه، باقی در حال جستجوییم‌!

یا درد را می‌اندیشی، یا ناخواسته آن را زندگی می‌کنی اگر انسان نتواند تجربه‌های درونی، هیجانات یا واقعیت‌های روانی خود را بیندیشد و در ذهنش آن‌ها را پردازش کند، ناچار می‌شود آن‌ها را در زندگی واقعی و رفتار خود بازی کند و معمولاً به شکلی ناخودآگاه و ویرانگر. ویلفرد بیون پ.ن: بیون معتقد بود که انسان‌ها در زندگی، دائماً با تجربه‌های خام هیجانی روبه‌رو می‌شوند چیزهایی مثل ترس، خشم، غم، میل یا احساس طرد شدن. این تجربه‌ها در ابتدا در ذهن ما شکل‌ نداده(نگرفته) و غیرقابل‌فکرکردن هستند. او این مواد خام ذهنی را عناصر بتا (β-elements) می‌نامید. حال، برای اینکه بتوانیم این تجربه‌ها را بفهمیم، لازم است ذهن ما بتواند آن‌ها را به چیزی قابل فکرکردن تبدیل کند به چیزی که بتوان درباره‌اش تأمل کرد، حرف زد یا به تصویر کشید. فرآیندی که این کار را انجام می‌دهد، به نظر بیون، چیزی است که او آن را کارکرد آلفا (α-function) نامید. نتیجهٔ این فرایند، «عناصر آلفا (α-elements)» هستند یعنی احساسات و تجربه‌هایی که می‌توانیم درباره‌شان فکر کنیم. اگر ذهن نتواند تجربه‌های درونی را پردازش کند، این هیجانات خام در ما باقی می‌مانند و به شکلی دیگر تخلیه یا بازی می‌شوند معمولاً به صورت عمل، رویا، علائم روان‌تنی، یا حتی روابط ویرانگر. برای مثال کسی که نمی‌تواند اندوهش را احساس و درک کند، ممکن است خودش را در موقعیت‌هایی قرار دهد که باز هم فقدان را تجربه کند یا فردی که خشمش را نمی‌فهمد، ممکن است ناخودآگاه وارد درگیری‌های بی‌پایان شود. به همین دلیل است که احساست در رویکردهای هیجان مدار نقش کلیدی را در درمان ایفا می کنند و برای هر فرد حائز اهمیت است که توجه اش را به این مسئله بیشتر کند. منبع Bion, W. R. (1962). Learning from Experience. London: Heinemann. If a patient cannot think his thoughts, he will act them. (اگر بیمار نتواند افکارش را بیندیشد، آن‌ها را به عمل درمی‌آورد.)

انسان همیشه فراموش می‌کند چیزیکه یکبار خوب بوده همواره خوب نیست و نخواهد بود. او به ادامه ی راه‌های قدیمی که در گذشته خوب بودند می‌پردازد، حتی زمانی دراز پس از آنکه این راه‌ها بد شدند و فقط به قیمت فداکاری‌های بزرگ و تحمل رنج‌های بی‌سابقه است که وی می‌تواند خود را از این پندار رها کند و بفهمد آنچه که پیش‌تر خوب بود می‌تواند کهنه شود و دیگر خوب نباشد. این موضوع در مورد مسائل کوچک هم، مانند مسائل بزرگ صدق می‌کند 👤کارل گوستاو یونگ #

نماند به کس روز سختی نه رنج نه آسانی و شادمانی نه گنج فرودسی

ذهنِ ناپخته نمی‌تواند واقعیتِ سخت را تاب بیاورد؛ برای همین آن را انکار می‌کند، تحریف می‌کند یا به بیرون پرتاب می‌کند تا احساسش نکند. اما ذهنِ پخته تواناییِ نگه داشتنِ تجربهٔ دردناک را دارد؛ آن را در خودش حفظ می‌کند، با آن می‌ماند و اجازه می‌دهد آرام‌آرام به «فهم» و «معنا» تبدیل شود. پ.ن: رشد روانی دقیقاً از همین توانایی آغاز می‌شود: اینکه واقعیتِ سخت را تحمل کنیم، نه نابود. بیون

نمادهایی ایرانی که باید بشناسیم
نمادهایی ایرانی که باید بشناسیم

سورن کی‌یرکگور می‌گوید بزرگ‌ترین تهدید، خطرِ از دست دادنِ خویشتن است؛ خطری که آنقدر آرام و خاموش رخ می‌دهد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. چه اشاره دقیق و ظریفی. در جایی خواندم که گاهی برخی رفتارها مثل قدم‌های مورچه در تاریکی، بی‌صدا و نامحسوس تغییر می‌کنند… و ما کم‌کم از خود حقیقی‌مان فاصله می‌گیریم. آنقدر که به تعبیر صادق هدایت چهره‌ای بیگانه همچون پیرمرد خنزرپنزری جای صورتِ اصلی‌مان را می‌گیرد و به تعبیر کارل مارکس دچار «ازخودبیگانگی» می‌شویم. تلنگر مهمی که در چنین تأملاتی به ذهن می‌رسد این است که مهم‌ترین کتابی که در زندگی می‌خوانیم، خودِ ما هستیم؛ و این کتاب نیازمند بازنگری مداوم است. بازنگری در شخصیت، گرایش‌ها، روابط و هر آنچه مسیر زندگی‌مان را شکل می‌دهد. ✍ محمد عینی زاده 🍀

شما مردم را گرسنه نگه داشته‌ايد و آن‌ها را از هم جدا كرده‌ايد تا عصيان و شورش آن‌ها را از بين ببريد . شـما آن‌ها را ضعـيف و درمانده مى‌كنيد و وحشيانه نيروی آن‌ها را مى‌بلعيد و اوقات‌شان را مشغول مى‌كنيد تا از وحشت نه جوشش بكنند و نـه مجالى بـراى جوشش داشته باشند. آن‌ها يكجا ايستاده ‌اند و «درجا» مى‌زنند. راضى باشيد! عليرغم جمعـيتى كه‌ دارند تنها هستند. من هم تنها هستم. «همه‌ى ما» تنها هستيم زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آن‌ها خوار و پسـت شده‌ام، به شـما اعلام مى‌كنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كه ‌تا چشم كار مي‌كند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى» كشانده است؛ چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه بـه روى قطعه خاكى سنگينى می‌كند و بر اثر «بادی‌خشمگين» نابود می‌شود!
#آلبر_كامو کتاب: عصیانگر

🤍خشکی چشم، سردرد، تاری دید و بی‌خوابی؟ ⚪️اگه اینا برات آشناست، احتمالاً گرفتار سندرم فشار چشم دیجیتال شدی وقتی مدت طولانی خی
🤍خشکی چشم، سردرد، تاری دید و بی‌خوابی؟ ⚪️اگه اینا برات آشناست، احتمالاً گرفتار سندرم فشار چشم دیجیتال شدی وقتی مدت طولانی خیره به گوشی یا لپ‌تاپ می‌مونی، مخصوصاً تو تاریکی، نور آبی کنتراست تصویر رو به‌هم می‌ریزه و چشم برای فوکوس مجبور میشه زور اضافه بزنه آخرش چی؟ چشم خشک، سر درد، خستگی شدید و خواب به‌هم‌ریخته ✅ سه راه‌حل طلایی برای نجات چشم‌هات: ⚪️ قانون ۲۰–۲۰–۲۰ هر ۲۰ دقیقه کار با صفحه‌نمایش → ۲۰ ثانیه نگاه به فاصله ۶ متری. یه استراحت کوچیک، یه کمک بزرگ. ⚪️فیلتر نور آبی رو فعال کن بذار مغزت فکر نکنه الان روزه iPhone: Settings → Display & Brightness → Night Shift Android: Settings → Display → Eye Comfort Shield / Night Light ⚪️ ۲ ساعت قبل خواب گوشی رو تعطیل کن فرصت بده بدنت ملاتونین بسازه و خواب درست‌وحسابی داشته باشی. ⭐

@ravananalyst یکی از مشکلات اساسی روابط انسانی داشتن "ذهنیت سرمایه داری" است، بخصوص امروز ، درونی شدن "ذهنیت سرمایه داری" به این معنا است که عاطفه و توجه به دیگری، مانند کالا در روابط عاطفی خرید و فروش شود. برای داشتن روابط عاطفی پربار بایستی خود را از چنین ذهنیتی رهانید. هم در این زمینه حساب و کتاب نکرد و هم مراقب بود تعادل رابطه به هم نخورد. راهکار یادگیری تعادل میان "انسانی برخورد کردن" و ،"هشیاری مورد سو استفاده قرار نگرفتن" است. هر رابطه ای نیازمند هشیاری است و اعتماد مطلق معنا ندارد . نه بخود و نه به دیگری. چرا که هریک از ما موجودات دو پاره و چند پاره ای هستیم که نیاز ها و گرایشات متفاوت، ناسازگار و حتی ضد و نقیضی داریم. پذیرفتن این حقیقت که انسان کامل وجود ندارد، چه من باشم و چه دیگری، لازمه رسیدن به هشیاری در روابط انسانی است. ایجاد تعادل در یک رابطه کاری شبانه روزی است و قرار داد یک رابطه همیشه "لحظه به لحظه" بازخوانی و تجدید نظر می گردد. دکتر حنیفه زاده روانکاو @ravananalyst

✍ معصومه حنیفه زاده/ روانکاو @Ravananalyst کودک درون ما شادمان است یا غمگین ؟ جمله‌هایی هستند که ما در جلسه‌های درمانی یا روانکاوی بارها و بارها می‌شنویم. جمله‌هایی که می‌توان گفت 'بخش‌هایی' از روند درمان را 'برچسب' می‌زنند. یکی از آن جمله‌ها این است : «نمی‌دانم چگونه می‌توان با کمال بی‌مسئولیتی کودکی را بدنیا آورد؟ من هیچ‌وقت بچه‌دار نخواهم شد.» جمله‌ای که اغلب با احساس غم بسیار و عصبانیت فروخورده‌ای بیان می‌شود. کمتر می‌شنویم : « چرا پدر و مادرم مرا بدنیا آوردند ؟» گفتن چنین جمله‌‌ای زمان می‌برد. چرا که افزدون 'پدر و مادر' و 'من' به یک گزاره‌ ظاهرأ فلسفی و کلی نشان از رهیافتن به پرسمانی شخصی دارد. اگر کار خوب پیش برود، کم کم به جمله‌های دیگری می‌رسیم : «چرا پدر و مادر من کار نگهداری و رسیدگی از من را بدرستی انجام ندادند ؟» و یا «از دست پدر و مادر خودم عصبانی هستم. چرا که آن‌ها رسیدگی کافی به من نکرده‌اند.» و یا «کاش پدر و مادر من مرا نه برای پر کردن احساس بی‌معنایی زندگی یا تهی بودن خود یا بهانه‌ای برای تحمل افسردگی خویش، که برای خودم بدنیا می‌آورند.» و کم کم به اینجا می‌رسیم : «اکنون می‌دانم که پدرومادر بی‌نقص وجود ندارد.» در پایان این 'بخش' از کار درمانی اغلب چنین جمله‌ای را خواهیم داشت : « از زندگی کردن خوشحالم و دوست دارم این تجربه را در کودکی که بدنیا خواهم آورد تکرار کنم و می‌دانم که بایستی مانند یک نهال به او رسیدگی کنم تا بارور شود و از لحظه به لحظه زندگی لذت ببرد، هرچند می‌دانم که لذت بردن از زندگی هیچ‌گاه کاملاً بدون تجربه رنج نخواهد بود.» @Ravananalyst

به مناسبت روز مادر دست فرشته‌ را نبوسید محمدرضا رجبی شکیب @drmrshakib ۱- سه سال نشده که مادرم از دنیا رفته است. آخرین تصویر این عزیزدردانه‌ی ته‌تغاری از مادرش این است: پیکری آب‌رفته و بی‌جان روی یک تخت بیمارستانی، در همان اتاق خانه‌ی پدری که پسرک ۴ ساله در آغوش مادر می‌خوابید... و مرد ۴۰ ساله آن روز نشسته بود روی زمین و دست سرد مادر را چسبانده‌ بود به صورتش، که خیس بود از اشکهای عزیزدردانه ته‌تغاری... امسال، اگر به بهانه روز مادر به دیدارش می‌روید، یادتان نرود دستش را ببوسید، قبل از اینکه آخرین تصویرتان از دستبوسی مادر، مثل آخرین تصویر من باشد از دست‌بوسی مادرم. ۲- هیچ‌کس مادر نمی‌شود. هیچ‌کس نیست که شما در وجود او، سلول به سلول ساخته شده باشید؛ ۹ ماه از بدن او تغذیه کرده باشید؛ و در درون او چنان عجین باشید که گویی دقیقا دو روح هستید در یک بدن. ما با هیچ‌‌ احدی در این عالم، چنین تجربه‌ای نمی‌توانیم داشت. ۳- روز مادر، روز یادآوری است، که در هیاهوی روزمرگی، از خاطرمان نرود روزی ما تمام وجودمان نیاز به او بود، حالا اوست که نیازمند مهر و مدارای ماست. فراتر از غریزه‌ای که ما را به مادر پیوند می‌دهد، حق‌شناسی، شرط آدمیزادی است. ما قدردان مادرانمانیم، از همان‌رو که قدردان آموزگارانمانیم، و قدردان دوستانمانیم، و قدردان آدمیزاد بودنمانیم. ۴- مادران ما فرشته نیستند. کاش این تملق‌ پوچ ریاکارانه را تکرار نکنیم. می‌گویم ریاکارانه، چون همین ما، روز زن و روز مادر را یکی کرده‌ایم، که یعنی زن را محکوم کرده‌ایم به مادری، یا بگو به خدمتکاری خانواده. و این بزرگترین ظلم دنیای سنتی است بر زنان. نمی‌گویم مادر و همسر بودن بد است، اما از جایی که حق انتخاب را از کسی می‌گیریم و ظرفیت وجودی او را محدود می‌کنیم، تباهی آغاز می‌شود. ۵- یادمان نرود آدمیزاد، والد درون دارد و ذهن ناهشیاری که تاریخ مردسالاری، باور به محکومیت و محدودیت را در آن کاشته است. از همین‌روست که مادران ما، خود بزرگترین ظالمان بر خویشتن‌ و حتی، بر دخترانشان بودند و هستند. پاسداران بی‌جیره و مواجب سنت، که هرگز نتوانستند باور کنند چشمها را می شود شست، و جور دیگری هم می‌شود زیست. ۶- دست مادر را می‌بوسیم، نه از آن‌رو که بگوییم هرچه تو می‌خواهی و هرچه تو می‌گویی. کاش ارج‌نهادن دستی که هنرمند است یا مهربان را با رسم حقارت‌بار دست‌بوسی حاکمان اشتباه نمی‌گرفتیم. ما می‌توانیم قدردان مادرانمان باشیم، در عین‌ انتقاد از اشتباهاتشان. می‌توانیم منتقدانی مشفق باشیم برای مادرانی که بنا بر غریزه‌ها و آموزه‌های خود، تلاش کردند ما را «به بهترین شکلی که در توان داشتند» بزرگ کنند، و بسیار هم خطا کردند. ۷- روز مادر، روز تمرین شفقت می‌تواند باشد؛ تجربه‌ی مهرورزی با آنانی‌که ناخواسته و نادانسته، بر ما و خود ستم کرده‌اند. و روز مشق تمایز، که من دوستت می‌دارم تا پای جان، اما هرچه تو می‌اندیشی و هرچه تو می‌کنی حق نیست. و روز انسانیت، که دست‌بوسی مادر، دست‌بوسی مراجع قدرت یا تقدس نیست. دستبوسی انسانی است، مثل همه انسانها، مثل خود من. @drshakibclinic

روان نژند، هنرمندی ناکام است که نتوانسته ماهیت تعارضاتش را به هنر تغییر دهد. #اتو_رانک

زماني كه داري. ديگران را انتقاد ميكني ، در حال خلق كردن دوردستهاي خويشي ..! When you criticize others, you are saying far more about yourself.

هرجایی که سرمایه گذاری کنیم ،احتمال باخت وجود دارد. تنها سرمایه گذاری روی شخصیت خودمان است که سراسر بُردِه. اولین و مهمترین دارایی ما در تمام طول زندگی شخصیت ماست که سایر دارایی های ما، به نسبت این دارایی ارزشمند می شوند.

حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند. فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که بخاطرشان، رنج بکشی. باب مارلی